«اخبار انفجاری»؛ کارخانهای برای روایت جنگ با زبان «میم» و «ماشین»
در اقدامی شایسته تحسین با ابتکار برگزارکنندگان جایزه دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران یک گروه کوچک ایرانی که روایت جنگ را از قاب خبرگزاریها به دنیای لگو، رپ و میمهای اینترنتی بردند در قالب «برگزیده» تقدیر شد.
به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در مراسم نخستین دوره «جایزه بین المللی دیپلماسی فرهنگی و عمومی جمهوری اسلامی ایران» یکی از برگزیدگان بخش تولیدات رسانه ای که فعالیت هایش از چشم متولیان این جایزه دور نماند و با درایت آنها برگزیده شده، محمد احمدی زاده مدیر موسسه اخبار انفجاری بود.
در جنگ تحمیلی سوم، شبکههای اجتماعی به میدان دیگری برای رقابت روایتها تبدیل شدند؛ میدانی که در آن ویدئوی چند دقیقهای، میم، موسیقی، انیمیشن و محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی میتوانست میلیونها بار دیده شود.
در این میان، نام «اخبار انفجاری» یا Explosive News بیش از بسیاری از مجموعههای مشابه مطرح شد؛ گروهی که با تغییر مسیر از تولید محتوای خبری ویدئویی به ساخت انیمیشنهای کوتاه مبتنی بر هوش مصنوعی، بهویژه با ظاهر و زبان بصری آثار لگویی، توانست مخاطبانی فراتر از ایران پیدا کند.
این مجموعه بعدها نام انگلیسی خود را به Explosive Media تغییر داد و فعالیت خود را با تمرکز بیشتر بر مخاطب بینالمللی ادامه داد. گزارشهای متعدد رسانههای بینالمللی، از جمله نیویورکر، وایرد، ورج، آسوشیتدپرس و الجزیره، به فعالیت این گروه و موج انتشار ویدئوهای آن پرداختهاند.
از یک کانال کوچک تا یک پدیده رسانهای
بر اساس گزارش نیویورکر، اخبار انفجاری فعالیت خود را در سال ۲۰۲۵ آغاز کرد. محتوای اولیه این مجموعه شامل ویدئوهای سیاسی و اجتماعی بود که در آنها یک مجری جوان ایرانی مقابل دوربین درباره مسائل روز صحبت میکرد. در کنار این محتوا، نمونههایی از انیمیشنهای تولیدشده با هوش مصنوعی نیز منتشر میشد اما این محصولات در ابتدا مخاطب چندانی جذب نکردند و بسیاری از ویدئوها تنها چندصد بازدید داشتند. نقطه تغییر مسیر، آغاز تولید ویدئوهای انیمیشنی با ظاهر لگویی در سال ۲۰۲۶ بود.
این تغییر عملاً اخبار انفجاری را از یک صفحه تولید محتوای سیاسی به یک استودیوی تولید محصولات رسانهای برای شبکههای اجتماعی تبدیل کرد.
بر اساس گزارش وایرد، این گروه از فوریه ۲۰۲۶ شروع به انتشار ویدئوهای لگویی کرد و خیلی زود تولیداتش در TikTok، X و Instagram دستبهدست شد. وایرد در همان زمان از انتشار بیش از یک دوجین ویدئو از سوی این مجموعه خبر داد که شماری از آنها میلیونها بازدید گرفته بودند.
ایده اصلی؛ تبدیل جنگ به یک «محصول سرگرمکننده»
تفاوت اصلی تولیدات اخبار انفجاری با بسیاری از محصولات رسمی رسانهای در این بود که جنگ را در قالب گزارش خبری روایت نمیکرد. در این آثار، ترامپ، نتانیاهو، فرماندهان نظامی، هواپیماها، موشکها و حتی کاخ سفید به شخصیتها و عناصر یک جهان کارتونی تبدیل میشدند اما این ظاهر سرگرمکننده در خدمت یک روایت ایران قرار میگرفت.
برای مثال، یکی از ویدئوها هزینه عملیات نجات یک خلبان آمریکایی را دستمایه طنز قرار میداد و هواپیماهای لگویی را در میان اسکناسهای ۱۰۰ دلاری و سکههای طلا منفجر میکرد. همزمان یک ترانه تولیدشده با هوش مصنوعی پیام اصلی ویدئو را منتقل میکرد.
در نمونهای دیگر، ترامپ و نتانیاهو در قالب شخصیتهای لگویی در کنار شیطان نمایش داده میشوند و داستانی طنزآمیز درباره جنگ و سیاست آمریکا شکل میگیرد؛ بنابراین محصول نهایی دیگر صرفاً یک «پیام سیاسی» نبود؛ بلکه ترکیبی از انیمیشن ، داستان ، طنز ، موسیقی ، میم و سیاست روز.
