راهبردهای دیپلماسی فرهنگی جمهوری قزاقستان در منطقه آسیای مرکزی
آستانه - قزاقستان: رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در آستانه در مطلبی، به تحلیل جامع رویهها و راهبردهای دیپلماسی فرهنگی جمهوری قزاقستان در منطقه آسیای مرکزی میپردازد.
در این مطلب آمده است: در جهان معاصر که جریانهای اطلاعاتی و فرآیند جهانیشدن مرزها را کمرنگ کردهاند، دیپلماسی کلاسیک بخشی از کارکردهای خود را به ابزارهای انعطافپذیرتر نفوذ واگذار میکند.
دیپلماسی فرهنگی، بهعنوان یکی از ابعاد کلیدی «قدرت نرم»، در منطقه چندقطبی و چندفرهنگی آسیای مرکزی اهمیتی ویژه مییابد. این چهارراه گسترده جغرافیایی و تمدنی، که در طول تاریخ محل تلاقی راههای تجاری، ایدئولوژیها و فرهنگها بوده است، امروز به عرصه رقابت و همکاری راهبردی قدرتهای جهانی تبدیل شده است. در این بستر، جمهوری قزاقستان که بزرگترین سرزمین و اقتصاد منطقه را در اختیار دارد، بهطور پیوسته سیاست خارجی چندجانبهای را دنبال میکند که در آن دیپلماسی فرهنگی نقشی ساختاردهنده و بنیادین ایفا میکند.
هدف این مقاله، تحلیل جامع رویهها و راهبردهای دیپلماسی فرهنگی جمهوری قزاقستان در منطقه آسیای مرکزی و نیز ارزیابی میزان کارآمدی آن در چارچوب همگرایی منطقهای و جایگاهیابی جهانی این کشور است. این پژوهش پیشزمینههای تاریخی، سازوکارهای نهادی، پروژههای کلیدی و چالشهای پیشروی «قدرت نرم» قزاقستان را در بر میگیرد.
مبانی تاریخی و مفهومی دیپلماسی فرهنگی در منطقه
آسیای مرکزی گهواره تمدنهای کهن و محل تلاقی فرهنگهای کوچنشین و یکجانشین، هویت اسلامی و ترکتبار است. جاده ابریشم طی قرنها نهتنها یک گذرگاه اقتصادی، بلکه مجرایی برای انتقال دانش، فناوریها، ادیان و کدهای فرهنگی بوده است. دیپلماسی فرهنگی معاصر در این منطقه تا حد زیادی به این میراث تاریخی متوسل میشود و میکوشد اشتراکات تاریخی را به بنیانی برای همکاریهای سیاسی و اقتصادی امروز تبدیل کند.
برای قزاقستان که در سال ۱۹۹۱میلادی به استقلال دست یافت، شکلدهی به هویت ملی از اهمیتی بنیادین برخوردار بود. در این فرآیند، فرهنگ همزمان به موضوع سیاست داخلی (انسجام ملت پیرامون یک روایت تاریخی مشترک) و ابزاری برای سیاست خارجی (معرفی دولت جدید به جهان) بدل شد. دو دهه نخست استقلال به «رنسانس فرهنگی» اختصاص یافت: احیای نامهای تاریخی، سنتها و زبان که زمینه لازم را برای بازنمایی تصویر ملی در عرصه بینالمللی فراهم ساخت.
از منظر مفهومی، قزاقستان دیپلماسی فرهنگی را بهعنوان بخشی از سیاست خارجی چندجانبه خود که از سوی نخستین رئیسجمهور، «نورسلطان نظربایف»، اعلام شد، تعریف کرد. این کشور میکوشد خود را بهعنوان بازیگری مسئول و قابل پیشبینی در نظام بینالملل معرفی کند؛ پلی میان شرق و غرب، میان جهان اسلام و مسیحیت، و میان اقتصادهای پویای آسیایی و شرکای سنتی اروپایی. در این راهبرد، فرهنگ بهمثابه زبانی جهانی عمل میکند که قادر است پیامهای کلیدی قزاقستان را به جهان منتقل کند:
- تساهل و مدارا
- همزیستی بینادیانی و بینقومیتی
- تلاش برای نوسازی بدون از دست دادن ارزشهای سنتی
- ساختار نهادی و برنامهریزی راهبردی
کارآمدی دیپلماسی فرهنگی تا حد زیادی به وجود یک ساختار نهادی سنجیده وابسته است. در جمهوری قزاقستان، مجموعهای از نهادهای دولتی و شبهدولتی مسئول اجرای این مأموریت هستند.
