• 1405/07/20 - 07:27
  • 38
  • : 12 دقیقه

از دیاربکر تا میناب؛ ۲۴ روز در مسیر «صلح و دوستی»

حرکت کاروان مردمی دوچرخه‌سواران ترکیه از «دیاربکر» تا میناب، صرفاً یک سفر ورزشی یا برنامه نمادین نیست؛ این حرکت روایتی عیان از پیوند ملت‌ها است؛ روایتی که در آن، مرزهای جغرافیایی جای خود را به همدلی و همراهی مردم می‌دهد. 

1405071911082426238534344

به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، کاروان دوچرخه‌سواری «مقاومت شهدای میناب؛ از دیاربکر تا میناب» عنوانی است که این روزها در قاب رسانه‌ نمود پیدا کرده است.

حرکت کاروان ۲۰ نفره‌ای که از شهر دیاربکر در جنوب شرق ترکیه به تاریخ ۱۰ مهر آغاز و اعضای آن پس از عبور از شهر‌های تعیین‌شده در خاک کشور همسایه، روز جمعه ۱۷ مهرماه از طریق گذرگاه مرزی رازی وارد جمهوری اسلامی ایران شدند.

هدف اصلی از اجرای این برنامه، ابراز همبستگی و همدلی با مردم ایران، گرامیداشت یاد و خاطره شهدای مدرسه «شجره طیبه» میناب در جریان جنگ رمضان و انتقال پیام صلح، دوستی و همبستگی میان مردم ایران و ترکیه عنوان شده است و یکی از بخش‌های نمادین این حرکت، حمل کیف‌های مدرسه کودکان در پشت دوچرخه‌های اعضای کاروان است.

کودکان ترکیه در این کیف‌ها نامه‌ها، نقاشی‌ها، شعرها، اسباب‌بازی‌ها و پیام‌های همبستگی خود را برای کودکان ایران قرار خواهند داد تا این پیام‌ها در طول مسیر به کودکان شهر‌های مختلف ایران منتقل شود.

به بیان مسئولین سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی که کار پشتبانی این گروه فرهنگی و ورزشی را در همه این مدت برعهده دارد، کودکان ترکیه بیش از ۲۰۰۰ نقاشی و ۳۰۰۰ نامه را برای کودکان ایرانی تهیه کرده‌اند که از طریق این کاروان به ایران ارسال خواهد شد.

افزون بر این، داوطلبان یک انجمن حمایت از کودکان در ترکیه نیز هزاران قطعه اسباب‌بازی را برای اهداء به کودکان شهر‌های مسیر و به‌ویژه کودکان میناب در اختیار کاروان قرار داده‌اند تا مکمل این حرکت خودجوش و مردمی باشد.

مهدی رضا، فعال رسانه‌ای حوزه مقاومت به همین بهانه در یادداشتی که آن را در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار داده است به اهمیت این رویداد در شرایط فعلی حاکم بر کشور پرداخته است که در ادامه مشروح این سیاهه را با هم می‌خوانیم؛

گاهی برای رساندن یک پیام، نیازی به تریبون‌های بلند و شعارهای پرطنین نیست؛ کافی است گروهی از انسان‌ها تصمیم بگیرند مسیری طولانی را با نیروی اراده، ایمان به صلح و امید به آینده رکاب بزنند. این روایت، حکایت جمعی از دوچرخه‌سواران ترکیه‌ای است که با آغاز حرکتی ۲۴ روزه از دیاربکر، مقصدی فراتر از یک شهر و هدفی فراتر از یک سفر ورزشی را برگزیده‌اند: رسیدن به میناب و حضور در طبستان، در کنار کودکانی که جای خالی همکلاسی‌های ازدست‌رفته‌شان در آغاز سال تحصیلی، به یکی از تلخ‌ترین تصاویر جنگ تبدیل شده است.

این کاروان که بنا بر برنامه اعلام‌شده، حرکت خود را دهم مهرماه از دیاربکر ترکیه آغاز کرده و هفدهم مهرماه وارد ایران شده است، پس از عبور از استان‌های آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، زنجان و قزوین، روز جمعه وارد تهران خواهد شد. ادامه مسیر از تهران به قم و سپس از طریق اصفهان، فارس و هرمزگان، دوچرخه‌سواران را به مقصد نهایی خود، شهرستان میناب، خواهد رساند؛ جایی که قرار است پیام همدردی، دوستی و همبستگی آنان معنایی عینی‌تر پیدا کند.