چرا لگو؟
شاید مهمترین نوآوری اخبار انفجاری، انتخاب زبان بصری لگو برای مخاطب جهانی بود. از منظر ارتباطات رسانهای، این انتخاب چند نتیجه داشت.
نخست اینکه مخاطب با شخصیتها ارتباط بصری سریع برقرار میکرد. دوم اینکه نیاز به ترجمه تصویر بسیار کاهش مییافت. سوم اینکه تضاد میان ظاهر کودکانه و موضوع جدی جنگ، خود به یک عامل جلب توجه تبدیل میشد و چهارم اینکه قالب لگویی، محصول را به چیزی میان انیمیشن، بازی، میم و فیلم کوتاه تبدیل میکرد؛ قالبی که با رفتار کاربران شبکههای اجتماعی سازگارتر است.
گزارش دولت کانادا نیز در تحلیل خود درباره این کارزار، بر همین ویژگی تأکید کرده و استفاده از فراگیری فرهنگی سبک لگو را یکی از عوامل موفقیت این ویدئوها دانسته است.
تولید سریع؛ یک ویدئو در حدود ۲۴ ساعت
یکی از نکات قابل توجه درباره این مجموعه، سرعت تولید آن بود. نماینده اخبار انفجاری به نیویورکر گفته بود که تیم با کار تماموقت میتواند یک ویدئوی حدود دو دقیقهای را در حدود ۲۴ ساعت تولید کند. فرآیند نیز با نوشتن سناریو آغاز میشد و سپس تصاویر با هوش مصنوعی تولید و با ابزارهای تدوین دیجیتال مونتاژ میشدند. این سرعت در شرایط جنگی اهمیت زیادی دارد. یک خبر معمولی ممکن است چند ساعت بعد دیگر جذابیت اولیه خود را از دست بدهد؛ اما یک استودیوی مبتنی بر هوش مصنوعی میتواند همان اتفاق را ظرف یک روز به محصول تصویری تبدیل کند. در نتیجه، جنگ به تقویم تولید محتوا تبدیل میشود. هر تحول سیاسی یا نظامی میتواند سوژه یک ویدئوی تازه باشد.
از انیمیشن تا موزیکویدئو
یکی دیگر از ویژگیهای مهم اخبار انفجاری، استفاده گسترده از موسیقی بود. برخی ویدئوها دارای ترانههای اختصاصی انگلیسی و قطعات رپ تولیدشده با کمک هوش مصنوعی بودند. وایرد گزارش داده که این مجموعه حتی صفحهای در Spotify ایجاد کرده و موسیقیهای استفادهشده در ویدئوهایش را جداگانه منتشر کرده است.
به این ترتیب، محصول نهایی فقط یک انیمیشن نبود. یک ویدئوی دو دقیقهای میتوانست همزمان: یک فیلم کوتاه باشد؛ یک موزیکویدئو، یک میم سیاسی، یک محصول تبلیغاتی و ماده اولیه برای تولید دهها کلیپ کوتاهتر در شبکههای اجتماعی باشد. این همان مدلی است که ظرفیت انتشار را افزایش میدهد.
زبان آمریکایی برای مخاطب آمریکایی
اخبار انفجاری خیلی زود دریافت که برای اثرگذاری بر مخاطب غربی، ترجمه فارسی به انگلیسی کافی نیست. به همین دلیل در آثار خود از ارجاعات فرهنگی و سیاسی آشنا برای مخاطبان آمریکایی استفاده کرد؛ از دونالد ترامپ و نتانیاهو گرفته تا موضوعاتی مانند پرونده جفری اپستین، MAGA، فرهنگ سیاسی آمریکا و موسیقی رپ.
در یکی از آثار، شعار MAGA به شکلی طنزآمیز بازسازی شد و در اثر دیگری موضوع پروندههای اپستین به بخشی از داستان تبدیل شد. در حقیقت محتوا دیگر صرفاً ترجمه روایت ایرانی برای مخاطب خارجی نبود؛ بلکه از ابتدا با کدهای فرهنگی مخاطب خارجی ساخته میشد.
«یک انتقام برای همه»؛ یکی از شاخصترین محصولات
از شناختهشدهترین آثار این مجموعه، ویدئویی با عنوان One Vengeance For All بود که در ۲۹ مارس ۲۰۲۶ منتشر شد. در این اثر، موشکهای لگویی با نام یا یادبود قربانیان آمریکا در طول تاریخ نمایش داده میشوند؛ از قربانیان جنایات نظامی آمریکا تا بومیان آمریکا و قربانیان حملات و حوادث تاریخی. در پایان، پیام «یک انتقام برای همه» ظاهر میشود.
الجزیره این ویدئو را یکی از نمونههای شاخص تولیدات اخبار انفجاری معرفی کرد. اهمیت این اثر در این بود که روایت گروه را از یک نزاع دوجانبه ایران و آمریکا فراتر میبرد و تلاش میکرد جنگ را در چارچوبی گستردهتر از قربانیان تاریخی سیاست خارجی آمریکا بازتعریف کند.