نقش هماهنگکننده مرکزی بر عهده وزارت امور خارجه جمهوری قزاقستان است که در ساختار آن، واحدهای ذیربط به همکاریهای فرهنگی و بشردوستانه میپردازند. نمایندگیهای دیپلماتیک در خارج از کشور نیز بار سنگینی بر دوش دارند؛ از جمله:
- سازماندهی رویدادهای فرهنگی
- ترویج هنر قزاقستان
- ایجاد ارتباط میان نهادهای خلاق و فرهنگی
جایگاه ویژهای در این نظام به «بنیاد نخستین رئیسجمهور جمهوری قزاقستان – الباسی» تعلق دارد که بهطور فعال در پروژههای آموزشی و فرهنگی خارج از کشور، بهویژه در کشورهای آسیای مرکزی، فعالیت میکند. این بنیاد برگزارکننده همایشها و نمایشگاههاست و از برنامههای تحرک دانشگاهی و پژوهشهای علمی درباره منطقه حمایت میکند.
نهاد تخصصی دیگر «مؤسسه مطالعات راهبردی قزاقستان نزد رئیسجمهور جمهوری قزاقستان» (KISI) است که از طریق فعالیتهای تحلیلی و برگزاری کنفرانسهای بینالمللی، گفتمان کارشناسی پیرامون قزاقستان و آسیای مرکزی را شکل میدهد.
تأکید ویژهای بر جهتگیری آسیای مرکزی وجود دارد که در مقاله برنامهای نورسلطان نظربایف با عنوان «هفت وجه دشت بزرگ» و ابتکارات پس از آن بازتاب یافته است؛ ابتکاراتی که هدفشان ایجاد یک فضای مشترک انسانی در منطقه بر پایه کد تاریخی– فرهنگی مشترک است.
محورهای اصلی و ابزارهای دیپلماسی فرهنگی قزاقستان در آسیای مرکزی
۱)میراث تاریخی ـ فرهنگی و روایت مشترک
قزاقستان بهطور فعال ایده اشتراک سرنوشت تاریخی ملتهای آسیای مرکزی را ترویج میکند. این رویکرد در موارد زیر نمود مییابد:
*پروژههای باستانشناسی و پژوهشی: حمایت از هیئتهای مشترک کاوش در محوطههایی که برای کل منطقه اهمیت دارند (برای مثال، آثار مربوط به عصر مفرغ، اوایل عصر آهن و دوره ترکها). پژوهشگران قزاقستانی در کاوشها در قلمرو ازبکستان، قرقیزستان و تاجیکستان مشارکت دارند و بر پیوستگی فرهنگی منطقه تأکید میکنند.
*احیای نامها و مکانهای تاریخی: ابتکارات مربوط به گذار زبان قزاقی به الفبای لاتین (هرچند فرآیندی داخلی است) در چارچوب منطقهای نیز بهعنوان مسیری بالقوه برای نزدیکی با همسایگان ترکزبان مطرح میشود. همچنین، ترویج مسیرهای گردشگری «جاده بزرگ ابریشم» بهعنوان یک برند فرامرزی واحد دنبال میگردد.
*مقابله با تلاشها برای «خصوصیسازی» میراث مشترک: اتخاذ موضعی فعال در دفاع از نقش دشت بزرگ در تاریخ جهان، که بازتاب مثبتی در میان نخبگان فکری کشورهای همسایه دارد؛ کشورهایی که آنان نیز در پی عبور از کلیشههای استعمارگرایانه درباره «حاشیهای بودن» منطقه هستند.
