دیپلماسی عمومی مرز نمیشناسد
در جنگهای امروز، میدان نبرد دیگر به جغرافیای میدان نظامی محدود نیست. جنگ، همزمان در عرصه افکار عمومی، روایتها، تصویرسازیها، شبکههای اجتماعی، ادراک ملتها و حتی در مهمترین آوردگاههای ورزشی جریان دارد؛ جایی که «تصویر یک کشور» میتواند به اندازه قدرت نظامی و سیاسی آن، در شکلدهی به تحولات اثرگذار باشد.
به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، درخشش و افتخارآفرینی ورزشکاران غیور و شایسته جمهوری اسلامی ایران در بازیهای آسیایی ناگویا ۲۰۲۶، جلوهای ارزشمند از توانمندی، اراده، همت و روحیه پهلوانی جوانان ایران اسلامی را به نمایش گذاشت. رویدادی که افزون بر روایتری توامان بسیاری از نمایندگان شایسته جمهوری اسلامی ایران در ابراز همدردی با شهدای جنگ اخیر بار دیگر با اهتزاز پرچم مقدس ایران و طنین سرود پرافتخار آن در میادین معتبر بینالمللی، جلوهای از عزت، اقتدار و سربلندی ملت بزرگ ایران را به نمایش گذاشت.
مهدی فیاضی، مدیرعامل مؤسسه فرهنگی، هنری و انتشارات بینالمللی الهدی وابسته به سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، به همین مناسبت در یادداشتی که آن را در اختیار اصحاب رسانه قرار داده است، مینویسد؛ دیپلماسی عمومی و فرهنگی نه یک فعالیت حاشیهای، بلکه یکی از چهار میدان اصلی مواجهه در جنگهای معاصر است ؛ میدانی که در آن، روایت ایران و روایت رقیب برای اثرگذاری بر افکار عمومی جهان با یکدیگر رقابت میکنند.
در این نگاه، اگر میدان نظامی، عرصه مقاومت و بازدارندگی باشد، دیپلماسی عمومی عرصه «معنا» و «ادراک» است. در این میدان، آنچه اهمیت دارد این است که جهان ایران را چگونه میبیند، حوادث مربوط به ایران چگونه روایت میشود و چه تصویری از جامعه، فرهنگ، تمدن، مردم و سیاست ایران در ذهن مخاطب جهانی شکل میگیرد و جنگ روایتها از همین نقطه آغاز میشود.
هر اندازه تصویر یک کشور در افکار عمومی جهان مخدوشتر شود، زمینه برای پذیرش روایتهای امنیتی و تهدیدمحور علیه آن کشور افزایش مییابد. از این منظر، دیپلماسی عمومی صرفاً معرفی دستاوردهای فرهنگی نیست؛ بلکه تلاشی مستمر برای جلوگیری از تحریف واقعیت، تبیین هویت و ارائه تصویری دقیق، انسانی و قابل فهم از یک ملت است.
ایران در این میدان، تنها با یک کشور یا یک رسانه مواجه نیست؛ با مجموعهای از روایتها، چارچوبهای رسانهای و تصویرسازیهای هدفمند مواجه است. از «ایران هراسی» و «شیعه هراسی» تا تلاش برای ارائه تصویری منزوی، بحرانزا و تهدیدکننده از ایران، همگی بخشی از نبردی هستند که در ذهن مخاطبان جهانی جریان دارد.
در برابر چنین روندی، پاسخ فرهنگی نمیتواند صرفاً دفاعی و واکنشی باشد. ایران نیازمند روایت فعال از هویت تاریخی و تمدنی خود است؛ روایتی که بتواند میان ایران امروز و میراث فرهنگی و تمدنی چند هزار ساله آن پیوند برقرار کند.
از فردوسی و شاهنامه تا آرش و رستم، از ادبیات فارسی تا فرهنگ مقاومت، از میراث ایرانی ـ اسلامی تا تجربه زیسته ایرانیان، همه میتوانند بخشی از این روایت بزرگ باشند؛ روایتی که به جای سخن گفتن صرفاً درباره «قدرت»، از «معنا» و «هویت» نیز سخن میگوید.
این همان نقطهای است که دیپلماسی فرهنگی از تبلیغات سیاسی فاصله میگیرد و به یک پروژه عمیق تمدنی تبدیل میشود.
در این میان، ایرانیان خارج از کشور نیز ظرفیت مهمی برای دیپلماسی عمومی ایران محسوب میشوند. تفکیک میان ایرانیان مقیم خارج از جریانهای برانداز و تجزیهطلب، و توجه به سرمایه اجتماعی ایرانیان در سراسر جهان، میتواند یکی از مهمترین مسیرهای تقویت ارتباط «مردم با مردم» باشد؛ ارتباطی که گاه بسیار اثرگذارتر از پیامهای رسمی دولتهاست.
جهان امروز، بیش از هر زمان دیگری به «انسانرسانهها» وابسته است. یک جوان ایرانی یا حتی یک مخاطب غیرایرانی که با زبان، ابزار و ادبیات مخاطب جهانی روایت خود را منتشر میکند، میتواند بخشی از یک شبکه بزرگ دیپلماسی عمومی باشد. تجربه انتشار محتوای فرهنگی به زبانهای مختلف درباره شخصیتهای فرهنگی و سیاسی ایران نیز نشان میدهد که دیپلماسی فرهنگی زمانی اثرگذارتر میشود که از زبان مخاطب جهانی سخن بگوید. در این میان، ترجمه صرف کافی نیست؛ باید «مفهوم» ترجمه شود.
مخاطب خارجی باید بتواند ایران را با مؤلفههایی همچون تمدن، فرهنگ، عقلانیت، تابآوری، تعامل، همسایگی، مسئولیتپذیری و مشارکت اجتماعی بشناسد. این تصویر، زمانی ماندگار خواهد شد که در قالب هنر، ادبیات، سینما، پادکست، کتاب، شبکههای اجتماعی، تولیدات چندرسانهای و ارتباطات مردمی بازتولید شود.
از همین منظر، دیپلماسی عمومی را میتوان «جبهه سوم» جنگهای جدید دانست؛ جبههای که در آن گلولهها جای خود را به تصویر، روایت، هشتگ، ویدئو، کتاب، ترجمه و داستان دادهاند.
اگر در میدان نظامی، هدف بازدارندگی است، در میدان دیپلماسی عمومی، هدف ساختن تصویری است که امکان تحریف و دشمنسازی را کاهش دهد و شاید مهمترین درس این میدان آن باشد که در جهان امروز، کشوری که روایت خود را به جهان عرضه نکند، ناگزیر روایت دیگران درباره خود را خواهد شنید.
دیپلماسی فرهنگی، در چنین شرایطی، نه پیوست جنگ است و نه فعالیتی تشریفاتی؛ بخشی از خودِ میدان است. میدانی که در آن، آینده تصویر ایران در ذهن ملتها ساخته میشود؛ با زبان فرهنگ، قدرت تمدن و ظرفیت انسانهایی که میتوانند ایران را برای جهان روایت کنند.
