«در یاد شهریار» روایتگر ادب فارسی برای مخاطبان تایلندی است
رایزنی فرهنگی ایران در تایلند به مناسبت ۲۷ شهریور، «روز ملی شعر و ادب فارسی» و سالروز درگذشت استاد سید محمدحسین بهجت تبریزی، متخلص به «شهریار»، مجلهای فرهنگی و هنری به زبان تایلندی تهیه و طراحی کرد.
به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، هدف از تهیه این مجله، معرفی زندگی، شخصیت، آثار و جایگاه ادبی استاد شهریار به مخاطبان تایلندی و همچنین، آشنایی آنان با اهمیت شعر و ادبیات فارسی در فرهنگ و تمدن ایران بود.
با توجه به جایگاه ویژه شهریار در ادبیات معاصر ایران و توانایی او در سرودن شعر به دو زبان فارسی و ترکی آذری، تلاش شد این مجله تنها به ارائه زندگینامه شاعر محدود نباشد، بلکه ابعاد مختلف شخصیت ادبی و هنری او، پیوند وی با فرهنگ آذربایجان، تأثیر شعر کلاسیک فارسی بر آثارش، اشعار عاشقانه و مذهبی، دلبستگی او به زادگاه و همچنین میراث ماندگار وی در ادبیات ایران مورد توجه قرار گیرد.
این مجله به زبان تایلندی و در قالبی تصویری و مناسب برای مخاطبان عمومی طراحی شد تا ضمن ارائه اطلاعات فرهنگی و ادبی، زیباییهای هنر، معماری، خوشنویسی و عناصر بصری فرهنگ ایرانی نیز در صفحات آن منعکس شود.
مجله تهیهشده از سوی رایزنی فرهنگی کشورمان در ۱۵ صفحه طراحی شد و محتوای آن بهصورت مرحلهای، از معرفی روز ملی شعر و ادب فارسی و زندگی استاد شهریار آغاز شده و سپس به مهمترین دورههای زندگی و آثار برجسته وی میپردازد.
در صفحات آغازین، روز ۲۷ شهریور و ارتباط آن با سالروز درگذشت استاد شهریار معرفی شده است. در این بخش، توضیح داده میشود که چگونه یادبود یکی از شاعران برجسته معاصر ایران به فرصتی برای توجه دوباره به میراث گسترده شعر و ادبیات فارسی تبدیل شده است.
همچنین، شهریار بهعنوان شاعری معرفی میشود که آثارش نهتنها در میان اهل ادبیات، بلکه در میان اقشار مختلف مردم نیز شناخته شده و بسیاری از اشعار او همچنان خوانده و بازخوانی میشوند.
بخش دیگری از مجله به دوران کودکی و زادگاه شهریار اختصاص دارد. در این قسمت، شهر تبریز، محیط فرهنگی آذربایجان، طبیعت، روستاها، کوهها و خاطرات دوران کودکی شاعر مورد توجه قرار گرفته است. این خاطرات بعدها به یکی از منابع مهم الهام ادبی او تبدیل شدند و بهویژه در منظومه مشهور «حیدربابایه سلام» نمود آشکاری یافتند.
در ادامه، دوران جوانی شهریار، مهاجرت او از تبریز به تهران و تحصیل وی مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین به ورود او به رشته پزشکی و ترک تحصیل در سالهای پایانی این دوره اشاره میشود. این بخش از زندگی شهریار با تحولات عاطفی و شخصی مهمی همراه بود و تجربه عشق، جدایی و ناکامی عاطفی بعدها تأثیر قابل توجهی بر غزلهای عاشقانه او گذاشت.
یکی از بخشهای مجله به شعر مشهور «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا» اختصاص داده شد. در این قسمت، مفهوم انتظار، عشق، جدایی و بازگشت دیرهنگام مورد توجه قرار گرفته و توضیح داده میشود که چگونه شهریار توانست با استفاده از زبانی نسبتاً ساده و عاطفی، تجربهای شخصی را به احساسی قابل درک برای مخاطبان گوناگون تبدیل کند.
بخش مهمی از مجله به توانایی شهریار در سرودن شعر به دو زبان فارسی و ترکی آذری اختصاص یافته است. زبان فارسی، شهریار را به سنت بزرگ ادبیات ایران و شاعرانی همچون حافظ پیوند میدهد، در حالی که زبان ترکی آذری او را به خاطرات کودکی، خانواده، زادگاه و فرهنگ بومی آذربایجان نزدیک میکند.