پرچم‌های ایران، ترکیه و فلسطین در این مسیر تنها نشانه‌هایی بر فراز دوچرخه‌ها نیستند؛ هرکدام حامل روایتی از هویت، رنج، امید و آرزوی زندگی در جهانی امن‌ترند. کوله‌پشتی‌هایی که این دوچرخه‌سواران برای کودکان میناب با خود حمل می‌کنند نیز معنایی فراتر از یک هدیه دارند. این کوله‌پشتی‌ها یادآور این واقعیت‌اند که در پس هر خبر از جنگ، بمباران و ویرانی، کودکانی حضور دارند که باید به مدرسه بروند، درس بخوانند، رؤیا بسازند و فرصت تجربه یک زندگی عادی را داشته باشند.

وقتی رکاب‌زدن، زبان مشترک انسان‌ها می‌شود

در روزگاری که فناوری‌های ارتباطی و ابزارهای حمل‌ونقل، فاصله‌های جغرافیایی را کوتاه‌تر کرده‌اند، انتخاب مسیری طولانی و دشوار با دوچرخه، خود حامل پیامی قابل تأمل است. این دوچرخه‌سواران به‌جای آنکه صرفاً در زمانی کوتاه به مقصد برسند، تصمیم گرفته‌اند فاصله را زندگی کنند؛ گرمای مسیر، خستگی عضلات، دشواری جاده‌ها و لحظه‌های امید و فرسودگی را به بخشی از پیام خود تبدیل کنند.

در این حرکت، هر دور چرخ دوچرخه می‌تواند نشانه‌ای از پافشاری بر یک باور باشد: فاصله‌های جغرافیایی، اگر با اراده و همدلی همراه شوند، مانعی برای نزدیکی انسان‌ها نیستند. گاه آنچه ملت‌ها را به یکدیگر نزدیک می‌کند، نه توافق‌های رسمی و بیانیه‌های سیاسی، بلکه همین کنش‌های ساده، ملموس و انسانی است؛ اقداماتی که در آن، آدم‌ها بدون انتظار منفعتی مادی، بخشی از توان، زمان و آسایش خود را برای تسکین رنج دیگران صرف می‌کنند.

اهمیت این کاروان نیز دقیقاً در همین نقطه آشکار می‌شود. این حرکت را نمی‌توان صرفاً یک برنامه ورزشی یا رویدادی نمادین دانست. دوچرخه‌سواری در اینجا به ابزاری برای انتقال یک پیام انسانی تبدیل شده است؛ پیامی که می‌گوید رنج کودکان، فارغ از زبان و ملیت آنان، مسئله‌ای مشترک برای وجدان عمومی جهان است.

ایران و ترکیه؛ دو همسایه با حافظه‌ای تاریخی

پیوند میان ایران و ترکیه را نمی‌توان تنها در همسایگی جغرافیایی یا مناسبات سیاسی و اقتصادی دو کشور خلاصه کرد. دو ملت در طول سده‌ها، در مجاورت یکدیگر زیسته‌اند و در عرصه‌های گوناگون تاریخی، فرهنگی، ادبی، هنری و دینی با یکدیگر ارتباط داشته‌اند. مرزهای سیاسی در گذر زمان تغییر کرده‌اند، اما رفت‌وآمد اندیشه‌ها، سنت‌ها، روایت‌ها و تجربه‌های انسانی، پیوندهای متعددی میان مردمان این دو سرزمین پدید آورده است.

از میراث ادبی و عرفانی منطقه گرفته تا موسیقی، هنر، معماری، خوراک، آیین‌های اجتماعی و سنت مهمان‌نوازی، نشانه‌های فراوانی از نزدیکی فرهنگی دو جامعه را می‌توان مشاهده کرد. در هر دو فرهنگ، خانواده، احترام به بزرگ‌ترها، توجه به همسایه، میزبانی از مسافر و یاری‌رساندن به نیازمندان از ارزش‌هایی ریشه‌دار به شمار می‌روند؛ ارزش‌هایی که در زندگی روزمره مردم حضور دارند و می‌توانند زمینه‌ساز درک متقابل و همکاری باشند.

البته تاریخ روابط ایران و ترکیه، مانند روابط بسیاری از همسایگان دیرینه، فراز و نشیب‌ها و دوره‌هایی از رقابت و اختلاف را نیز در خود جای داده است. بااین‌حال، استمرار همجواری و تعامل میان دو جامعه نشان می‌دهد که روابط ملت‌ها را نمی‌توان تنها با تحولات سیاسی هر دوره سنجید. در کنار مناسبات رسمی، شبکه‌ای گسترده از ارتباطات مردمی، پیوندهای خانوادگی، رفت‌وآمدهای فرهنگی و احساس نزدیکی اجتماعی وجود دارد که در بسیاری از مواقع، امکان عبور از اختلاف‌ها را فراهم می‌کند.

حرکت دوچرخه‌سواران ترکیه‌ای به سوی میناب را نیز می‌توان در امتداد همین سرمایه اجتماعی و فرهنگی فهمید؛ تلاشی که به‌جای تأکید بر تفاوت‌ها، بر ظرفیت مشترک دو ملت برای همدلی و همراهی تکیه دارد.