۲)دیپلماسی آموزشی و دانشگاهی
این حوزه یکی از پرهزینهترین و در عین حال راهبردیترین جهتگیریهاست.
*برنامه «بولاشاک»: اگرچه هدف اصلی این برنامه تربیت نیروی انسانی برای قزاقستان است، شمار قابل توجهی از بورسیهگیران در دانشگاههای روسیه، چین، اروپا و ایالات متحده تحصیل کرده یا میکنند. این فارغالتحصیلان پس از بازگشت، حامل نهتنها دانش، بلکه پیوندهای فرهنگی نیز هستند. در سالهای اخیر، برنامه بهطور فعال به کشورهای آسیای مرکزی گسترش یافته و برای دانشجویان قرقیزستان، ازبکستان و تاجیکستان جهت تحصیل در دانشگاههای پیشروی قزاقستان (دانشگاه نظربایف، دانشگاه ملی قزاقستان به نام ابونصر فارابی و غیره) بورسیههایی فراهم شده است.
*ایجاد دانشگاههای شبکهای: ابتکار شکلدهی به دانشگاه آسیای مرکزی (در مرحله بحث و بررسی) بالقوه میتواند به یکی از قدرتمندترین ابزارهای «قدرت نرم» تبدیل شود و نخبگان آینده منطقه را با ارزشها و شبکههای ارتباطی مشترک پرورش دهد.
*حمایت از کرسیها و مراکز قزاقستانشناسی: افتتاح مراکز آموزش زبان قزاقی، تاریخ و فرهنگ قزاقستان در دانشگاههای تاشکند، بیشکک و دوشنبه، و نیز برگزاری مدارس تابستانی برای دانشجویان خارجی.
کنفرانسها و انتشارات علمی مشترک: تأمین مالی پژوهشهایی درباره امنیت منطقهای، مجموعه آب و انرژی و تاریخ، که به شکلگیری یک میدان تحلیلی مشترک کمک میکند.
۳)تبادلات فرهنگی و حضور رسانهای
*تورهای نمایشی گروههای تئاتر، موسیقی و رقص: اجرای منظم هنرمندان قزاقستانی در جشنوارههای کشورهای همسایه. ستارگان موسیقی پاپ از محبوبیت ویژهای برخوردارند و در شکلدهی به تصویری مدرن و مثبت از قزاقستان نقش دارند.
*تولیدات سینمایی و سریالها: ترویج سینمای قزاقستان با محوریت موضوعات جهانشمول خانواده، سنتها و تاریخ (مانند فیلمهای «راه رهبر»، «خانات قزاق» و آثار کارگردانانی چون آکان ساتایف و ارلان اوماروف). پخش این آثار از شبکههای تلویزیونی آسیای مرکزی و نمایش در جشنوارههای سینمایی منطقهای.
*نمایشگاههای هنرهای تجسمی و عکاسی: ارائه همزمان هنر سنتی (نظیر جواهرسازی و قالیبافی) و هنر معاصر که پویایی توسعه کشور را برجسته میسازد.
*همکاریهای رسانهای و پخش تلویزیونی: پخش شبکههای تلویزیونی قزاقستان (مانند «خبر») در کشورهای همسایه و ایجاد پروژههای مشترک اطلاعرسانی با محوریت مسائل منطقهای.
۴)گفتوگوی قومی ـ فرهنگی و دینی
قزاقستان خود را بهعنوان الگویی از همزیستی بینقومیتی و بیندینی معرفی میکند؛ موضوعی که برای کشورهای چندقومیتی آسیای مرکزی اهمیت ویژه دارد.
*ترویج تجربه «مجمع خلق قزاقستان» (АНК): انتقال تجربه ایجاد نهادهایی که گروههای قومی مختلف را گرد هم میآورند. این الگو توجه کشورهای همسایه را که با چالشهای ادغام اقلیتها روبهرو هستند، جلب کرده است.
