ایرانیان خارج از کشور جامعهای چند لایه است
عضو هیئت علمی دانشکده مطالعات جهان با تأکید بر ضرورت شناخت دقیق و واقعبینانه جامعه ایرانیان خارج از کشور گفت: ایرانیان خارج از کشور جامعهای یکدست نیستند و بر اساس زمان و انگیزه مهاجرت، کشور مقصد، شرایط اقتصادی و سطح تحصیلات، تفاوتهای قابل توجهی با یکدیگر دارند.
به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، دکتر زینب قاسمیطاری در نشست «بستر یکپارچه اندیشه نخبگان ایرانی» با موضوع «نقش و جایگاه ایرانیان خارج از کشور در شرایط بحران» اظهار کرد: برای شناخت رفتار ایرانیان خارج از کشور، ابتدا باید میان مفاهیم «مهاجر» و «دیاسپورا» تمایز قائل شد.
وی افزود: مهاجرت معمولاً با اختیار فرد و با هدف دستیابی به فرصتهای بهتر شغلی، تحصیلی و اقتصادی صورت میگیرد، در حالی که دیاسپورا بیشتر به جامعهای اطلاق میشود که پیوند خود را با سرزمین مادری حفظ کرده و تلاش میکند این ارتباط را از طریق فعالیتهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی استمرار بخشد.
قاسمیطاری ادامه داد: هویت دیاسپورایی امری ثابت و از پیش تعیینشده نیست، بلکه میتواند در شرایط مختلف سیاسی و اجتماعی تغییر کند. ممکن است فردی پس از مهاجرت، تلاش کند خود را با جامعه میزبان همانند کند، اما در یک مقطع سیاسی یا بحرانی، بار دیگر هویت ایرانی یا سیاسی خود را برجسته کند.
ایرانیان خارج از کشور؛ جامعهای متنوع با انگیزهها و تجربههای متفاوت
عضو هیئت علمی دانشکده مطالعات جهان با تأکید بر پرهیز از نگاه یکسان به ایرانیان خارج از کشور گفت: ایرانیان مقیم کشورهای مختلف، تجربههای متفاوتی دارند و نمیتوان با یک الگوی واحد رفتار همه آنها را تحلیل کرد.
وی خاطرنشان کرد: ایرانیانی که در کشورهای حوزه خلیج فارس، ترکیه، کشورهای اروپایی یا آمریکا زندگی میکنند، با توجه به زمان مهاجرت، انگیزه خروج از کشور، شرایط کشور مقصد، وضعیت اقتصادی و سطح تحصیلات، دارای ویژگیهای متفاوتی هستند و یکسان دیدن این جوامع میتواند موجب خطا در تحلیل شود.
قاسمیطاری همچنین به افزایش مهاجرت و حضور ایرانیان در برخی کشورهای منطقه اشاره کرد و گفت: در سالهای اخیر، ترکیه به یکی از مقاصد مهم ایرانیان تبدیل شده و این جامعه میتواند در آینده از نظر اجتماعی و سیاسی اهمیت بیشتری پیدا کند.
وی با اشاره به تصویر رایج از ایرانیان خارج از کشور به عنوان «نخبگان» اظهار کرد: نباید همه ایرانیان خارج از کشور را نخبه تلقی کرد. بر اساس برخی دادههای موجود، بخش کوچکی از ایرانیانی که از کشور خارج شدهاند در دانشگاههای تراز اول جهان تحصیل میکنند و بنابراین باید از ارائه تصویری یکدست و غیرواقعی از جامعه ایرانیان خارج از کشور پرهیز کرد.
نقش ایرانیان مقیم آمریکا در تحولات سیاسی
عضو هیئت علمی دانشکده مطالعات جهان با اشاره به اهمیت جامعه ایرانیان مقیم آمریکا گفت: این جامعه به دلیل برخورداری از دسترسی به منابع مالی، رسانهای و سیاسی و همچنین شرایط خاص روابط ایران و آمریکا، ظرفیت بیشتری برای اثرگذاری بر تحولات سیاسی دارد.