میناب؛ مقصدی که از جغرافیا فراتر می‌رود

در این سفر، میناب صرفاً نقطه پایان یک مسیر طولانی نیست. این شهر به نمادی از رنج کودکانی تبدیل شده است که جنگ، خشونت و بمباران، فرصت ادامه زندگی عادی را از آنان گرفته است. مقصد قرارگرفتن مدرسه طبستان شجره طیبه در کانون این حرکت، معنای آن را روشن‌تر می‌کند: توجه به کودکانی که فقدان همکلاسی‌ها و دوستانشان، فضای آغاز سال تحصیلی را با اندوهی سنگین همراه کرده است.

مدرسه، در ذهن و تجربه جمعی مردم، همواره مکانی برای آموختن، رشدکردن و ساختن آینده بوده است. از همین رو، وقتی خشونت به فضای آموزش و زندگی کودکان آسیب می‌زند، پیامدهای آن تنها به یک ساختمان یا یک روز محدود نمی‌ماند؛ اعتماد، امنیت روانی خانواده‌ها و احساس امید به آینده نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

در چنین شرایطی، رسیدن گروهی از دوچرخه‌سواران از کشوری همسایه، با پرچم‌های دو ملت و هدایایی برای کودکان، می‌تواند معنایی فراتر از یک دیدار تشریفاتی داشته باشد. این حضور می‌تواند به خانواده‌های داغدار و جامعه محلی یادآوری کند که رنج آنان در حصار مرزهای جغرافیایی محبوس نمانده و انسان‌هایی در فاصله صدها کیلومتری نیز خود را در برابر آن بی‌تفاوت نمی‌دانند.

در این میان، کوله‌پشتی‌ها شاید ساده‌ترین و در عین حال گویاترین نماد این سفر باشند؛ وسایلی معمولی که در روزهای عادی بخشی از زندگی دانش‌آموزان‌اند، اما در این روایت، به نشانه‌ای از توجه به آینده و حق کودکان برای برخورداری از آموزش، امنیت و آرامش تبدیل می‌شوند.

پیام صلح، فراتر از ملیت و مرز

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های چنین حرکت‌هایی، قابلیت ارتباط‌گرفتن آنها با افکار عمومی فراتر از مرزهای ملی است. دوچرخه‌سواران ترکیه‌ای برای رساندن پیام خود، به زبان مشترکی تکیه کرده‌اند که نیاز چندانی به ترجمه ندارد: همدردی با کودکان، مخالفت با رنج غیرنظامیان و آرزوی زندگی در صلح.

برای شهروند ایرانی که در طول مسیر با این کاروان روبه‌رو می‌شود، این حرکت می‌تواند نشانه‌ای از دوستی مردمی باشد که با وجود تفاوت در زبان و تجربه‌های اجتماعی، در ارزش‌های انسانی مشترک‌اند. برای شهروند ترکیه‌ای نیز این سفر فرصتی است تا پیوند با همسایه خود را نه صرفاً در چارچوب مرزها و مناسبات رسمی، بلکه در عرصه همدلی و مسئولیت انسانی تجربه کند.

پیام این حرکت برای دوستداران صلح در هر نقطه از جهان نیز روشن است: هیچ کودکی نباید هزینه جنگ را با جان، امنیت، آموزش یا آینده خود بپردازد. محکومیت خشونت علیه غیرنظامیان و حمایت از حق کودکان برای زندگی امن، ارزش‌هایی‌اند که می‌توانند انسان‌ها را فارغ از ملیت، زبان و مذهب به یکدیگر نزدیک کنند.

در این چارچوب، حضور پرچم فلسطین در کنار پرچم‌های ایران و ترکیه، بر بُعد گسترده‌تر این پیام تأکید می‌کند؛ پیامی درباره همبستگی با مردمانی که رنج جنگ و ناامنی را تجربه می‌کنند و درباره ضرورت توجه به حقوق انسانی همه کسانی که در معرض خشونت قرار دارند.

سرمایه‌ای که در دل مردم شکل می‌گیرد

اهمیت کاروان دوچرخه‌سواران ترکیه‌ای را باید در نوع رابطه‌ای جست‌وجو کرد که میان کنشگران این حرکت و مردمی که در طول مسیر با آنان روبه‌رو می‌شوند، شکل می‌گیرد. چنین اقداماتی می‌تواند فضای عمومی را از خبرهای تلخ و روایت‌های مبتنی بر تقابل، به سوی تجربه‌هایی از همدلی، اعتماد و همکاری سوق دهد.