در این بخش، منظومه «حیدربابایه سلام» بهعنوان یکی از مهمترین آثار شهریار معرفی شده است. این منظومه تنها توصیفی از یک کوه یا منطقه جغرافیایی نیست، بلکه مجموعهای از خاطرات دوران کودکی، طبیعت، مردم، سنتها، آیینها و شیوه زندگی در زادگاه شاعر را در خود جای داده است. حیدربابا در شعر شهریار به نمادی از خانه، گذشته و خاطراتی تبدیل میشود که انسان با وجود گذشت زمان همچنان با خود حمل میکند.
همچنین به نقش این اثر در معرفی شهریار در میان مخاطبان ترکزبان و گسترش شهرت او فراتر از مرزهای ایران پرداخته شده است. از این منظر، شهریار بهعنوان پلی فرهنگی میان زبان فارسی و فرهنگ آذری معرفی میشود.
در بخش دیگری از مجله، رابطه شهریار با سنت شعر کلاسیک فارسی و بهویژه تأثیر حافظ بر زبان و نگاه شاعرانه او بررسی شده است. شهریار با وجود زندگی در دوران معاصر، ارتباط خود را با میراث ادبی گذشته حفظ کرد و توانست قالبهایی مانند غزل را با احساسات و مسائل انسان معاصر پیوند دهد.
در طراحی این بخش، از تصاویر و عناصر مرتبط با شعر کلاسیک فارسی، نسخههای خطی، کتاب، خوشنویسی و فضای فرهنگی ایران استفاده شد تا مخاطب علاوه بر مطالعه متن، از طریق عناصر بصری نیز با فضای ادبی مورد بحث ارتباط برقرار کند.
یکی دیگر از محورهای مجله، بعد دینی و معنوی شعر شهریار است. در این قسمت، شعر مشهور «علی ای همای رحمت» و ارادت شاعر به حضرت علی (ع) مورد توجه قرار گرفته است. این شعر از آثار شناختهشده مذهبی شهریار به شمار میرود و در طول سالها در محافل فرهنگی و مذهبی خوانده و بازخوانی شده است.
در این بخش تلاش شد نشان داده شود که جهان شعری شهریار تنها به عشق زمینی و خاطرات شخصی محدود نیست، بلکه مفاهیم معنوی، ایمان، محبت به اهلبیت (ع) و جستوجوی معنای زندگی نیز جایگاه مهمی در آثار او دارند.
بخشی از مجله نیز به ارتباط شهریار با سایر شاخههای هنر اختصاص یافت. علاقه او به موسیقی، آشنایی با هنرمندان و موسیقیدانان و توجه وی به خوشنویسی و زیبایی زبان فارسی از موضوعاتی است که در این بخش مورد اشاره قرار گرفته است.
برای نمایش این جنبه از شخصیت شهریار، در طراحی صفحات از تصاویر سازهای سنتی ایرانی، خوشنویسی فارسی، نسخههای خطی، کتابهای شعر و عناصر هنر سنتی ایران استفاده شد. هدف آن بود که مخاطب تایلندی شهریار را تنها بهعنوان یک شاعر نبیند، بلکه او را در بستر گستردهتر فرهنگ و هنر ایران بشناسد.
در بخش مربوط به سالهای پایانی زندگی، بازگشت شهریار به تبریز، زندگی خانوادگی، ارتباط مستمر او با زادگاه و ادامه فعالیتهای ادبی وی مورد توجه قرار گرفته است. تبریز در سراسر زندگی شهریار تنها یک مکان جغرافیایی نبود، بلکه بخشی از هویت و جهان عاطفی او محسوب میشد.
در صفحات مربوط به این موضوع، تصاویر شهر تبریز، طبیعت آذربایجان و فضای فرهنگی منطقه مورد استفاده قرار گرفت تا ارتباط عمیق شاعر با سرزمین مادری بهصورت تصویری نیز برای مخاطب قابل درک باشد.
بخش پایانی زندگی شهریار به ۲۷ شهریور ۱۳۶۷ اختصاص دارد؛ روزی که این شاعر در سن ۸۲ سالگی در تهران درگذشت. پس از درگذشت، پیکر وی به تبریز منتقل و در «مقبرةالشعرای تبریز» به خاک سپرده شد.