*اسلام در دولت سکولار: نمایش الگوی «اسلام قزاقستانی» بهعنوان اسلامی معتدل، غیرسیاسی و منطبق با چارچوب حقوقی سکولار. برگزاری کنگرههای بینالمللی رهبران ادیان جهانی و سنتی در آستانه به برندی منحصربهفرد برای کشور تبدیل شده و رهبران دینی آسیای مرکزی را نیز جذب میکند.
*حمایت از همبستگی ترکتباران: مشارکت در سازمان تُرکسوی، برگزاری روزهای فرهنگ ترک و جشنوارهها که پیوندهای فرهنگی ـ تمدنی با قرقیزستان، ازبکستان و ترکمنستان را تقویت میکند.
۵)- دیپلماسی ورزشی و رویدادهای بزرگ
*برگزاری رویدادهای بینالمللی بزرگ: میزبانی موفق بازیهای آسیایی ۲۰۱۱میلادی، یونیورسیاد زمستانی ۲۰۱۷م، اکسپو ۲۰۱۷م و نیز مشارکت مستمر در رقابت برای میزبانی رویدادهای جهانی (مانند قهرمانیهای جهان) بهطور چشمگیری بر شناختهشدن و اعتبار قزاقستان در سطح جهانی و منطقهای افزوده است. برای همسایگان آسیای مرکزی، این امر نمایشگر توانمندیهای سازمانی و زیرساختی کشور است.
*ترویج ورزشهای ملی: مانند کوکپار (رقابت اسبسواری) و قزاقشا کُرِس (کشتی سنتی) که نمونههای مشابهی در ازبکستان و قرقیزستان دارند و پیوندی عاطفی و فرهنگی میان ملتها ایجاد میکنند.
- ترویج در کشورهای مختلف آسیای مرکزی: ویژگیهای رویکرد
ازبکستان: شریک کلیدی و در عین حال پیچیدهترین طرف، بهدلیل رقابت تاریخی بر سر رهبری منطقه و وزن جمعیتی و فرهنگی بالای این کشور. قزاقستان بر موارد زیر تأکید دارد:
* شراکت اقتصادی بهعنوان پایهای برای نزدیکی فرهنگی
* تاریخ مشترک (دوره تیموریان، خانات ازبک و قزاق)
* حمایت از دیاسپورای ازبک در قزاقستان
* پروژههای مشترک گردشگری (سمرقند و بخارا بهعنوان میراث مشترک)
قرقیزستان: نزدیکترین همسایه از نظر فرهنگی و زبانی. دیپلماسی بر ایده «ملتهای برادر» استوار است:
* حداکثر تسهیل رژیمهای روادید و اشتغال
* حمایت فعال از دانشجویان قرقیزستانی در قزاقستان
* پروژههای رسانهای مشترک و محبوبیت محتوای قزاقستانی
* واکنش حساس به نیازهای بشردوستانه (حمایت در دورههای بحران سیاسی)
تاجیکستان: در این کشور، قزاقستان بهعنوان اهداکننده مهم اقتصادی و میانجی در گفتوگوی دوشنبه با سایر کشورهای منطقه ایفای نقش میکند. تمرکز بر:
* برنامههای آموزشی و کمکهای بشردوستانه
* مشاوره در زمینه حلوفصل مناقشات آبی
* رویدادهای فرهنگی که بر اشتراکات سنتز فرهنگی فارسی– ترکی در تاریخ منطقه تأکید دارند.