در جهانی که سرعت انتشار خبرها گاه فرصت درنگ و تأمل را از انسان می‌گیرد، یک حرکت ۲۴روزه فرصتی برای بازگشت به معنای ساده اما عمیق ارتباط انسانی است. این کاروان برای رسیدن به مقصد، باید از شهرها و استان‌های مختلف عبور کند، با مردم روبه‌رو شود و پیام خود را در تماس مستقیم با جامعه انتقال دهد. همین مسیر، بخشی از ارزش حرکت است؛ زیرا دوستی نه فقط در مقصد، بلکه در طول راه و در تجربه مشترک انسان‌ها ساخته می‌شود.

البته ارزش چنین ابتکارهایی زمانی ماندگارتر خواهد شد که به یک رویداد کوتاه‌مدت محدود نمانند و زمینه‌ای برای گسترش ارتباطات فرهنگی، برنامه‌های مشترک انسان‌دوستانه و همکاری‌های مردمی میان دو کشور فراهم آورند. سفر دوچرخه‌سواران می‌تواند جرقه‌ای برای توجه بیشتر به ظرفیت‌های دیپلماسی مردمی باشد؛ ظرفیتی که در آن، شهروندان نه تماشاگر روابط میان کشورها، بلکه مشارکت‌کنندگان در ساختن مناسباتی مبتنی بر اعتماد و احترام متقابل‌اند.

از دیاربکر تا میناب؛ فاصله‌ای که به پیوند تبدیل می‌شود

در نهایت، اهمیت این سفر را نباید تنها با تعداد کیلومترهای طی‌شده، روزهای رکاب‌زدن یا دشواری مسیر سنجید. ارزش اصلی آن در پیامی نهفته ا ست که این دوچرخه‌سواران با خود حمل می‌کنند: انسان‌ها می‌توانند در برابر رنج یکدیگر بی‌تفاوت نمانند و دو ملت همسایه می‌توانند دوستی دیرینه خود را در لحظه‌های دشوار، به کنشی ملموس و امیدآفرین تبدیل کنند.

از دیاربکر تا میناب، مسیری طولانی در پیش است؛ اما معنای این سفر، فاصله میان دو شهر نیست. این حرکت تلاشی است برای نزدیک‌کردن دل‌ها، برای یادآوری حق کودکان به زندگی و آموزش، و برای نشان‌دادن این حقیقت که همبستگی انسانی هنوز می‌تواند از مرزها عبور کند.

شاید دوچرخه‌سواران در پایان این مسیر، پس از روزها تلاش و تحمل دشواری‌های جاده، تنها چند هدیه و خاطره با خود به همراه داشته باشند؛ اما اثر واقعی سفرشان را باید در نگاه کودکانی جست‌وجو کرد که احساس می‌کنند در اندوه خود تنها نیستند، و در ذهن مردمی که شاهد این حرکت‌اند و درمی‌یابند دوستی میان ملت‌ها الزاماً با توافق‌های بزرگ و تشریفات رسمی آغاز نمی‌شود.

گاهی دوستی از یک شهر آغاز می‌شود، از مرزها عبور می‌کند و در مقصدی دور، کنار کودکانی که چشم‌انتظار نشانه‌ای از امیدند، معنای خود را پیدا می‌کند.

این‌بار، پیام صلح نه با پرواز و نه با شتاب وسایل نقلیه، بلکه با نیروی پاهای انسان‌هایی به میناب می‌رسد که تصمیم گرفته‌اند برای همدلی رکاب بزنند؛ از دیاربکر تا میناب، برای کودکان، برای دوستی و برای آینده‌ای که در آن، هیچ کودکی قربانی جنگ نباشد.پیشنهاد تحریریه: پیش از انتشار، بهتر است تاریخ دقیق ورود کاروان به تهران، نام برگزارکنندگان، شمار دوچرخه‌سواران و جزئیات برنامه حضور آنان در میناب تأیید شود. همچنین برای حفظ دقت روزنامه‌نگارانه، جزئیات مربوط به حمله به مدرسه و تلفات آن باید با منبع معتبر یا اطلاعات رسمی تطبیق داده شود.

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به عنوان قرارگاه فعالیت‌های فرهنگی بین‌المللی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران وظیفه هماهنگی گروه‌های مردمی در ایران و دستگاه‌های اجرایی از جمله وزارت ورزش و جوانان، سازمان نوسازی مدارس، وزارت آموزش و پرورش، وزارت کشور، استانداری‌ها و فرمانداری‌ها و پلیس را در طول مسیر عهده‌دار بوده و در سایه همکاری با وزارت میراث فرهنگی، شهرداری‌ها و دیگر نهادهای ذی‌ربط شرایط میزبانی هرچه بهتر این مهمانان را میسر خواهد نمود.

 

 

اقای قهرمانی

اقای قهرمانی

About Us

The argument in favor of using filler text goes something like this: If you use arey real content in the Consulting Process anytime you reachtent.