دیپلماسی دلها؛ روایت یک رسالت تمدنی
در میان نهادهای جوشیده از بطن انقلاب اسلامی، برخی ساختارها صرفاً برای انجام مأموریتی اداری یا پاسخ به نیازی مقطعی پدید نیامدهاند، بلکه ترجمان یک اندیشه والا و حامل یک پیام تاریخیاند.
به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، سید محمدرضا مرتضوی، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در لبنان به مناسبت سالروز تاسیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در نوشتهای به ضرورت ایجاد و اهمیت اقدامات آن پرداخته است که در ادامه مشروح این نوشته را میخوانیم؛
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی را باید در صدر این نهادها دانست. سازمانی که تأسیس آن، بیش و پیش از آنکه ایجاد یک تشکیلات اداری باشد، بیانگر فهمی عمیق از جایگاه فرامرزی فرهنگ در مناسبات جهانی بود. این اقدام، اذعان به حقیقتی روشن بود: در جهان معاصر، اقتدار ملتها تنها در توان اقتصادی و تسلیحاتی آنان خلاصه نمیشود، بلکه در ظرفیتهای فرهنگی، توان روایتگری و قدرت نفوذ بر ذهن و دل انسانها معنا مییابد.
جهان امروز، بیش از هر زمان دیگری، میدان تقابل روایتها و تجلیگاه قدرت نرم است. اگر قرون گذشته را دوران سلطه جغرافیا و حاکمیت قدرت سخت بدانیم، دوران کنونی روزگار فرمانروایی معنا، هویت و فرهنگ است. دورانی که در آن، ملتها بیش از آنکه با مرزهای اعتباری سیاسی شناخته شوند، با میراث تمدنی، نظام فکری و توان گفتوگو با جهان تعریف میشوند.جمهوری اسلامی ایران از آغازین روزهای تاسیس خود، حامل پیامی نو، فرهنگی و تمدنی بود. پیامی اصیل بر پایه کرامت انسانی، عدالت، معنویت، استقلال و همزیستی مسالمتآمیز.
انقلاب اسلامی صرفاً یک دگرگونی سیاسی نبود، بلکه طرحی نو در اندیشه فکری معاصر بود که میخواست از چشماندازی تازه به انسان، جامعه و روابط بینالملل بنگرد. ابلاغ این پیام و شکلدهی به گفتوگویی سازنده با ملتها، نیازمند نهادی هوشمند بود تا بتواند ظرفیتهای عظیم فرهنگی ایران اسلامی را در عرصه بینالمللی سامان دهد و آن را به سرمایهای پایدار در دیپلماسی عمومی تبدیل کند.تأسیس این سازمان، برآمدۀ یک نگاه راهبردی و کلان بود.
نگاهی که ایران را نه فقط یک نقطه در نقشه سیاسی جهان، بلکه یک حوزه تمدنی بزرگ میدید. سرزمینی سرافراز که در طول تاریخ با شیرینی زبان و ادب فارسی، حکمت و عرفان، هنر و معماری، و دانش و اندیشه، بر پهنه گستردهای از جهان سایه افکنده و در تکوین تمدن بشری سهمی ماندگار داشته است.از این منظر، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی تنها یک دستگاه اجرایی نیست، بلکه کارگزار مکتبی است که پیامش روایت صادقانه ایران و معرفی چهره حقیقی اسلام ناب و فرهنگ ایرانی به جهانیان است. هر رایزن فرهنگی، هر کرسی زبان فارسی، هر نشست علمی و هر گفتوگوی دینی، حلقهای از زنجیره طلایی تعاملات ایران با جهان است.
زنجیرهای که هدف نهاییاش آفرینش فهم متقابل، تعمیق دوستی میان ملتها و تقویت همگرایی انسانی است.در سه دهه گذشته، گامهای بلند این سازمان در اقصی نقاط جهان، اگرچه گاه در هیاهوی تحولات و غبار سیاست کمفروغ دیده شده، اما در واقع مؤثرترین اقدام در خلق سرمایه اجتماعی برای کشور بوده است، چراکه سرمایه فرهنگی، برخلاف داراییهای مادی، نه با تازیانه تحریم از میان میرود و نه با دگرگونیهای سیاسی دچار زوال میشود، بلکه در حافظه تاریخی ملتها رسوخ کرده و به پشتوانهای ابدی مبدل میگردد.
امروز که جهان گرفتار در بند خشونت، افراطگرایی، اسلامهراسی و بحرانهای هویتی، بیش از همیشه تشنه شنیدن است، نقش این نهاد تمدنی دوچندان میشود.
جهان امروز به صداهایی نیاز دارد که از تکریم انسان و ساختن پلهای ارتباطی سخن بگویند. سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در طول سه دهه حیات خود کوشیده است تا این نقش سترگ را نه بر منطقِ تقابل، بلکه بر مدار تفاهم و تعامل ایفا کند.شاهبیت و مهمترین دستاورد این نهاد، پایهگذاری «دیپلماسی دلها» است. دیپلماسی مقدسی که نه پشت میزهای سرد مذاکره، بلکه در پهنه فرهنگ، هنر و اندیشه شکل میگیرد. تاریخ گواهی میدهد که سیاستمداران با قدرت خود قرارداد امضا میکنند، اما این فرهنگ است که اعتماد میآفریند. سیاست مناسبات را تنظیم میکند، اما این فرهنگ است که پیوندها را ماندگار میسازد. سالروز تأسیس این سازمان، صرفاً گرامیداشت یک ساختار نبوده بلکه فرصتی برای بازخوانی یک تجربه موفق در تجلی قدرت نرم و تأمل بر این حقیقت است که فرهنگ، مؤثرترین زبان برای سخن گفتن با جهان است.
در روزگار آشوب روایتها، پیام این سازمان همچنان زنده و پابرجاست: روایت ایرانی که میخواهد نه با زبان زور، بلکه با منطق فرهنگ و انسانیت با جهان سخن کند. و چه پیامی از این باشکوهتر که دلهای دور را به یکدیگر گره زد و از جغرافیای پراکنده جهان، نقشهای از دوستی و همدلی ترسیم نماید.
درود خدا بر رهبر شهید و بصیرم حضرت امام سید علی خامنهای(رضواناللهتعالیعلیه) که فرمان به تأسیس این سازمان مبارکه کرد.
