• 1405/06/25 - 14:36
  • 120
  • : 8 دقیقه

مریم یوسفی صدر؛ تجربه‌ای تازه در دیپلماسی عمومی ایران

بانیان برپایی نخستین دوره جایزه دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران از یک انسان‌رسانه که توانست جایگاه یک «راوی» را تا یک «رسانه» ارتقاء دهد تقدیر کردند.

_E2A6918

به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مریم یوسفی صدر نامی است که با تولید محتواهای صادقانه در ایام پساجنگ موفق شد از صفحه شخصی خود تا قرار گرفتن در تریبون دیپلماسی عمومی قدم بردارد.

به راستی دیده شدن این تلاش و تقدیر رسمی از یک کنشگر فضای مجازی، نشانه تغییر زمین بازی روایت ایران است

جنگ‌ها فقط در میدان نظامی رخ نمی‌دهند؛ بخشی از آنها در قاب دوربین‌ها، صفحه‌های شبکه‌های اجتماعی و روایت‌هایی شکل می‌گیرد که میلیون‌ها مخاطب، واقعیت یک بحران را از خلال آنها می‌بینند و تفسیر می‌کنند. در چنین فضایی، «روایتگری» دیگر یک فعالیت جانبی رسانه‌ای نیست؛ خود به یکی از میدان‌های اصلی مواجهه افکار عمومی تبدیل شده است.

نخستین دوره «جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی جمهوری اسلامی ایران» را می‌توان از همین منظر بررسی کرد؛ رویدادی که با هدف شناسایی و تجلیل از روایتگران مؤثر ایران برگزار شد و در آن ۴۵ چهره داخلی و خارجی مورد تقدیر قرار گرفتند. رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی پیش از برگزاری این مراسم تأکید کرده بود که یکی از اهداف جایزه، شناسایی افرادی است که توانسته‌اند تصویری از ایران، واقعیت‌ها، ظرفیت‌ها و حقوق ایران را در عرصه بین‌المللی روایت کنند.

در میان این نام‌ها، مریم یوسفی صدر نیز مورد تقدیر قرار گرفت؛ چهره‌ای از نسل تازه کنشگران رسانه‌ای که بخش قابل توجهی از فعالیت‌هایش در فضای مجازی و در ارتباط با تحولات منطقه، فلسطین، لبنان و جنگ شکل گرفته است.

اهمیت این انتخاب را شاید بتوان از یک تغییر مهم در مفهوم رسانه آغاز کرد. تا همین چند سال پیش، روایت یک بحران عمدتاً در اختیار شبکه‌های تلویزیونی، خبرگزاری‌ها، خبرنگاران رسمی و رسانه‌های بزرگ بود. اما شبکه‌های اجتماعی این معادله را تغییر داده‌اند. امروز یک فرد می‌تواند با تلفن همراه خود، از دل یک حادثه روایت تولید کند، آن را در اختیار مخاطبان قرار دهد و در شکل‌گیری برداشت عمومی از یک رویداد مؤثر باشد. در چنین شرایطی، «راوی» به یک بازیگر جدید در دیپلماسی عمومی تبدیل می‌شود.

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نیز در توضیح جایزه جدید خود دقیقاً بر همین مفهوم تأکید دارد که شناسایی روایتگرانی که بتوانند در عرصه بین‌المللی تصویری از ایران و واقعیت‌های مرتبط با آن ارائه کنند. از این منظر، قرار گرفتن نام یک فعال فضای مجازی در فهرست تقدیرشدگان را می‌توان نشانه‌ای از گسترش تعریف «دیپلماسی فرهنگی» دانست؛ دیپلماسی‌ای که دیگر صرفاً در سالن‌های رسمی، سفارتخانه‌ها و نشست‌های دانشگاهی اتفاق نمی‌افتد و بخشی از آن به فضای شبکه‌های اجتماعی منتقل شده است.

یوسفی صدر از تجربه زیسته روایت می‌کند

آنچه درباره مریم یوسفی صدر اهمیت پیدا می‌کند، صرفاً فعالیت او در شبکه‌های اجتماعی نیست؛ بلکه پیوند میان حضور میدانی، تجربه شخصی و تولید روایت رسانه‌ای است.