در مجله، صفحهای ویژه به مقبرةالشعرا اختصاص یافته و این مکان بهعنوان یکی از نمادهای مهم تاریخ ادبی آذربایجان و محل آرامش شماری از شاعران و شخصیتهای ادبی معرفی شده است. قرار گرفتن آرامگاه شهریار در این مجموعه، پیوند او را با تاریخ ادبی منطقه و میراث گسترده شعر ایران بهصورت نمادین نشان میدهد.
در بخشهای پایانی مجله، موضوع از زندگی یک شاعر فراتر رفته و به جایگاه شعر و ادبیات فارسی در فرهنگ ایران پرداخته میشود. نامهایی همچون فردوسی، سعدی، حافظ، مولانا و شهریار نمایندگان دورهها و جریانهای گوناگون سنت ادبی ایران هستند که آثار آنان در طول قرنها بخشی از حافظه فرهنگی جامعه ایرانی را شکل داده است.
به همین دلیل، ۲۷ شهریور در این مجله نهتنها بهعنوان سالروز درگذشت شهریار، بلکه بهعنوان فرصتی برای معرفی میراث شعر فارسی به مخاطبان تایلندی مورد توجه قرار گرفته است. این روز یادآور آن است که شعر در فرهنگ ایرانی صرفاً یک قالب ادبی نیست، بلکه با تاریخ، زبان، هویت، معنویت و زندگی اجتماعی مردم پیوندی عمیق دارد.
این مجله در مجموع در ۱۵ صفحه و با ساختاری تصویری طراحی شد. برای ایجاد هماهنگی میان صفحات، از یک هویت بصری مشترک شامل رنگهای گرم، کرم، قهوهای، طلایی، آبی فیروزهای و سبز تیره استفاده گردید. همچنین نقوش ایرانی، طرحهای الهامگرفته از کاشیکاری و معماری ایرانی، کتابهای قدیمی، نسخههای خطی، خوشنویسی، گلها و مناظر تبریز و آذربایجان در ترکیببندی صفحات به کار گرفته شد.
در کنار متنهای اصلی تایلندی، بخشهایی از اشعار فارسی و ترکی آذری نیز بهصورت عناصر بصری در صفحات قرار گرفت تا مخاطب با شکل اصلی زبان و خط آثار شهریار نیز آشنا شود. تصاویر شهریار در دورههای مختلف زندگی، مناظر مرتبط با زادگاه او، مقبرةالشعرا و عناصر فرهنگی ایران نیز برای تکمیل روایت تصویری مجله مورد استفاده قرار گرفت.
صفحه پایانی مجله با تصویری بزرگ از استاد شهریار و فضایی آرام و ادبی طراحی شد تا مجموعه با تأکید بر ماندگاری نام و آثار او به پایان برسد. پیام اصلی این صفحه آن است که اگرچه شاعر از دنیا رفته است، اما شعر و اندیشه او همچنان در میان مردم و نسلهای آینده به زندگی خود ادامه میدهد.
تهیه و طراحی این مجله با هدف گرامیداشت روز ملی شعر و ادب فارسی، بزرگداشت استاد شهریار و معرفی بخشی از میراث ادبی و فرهنگی ایران به جامعه تایلند انجام گرفت. تلاش شد زندگی شهریار از دوران کودکی تا سالهای پایانی، آثار مهم او، شعرهای عاشقانه و مذهبی، پیوند او با زبان فارسی و ترکی آذری و جایگاه وی در ادبیات معاصر ایران در قالبی منسجم و قابل فهم ارائه شود.
ترکیب محتوای تایلندی با شعر فارسی، تصاویر فرهنگی، خوشنویسی، معماری و عناصر هنر ایرانی، این مجله را به محتوایی تبدیل کرده است که علاوه بر اطلاعرسانی، میتواند بهعنوان ابزاری برای معرفی فرهنگ و ادبیات ایران مورد استفاده قرار گیرد.
در نهایت، پیام اصلی این مجموعه را میتوان در یک مفهوم خلاصه کرد: شهریار در سال ۱۳۶۷ از جهان رفت، اما صدای شاعرانه او خاموش نشد. «حیدربابایه سلام»، «علی ای همای رحمت»، غزلهای عاشقانه و دیگر آثار او همچنان خوانده میشوند و نام او همچنان بخشی از حافظه ادبی ایران است. از این رو، ۲۷ شهریور تنها یادآور درگذشت یک شاعر نیست، بلکه یادآور استمرار شعر، زبان و میراث فرهنگی ایران در گذر نسلهاست.