استفاده از طنز برای مخاطبی که جنگ نمیبیند
یکی از مهمترین نکاتی که تحلیلگران درباره موفقیت این ویدئوها مطرح کردند، استفاده از طنز برای رسیدن به مخاطبانی بود که اساساً دنبال محتوای جنگی نیستند. تحلیل آزمایشگاه تحقیقات دیجیتال شورای آتلانتیک که در گزارش دولت کانادا نقل شده، تأکید میکند که طنز به جذب افراد «از نظر سیاسی غیرمتعهد» کمک کرده است؛ افرادی که احتمالاً در حالت عادی محتوای مرتبط با جنگ را دنبال نمیکردند.
این یعنی محصول اخبار انفجاری لزوماً برای مخاطب سیاسی تولید نمیشد. کاربر ممکن است ابتدا برای دیدن یک انیمیشن بامزه وارد ویدئو شود، اما در پایان با روایتی درباره جنگ، ترامپ، اسرائیل یا سیاست خارجی آمریکا مواجه شود و در واقع، سرگرمی تبدیل به دروازه ورود پیام سیاسی شد.
بازتاب گسترده در شبکههای اجتماعی
نیویورکر گزارش داد که ویدئوهای اخبار انفجاری میلیونها بار دیده شدند و در میان کاربران غربی نیز واکنشهای زیادی برانگیختند. این آثار علاوه بر بازنشر توسط حسابهای ایرانی، توسط رسانههای دولتی روسیه نیز بازنشر شدند و حتی در برخی تجمعات ضدترامپ در آمریکا مورد استفاده قرار گرفتند.
نادا در گزارشی که بر اساس بررسی فعالیتهای مارس ۲۰۲۶ تهیه کرده، اعلام کرده است که دستکم ۸۳ میلیون کاربر در سطح جهان و کانادا یک ویدئوی لگویی اخبار انفجاری را مشاهده کردهاند؛ این نهاد با توجه به حذف مکرر محتواها از پلتفرمها، رقم احتمالی را حدود ۲۰۰ میلیون کاربر در مارس ۲۰۲۶ برآورد کرده است.
همان گزارش میگوید TikTok مهمترین بستر از نظر حجم مشاهده این محتوا بوده است. همچنین بر اساس تحلیل این نهاد، تنها حدود ۴ میلیون از ۸۳ میلیون بازدید ثبتشده از حسابهایی با IP منتسب به ایران یا روسیه حاصل شده بود؛ بنابراین بخش عمده بازدیدها خارج از این دو کشور اتفاق افتاده است.
یکی از عوامل مهم در گسترش اولیه این محصولات، بازنشر آنها توسط حسابها و رسانههای بزرگتر بود. بر اساس تحلیل Graphika که در گزارشهای رسانهای نقل شده، یکی از نخستین ویدئوهای لگویی اخبار انفجاری پس از انتشار در تلگرام، در مدت کوتاهی توسط تسنیم و همچنین رسانه روسی RT بازنشر شد.
گزارشها همچنین نشان میدهند که این بازنشرها تنها بخشی از مسیر انتشار بودند و قسمت عمده رشد بعدی در شبکههای اجتماعی و از طریق کاربران و حسابهای دیگر اتفاق افتاد. هرچند یوتیوب و اینستاگرام حسابهای اخبار انفجاری را بخاطر سیاست های خود در حمایت از دولت تروریستی آمریکا حذف کردند، با این حال، حذف حسابها به معنای توقف انتشار نبود.
ویدئوها در دیگر پلتفرمها باقی ماندند و نسخههای بازنشرشده آنها نیز به گردش ادامه دادند. رسانه ها نیز به ادامه دسترسی به بسیاری از این ویدئوها پس از حذف حسابهای اصلی اشاره کردند. این اتفاق خود به یک درس رسانهای تبدیل شد:در عصر شبکههای اجتماعی، حذف منبع اصلی الزاماً به معنای حذف محتوا نیست. وقتی یک ویدئو وارد چرخه بازنشر شود، نسخههای متعددی از آن در حسابهای دیگر ایجاد میشود.
اخبار انفجاری را میتوان یکی از نمونههای شاخص گذار رسانه جنگ از «گزارشگری» به «تولید محتوای پلتفرممحور» دانست؛ مدلی که در آن سرعت، قابلیت بازنشر، طنز، شناخت مخاطب و فرم تصویری به اندازه خود پیام اهمیت پیدا میکنند و شاید مهمترین درس این تجربه آن باشد که در جنگ رسانهای امروز، پیروزشدن یک روایت لزوماً از مسیر طولانیترین گزارش یا رسمیترین بیانیه نمیگذرد؛ گاهی یک ویدئوی دو دقیقهای، یک شخصیت لگویی و یک ترانه ساختهشده با هوش مصنوعی کافی است تا یک موضوع پیچیده را وارد میلیونها صفحه نمایش در سراسر جهان کند.