ترکمنستان: بستهترین کشور منطقه. قزاقستان با احتیاط و از طریق موارد زیر عمل میکند:
* همکاری اقتصادی در حوزههای انرژی و حملونقل
* مشورتهای دیپلماتیک درباره وضعیت حقوقی دریای خزر
* تبادلات فرهنگی آرام و غیرعلنی در سطح اتحادیههای هنری و آرشیوها
- چالشها و محدودیتها
با وجود تلاشهای چشمگیر، دیپلماسی فرهنگی جمهوری قزاقستان در آسیای مرکزی با مجموعهای از چالشهای جدی روبهروست:
رقابت با دیگر کانونهای «قدرت نرم»:
- روسیه (از طریق زبان، آموزش، رسانهها و ارتدوکسی)
- ترکیه (پانترکیسم، سریالها و برنامههای آموزشی)
- چین (سرمایهگذاریهای عظیم اقتصادی، مؤسسات کنفوسیوس و حضور فرهنگی روبهرشد)
رقابت با این بازیگران از نظر منابع برای قزاقستان دشوار است.
مشکلات داخلی: توسعه ناکافی صنایع فرهنگی در داخل کشور، مناقشات دورهای زبانی (روسی در برابر قزاقی) و بوروکراتیزهشدن فرآیندها میتواند نیروی محرک فرهنگی خارجی را تضعیف کند
اثر همسایگی: مهاجرت قابل توجه نیروی کار از کشورهای آسیای مرکزی به قزاقستان گاه به تنشهای روزمره و مشکلات اجتماعی میانجامد که میتواند بر تصویر کشور در نگاه شهروندان همسایه اثر منفی بگذارد.
تفاوت در رژیمهای سیاسی و سرعت نوسازی: قزاقستان خود را بازترین و پیشرفتهترین جامعه منطقه معرفی میکند؛ امری که ممکن است از سوی نخبگان کشورهای محافظهکارتر همسایه بهعنوان الگوی نامطلوب یا نوعی «برتری اخلاقی» تلقی شود.
مسائل حلنشده فرامرزی: چالشهای آب و انرژی و تعیین مرزها. این مسائل «سخت» میتوانند تلاشها برای نزدیکی فرهنگی را خنثی کنند.
نتیجهگیری:
دیپلماسی فرهنگی قزاقستان در آسیای مرکزی از مجموعهای اقدامات پراکنده به سیاستی نظاممند و دارای درک راهبردی تبدیل شده است. این دیپلماسی به ابزاری کلیدی برای تحقق چند هدف بنیادین بدل شده است:
- تضمین امنیت ملی از مسیر حسن همجواری
- تقویت جایگاه رهبری در منطقه
- ایجاد تصویر مطلوب برای جذب سرمایهگذاری و گردشگری
- و در نهایت شکلدهی به هویت منطقهای مشترک بهعنوان پایهای برای همگرایی پایدار
رویکرد قزاقستان با عملگرایی، تمرکز بر نتایج بلندمدت و بهرهگیری هوشمندانه از میراث تاریخی برای ساخت پیوندهای معاصر مشخص میشود. این کشور توانسته است برندهای شناختهشدهای (آستانه، اکسپو، کنگره رهبران ادیان جهانی) ایجاد کرده و دستورکاری مثبت و همگرا به منطقه پیشنهاد دهد.
در شرایط احیای «بازی بزرگ» پیرامون آسیای مرکزی، دیپلماسی فرهنگی برای جمهوری قزاقستان نه صرفاً مکمل سیاست، بلکه ابزاری کلیدی برای تضمین حاکمیت، ثبات و شکوفایی است؛ ابزاری که امکان میدهد کشور بهعنوان کانونی مستقل و جذاب در قلب اوراسیا باقی بماند. موفقیت در این مسیر نهتنها به معنای پیروزی سیاست خارجی قزاقستان، بلکه گامی واقعی در جهت تبدیل آسیای مرکزی از یک مفهوم جغرافیایی به جامعهای از دولتهای امن، توسعهیافته و دوستدار یکدیگر خواهد بود.
منبع:
https://journal.apa.kz/index.php/path/article/view/1290?articlesBySimilarityPage=56
https://www.gov.kz/memleket/entities/kazaid/press/news/details/790952?lang=ru
https://www.inform.kz/ru/kazahstan-samaya-diplomaticheski-aktivnaya-strana-tsa-ekspert
روابط عمومی و اطلاع رسانی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