او در سال‌های اخیر در ارتباط با تحولات فلسطین و لبنان فعالیت داشته و تجربه‌های مرتبط با جنگ و بحران را در قالب محتوای رسانه‌ای روایت کرده است. نام او همچنین با مستند «میریام» گره خورده؛ اثری که تجربه او در فضای جنگ لبنان و مواجهه با آثار انسانی جنگ را به تصویر می‌کشد.

این ویژگی، روایت او را از یک خبر بازنشرشده در شبکه‌های اجتماعی متمایز می‌کند: راوی صرفاً درباره یک واقعه صحبت نمی‌کند، بلکه در روایت خود از تجربه مواجهه با آن نیز بهره می‌گیرد.

همین مؤلفه، یعنی تبدیل «تجربه شخصی» به «روایت عمومی»، یکی از ویژگی‌های مهم رسانه‌های اجتماعی امروز است.

از لبنان تا جنگ؛ دوربین‌هایی که در میدان می‌مانند

در روایت جنگ، تصویر همواره اهمیت داشته است؛ اما در عصر شبکه‌های اجتماعی، تصویر دیگر الزاماً محصول یک رسانه حرفه‌ای نیست.

یک کنشگر می‌تواند از خیابان، پناهگاه، محل حادثه یا زندگی روزمره مردم تصویری ثبت کند که برای مخاطب، بسیار ملموس‌تر از یک بیانیه رسمی باشد. در چنین شرایطی، فعالانی مانند یوسفی صدر در مرز میان «رسانه»، «مستندساز» و «راوی» قرار می‌گیرند.

این جایگاه البته مسئولیت‌های خاص خود را نیز دارد: دقت در روایت، تفکیک خبر از برداشت شخصی، صحت‌سنجی تصاویر، توجه به زمینه رویداد و پرهیز از تقلیل یک بحران پیچیده به چند قاب احساسی.

به همین دلیل، ارزش یک روایت جنگی فقط به میزان دیده‌شدن آن وابسته نیست؛ اعتبار روایت، کیفیت مستندات و توانایی راوی در انتقال تجربه بدون تحریف نیز اهمیت دارد.

یک انتخاب متفاوت برای یک نهاد رسمی

شاید یکی از مهم‌ترین جنبه‌های این اتفاق، نه خود جایزه، بلکه نوع فردی باشد که یک نهاد رسمی برای تقدیر انتخاب کرده است.

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، نهادی دولتی و رسمی است؛ اما مخاطب و میدان فعالیت چهره‌ای مانند یوسفی صدر، تا حد زیادی فضای شبکه‌های اجتماعی است؛ فضایی که قواعد آن با ساختارهای اداری و رسانه‌های سنتی متفاوت ا ست.

از همین رو، این تقدیر را می‌توان به‌عنوان تلاشی برای نزدیک کردن ظرفیت رسمی دیپلماسی فرهنگی به بازیگران غیرسنتی عرصه رسانه تحلیل کرد.

رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی پیش‌تر درباره فلسفه این جایزه گفته بود که «شناخت راویان ایران» از وظایف این سازمان است و تأکید کرده بود که در نخستین دوره، ۴۵ چهره مورد تقدیر قرار خواهند گرفت. این سخنان نشان می‌دهد که برگزارکنندگان، «روایتگری» را به‌عنوان یک مأموریت فرهنگی و ارتباطی جدی تعریف کرده‌اند، نه صرفاً یک عنوان تشریفاتی برای یک مراسم تقدیر.

چرا «روایت» اهمیت پیدا کرده است؟

در سال‌های اخیر، رقابت کشورها فقط بر سر قدرت اقتصادی یا نظامی نبوده است؛ رقابت بر سر تصویر کشورها نیز اهمیت فزاینده‌ای پیدا کرده است. هر بحران، دو میدان دارد: میدان وقوع حادثه و میدان تفسیر حادثه. ممکن است یک رویداد در یک نقطه جغرافیایی اتفاق بیفتد، اما روایت‌های متفاوتی از همان رویداد در کشورهای مختلف ساخته شود.