وی افزود: بر اساس برخی برآوردها، بخش قابل توجهی از ایرانیان خارج از کشور در آمریکا زندگی میکنند و همین موضوع، در کنار دسترسی آنان به رسانهها و شبکههای اجتماعی، اهمیت مطالعه این جامعه را افزایش داده است.
قاسمیطاری با اشاره به نقش شبکههای اجتماعی در تحولات سالهای اخیر تصریح کرد: اینستاگرام، ایکس و دیگر شبکههای اجتماعی موجب شدهاند مرز میان ایرانیان داخل و خارج از کشور در حوزه دریافت و تولید اطلاعات کمرنگتر شود و ایرانیان خارج از کشور نیز بتوانند بر فضای اجتماعی و سیاسی داخل ایران تأثیر بگذارند.
ضرورت توجه به نقش دیاسپورا در شرایط بحران
وی با اشاره به مطالعات حوزه روابط بینالملل درباره نقش دیاسپوراها در مناقشات سیاسی گفت: در بسیاری از کشورها، جوامع دیاسپورایی توانستهاند از طریق فعالیتهای رسانهای، سیاسی و لابیگری بر سیاست خارجی و تحولات کشور مبدأ تأثیرگذار باشند.
قاسمیطاری افزود: رفتار ایرانیان خارج از کشور در شرایط بحران را نیز باید با توجه به موقعیت جغرافیایی، میزان دسترسی آنان به منابع اطلاعاتی و رسانهای و همچنین فاصله آنان از تجربه مستقیم بحران تحلیل کرد.
وی ادامه داد: ایرانیان خارج از کشور، به دلیل فاصله فیزیکی از کشور، ممکن است تجربه متفاوتی از جنگ، تحریم و بحران داشته باشند و همین فاصله میتواند در برخی موارد موجب شکلگیری مواضع متفاوت و حتی رادیکالتر نسبت به افرادی شود که در داخل کشور زندگی میکنند.
سه گروه اصلی ایرانیان خارج از کشور در شرایط بحران
عضو هیئت علمی دانشکده مطالعات جهان با اشاره به رفتار جوامع دیاسپورایی در دورههای بحران گفت: میتوان ایرانیان خارج از کشور را در شرایط بحرانی به سه گروه کلی تقسیم کرد؛ گروه فعال و هسته اصلی، گروه میانه یا خاکستری و گروه خاموش.
وی توضیح داد: گروه فعال معمولاً افرادی هستند که به شکل مستمر در حوزههای سیاسی و رسانهای فعالیت میکنند و میتوانند در دوره بحران، بخشهایی از جامعه خاکستری را نیز بسیج کنند. در مقابل، بخش قابل توجهی از ایرانیان ترجیح میدهند در شرایط بحران سکوت کنند؛ چرا که زندگی، شغل، سرمایه و آینده فرزندانشان در کشور مقصد تعریف شده و ورود به فعالیت سیاسی ممکن است برای آنان هزینههایی ایجاد کند.
قاسمیطاری در ادامه به تأثیر رسانههای فارسیزبان خارج از کشور بر شکلدهی به هویت و نگرش سیاسی بخشی از ایرانیان خارج از کشور اشاره کرد و گفت: شبکههای رسانهای طی سالهای گذشته در بازنمایی تصویری خاص از ایران و تقویت برخی روایتهای تاریخی و سیاسی نقش داشتهاند.
وی تأکید کرد: استمرار یک روایت رسانهای میتواند به تدریج تصویری ذهنی از ایران ایجاد کند که حتی برای فردی که تجربه زیسته متفاوتی داشته، باورپذیر شود.
قاسمیطاری در پایان با تأکید بر ضرورت شناخت علمی و دقیق جامعه ایرانیان خارج از کشور خاطرنشان کرد: برای سیاستگذاری مؤثر در این حوزه باید تفاوتهای درون جامعه ایرانیان خارج از کشور، گرایشهای مختلف سیاسی و اجتماعی و همچنین ظرفیتهای واقعی آنان را بهصورت دقیق شناسایی و تحلیل کرد.