در این شرایط، کسی که روایت را تولید می‌کند، بخشی از صورت‌بندی افکار عمومی درباره آن رویداد را نیز شکل می‌دهد. برگزارکنندگان جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی نیز بر همین اهمیت «تصویر و روایت» تأکید کرده‌اند و هدف خود را شناسایی روایتگران مؤثر ایران عنوان کرده‌اند. بنابراین، تقدیر از یک فعال فضای مجازی را می‌توان در چارچوب همین تحول ارتباطی فهم کرد: دستگاه رسمی فرهنگی ایران در حال شناسایی بازیگرانی است که بخشی از روایت ایران را خارج از رسانه‌های رسمی تولید و توزیع می‌کنند.

تجربه‌ای که می‌تواند به یک الگو تبدیل شود

البته یک پرسش مهم همچنان باقی است: آیا تقدیر از روایتگران می‌تواند به یک سیاست پایدار در دیپلماسی عمومی تبدیل شود؟ پاسخ این پرسش به مرحله بعدی این طرح وابسته است.

مسئولان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی اعلام کرده‌اند که هدف از این جایزه صرفاً برگزاری یک مراسم نیست و تشکیل دبیرخانه دائمی و حرکت به سمت یک روند پایدار برای این جایزه در دستور کار قرار دارد.

اگر این رویکرد استمرار پیدا کند، ممکن است در سال‌های آینده شاهد شکل‌گیری شبکه‌ای از روایتگران ایرانی باشیم؛ شبکه‌ای متشکل از روزنامه‌نگاران، مستندسازان، پژوهشگران، فعالان فضای مجازی، هنرمندان و دیگر کنشگران فرهنگی.

در چنین مدلی، دولت لزوماً خودش همه روایت‌ها را تولید نمی‌کند؛ بلکه بخشی از ظرفیت روایتگری را در اختیار افرادی قرار می‌دهد که مخاطب و زبان ارتباطی متفاوتی دارند.

یوسفی صدر؛ یک نام در میان یک تغییر بزرگ‌تر در نهایت، می‌توان درباره انتخاب مریم یوسفی صدر دو سطح متفاوت از تحلیل ارائه کرد.

در سطح نخست، این یک تقدیر فردی از یک فعال رسانه‌ای و روایتگر است؛ فردی که سابقه فعالیت در موضوعات مرتبط با فلسطین، لبنان و جنگ داشته و تجربه‌های خود را در قالب محتوای رسانه‌ای و روایت شخصی عرضه کرده است.اما در سطح دوم، این انتخاب بخشی از یک تغییر بزرگ‌تر در نگاه رسمی به مفهوم دیپلماسی عمومی است.

دیپلماسی فرهنگی دیگر فقط به معنای اعزام رایزن فرهنگی، برگزاری نمایشگاه یا حضور در نشست‌های رسمی نیست. در جهان شبکه‌ای، یک دوربین تلفن همراه، یک صفحه پرمخاطب و یک روایت انسانی نیز می‌تواند به بخشی از ابزار ارتباط یک کشور با افکار عمومی تبدیل شود.

از این منظر، اهمیت حضور مریم یوسفی صدر در نخستین دوره جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی را می‌توان فراتر از نام یک فرد دید؛ این انتخاب، تصویری از نسل جدید بازیگران عرصه روایت ایران ارائه می‌کند؛ نسلی که میدان فعالیتش نه فقط رسانه‌های رسمی، بلکه شبکه‌های اجتماعی و تجربه مستقیم از رخدادها است.

و شاید مهم‌ترین پرسش پس از این تقدیر همین باشد: آیا این نگاه تازه به «راوی» می‌تواند از یک مراسم تقدیر فراتر برود و به یک سیاست مستمر، حرفه‌ای و قابل ارزیابی برای دیپلماسی عمومی ایران تبدیل شود؟

پاسخ این پرسش را نه در خود مراسم، بلکه در استمرار حمایت از روایتگران، کیفیت روایت‌های تولیدشده و میزان ارتباط آنها با مخاطبان ایرانی و غیرایرانی باید جست‌وجو کرد.

. .

. .

About Us

The argument in favor of using filler text goes something like this: If you use arey real content in the Consulting Process anytime you reachtent.