English|عربي
صفحه اصلي|اروپا - آمريكا|آفريقا - عربي|آسيا - اقيانوسيه|اخبار سازمان|پيوندها|آشنایی با سازمان
پنج شنبه ٣١ مرداد ١٣٩٨
تأثیر شعر عرفانی فارسی در کلام شاه عبداللطیف بتایی
تأثیر شعر عرفانی فارسی در کلام شاه عبداللطیف بتایی تاریخ ثبت : 1385/05/29
طبقه بندي : ,,
عنوان : تأثیر شعر عرفانی فارسی در کلام شاه عبداللطیف بتایی
نويسنده : دکتر محمد صدیق خان شبلی
تهيه و تدوين : <#f:1015/>
مترجم : <#f:1016/>
منبع : <#f:1911/>
ارسالی : <#f:1017/>
كشور : <#f:1018/>
زبان اصلي : <#f:1019/>
تاريخ ورود اطلاعات : <#f:1020/>
خلاصه مقاله : <#f:1067/>
متن : <#f:1066/>
:

تأثیر شعر عرفانی فارسی
در کلام شاه عبداللطیف بتایی

 

 

 

 

نوشتۀ:
دکتر محمد صدیق خان شبلی

 

 

 

تهیه و تنظيم:
خانه فرهنگ سركنسولگري جمهوري اسلامي ايران – حیدرآباد

 

به اهتمام: مـهـدي ربـانـي



 

 

 

تأثیر شعر عرفانی فارسی
در کلام شاه عبداللطیف بتایی

 

شاه عبداللطیف بتایی سر آمد شاعران سندی زبان بلکه بزرگترین شاعر سرزمین سند محسوب می شود. او به عرفان و تصوف بستگی شدیدی داشت. او در یک خانواده صوفیان در 1101 هجری در دهکده ای نزدیک حیدرآباد متولد شد.(1) جد بزرگوارش شاه عبدالکریم هم شاعر به نام سندی بود. شاه عبداللطیف در محیط کاملاً صوفیانه رشد کرد و همه عمر به روش صوفیان زندگی کرد. چندین سال در مسافرتها و گردشهای نواحی و قرب و جوار در صحبت فقرا و جوگیان (کسانی که با نی زدن مار را مهار می کنند) صرف کرد.(2) موسیقی را خیلی دوست داشت و از سماع لذّت می برد. قسمت عمده زندگانی خود را در انزوا به سر کرد. جهان و جهانیان را از دیدگاه صوفیان می نگریست. با همۀ مردم محبت داشت و همه را تلقین محبت می کرد. شاه لطیف پیر و تصوف اسلامی بود که به وسیله زبان و شعر فارسی به این سامان راه یافته بود. شعر بتایی را یک نوع ادامه سنت عارفانه شعر فارسی می شود تلقی کرد. منظور این مقال بررسی تاثیر این سنت در شعر شاه لطیف است.

 

ناحیه سند هم مرز کشور ایران است. از قدیمترین ایام و در طول تاریخ میان این دو سرزمین روابط سیاسی و فرهنگی و بازرگانی برقرار بوده است. زبان فارسی و شعر آن هم اول به سند رسید. این منطقه به علت های سیاسی و اجتماعی برای پذیرش جنبش های دینی و عرفانی همیشه آمادگی زیادی داشته است. تصوف از راه ایران به این سامان وارد شد ولی اینجا به زودی شیوع یافت. تصوف اسلامی از سرزمین عرب سرچشمه گرفته ولی در ایران محیط مساعدی برای نشر و ارتقاءِ آن فراهم آمد. اینجا در این موضوع کتابهای پر ارزش نوشته شد. خانقاهای موجود در سراسر ایران هم در ترویج مسلک تصوف نقش مهمی را ایفاء کردند. این مسلک در شعر فارسی روح تازه ای دمید. شاعری به این عواطف است و عاطفه ای بزرگتر و محسوس تر از عشق وجود ندارد. شعر عرفانی مبتنی بر عشق حقیقی می باشد و این عشق بر جذب و مستی شعر افزود آن را شورانگیزتر ساخت.

 

بی مورد نباشد اگر دربارۀ سیر تحول شعر عرفانی در فارسی اشاره ای بشود. چنانکه معلوم است شیخ ابوسعید ابوالخیر (متوفی440) اولین کسی است که افکار عرفانی را در رباعیات خود آورد.(3) وی مرشد بزرگی بود و هزاران هزار مرید داشت. وعظ خوب می گفت. در ضمن مواعظ خود گاه گاه رباعیاتی ساده و موثر در موضوع محبت الهی و اخلاق می گفت که شنوندگان را به وجد و حال می آورد.(4) حکیم سنایی غزنوی (متوفی535) شیح فریدالدّین عطّار (متوفی617) و مولانا جلال الدّین رومی (متوفی672) شعر فارسی را خیلی پیش بردند و اینها اساتید این نوع شعر و تشکیل دهندگان این نسبت شعری در فارسی هستند. مثنوی عرفانی به وسیله حکیم سنایی در ادب فارسی اعتباری به دست آورد.(5) از آثار سنایی حدیقه الحقیقه و سیر العباد در مثنوی معروف است که در آنها مسایل تصوف و عرفان اولین با تفصیلاً بیان شده است. بعد از سنایی، شیخ فرید الدّین عطّار مثنوی عرفانی را بیشتر ترقی داد و چندین مثنویات ازو یادگار مانده است و از آنها مثنوی منطق الطّیر شاهکار عطار به شمار می رود.(6) در این مثنوی شاعر در یک قصه تمثیلی مراحل سیر و سلوک را به بیان جالب شرح داده است. مثنوی عرفانی به دست مولانا جلال الدین رومی به اوج کمال رسید. مثنوی معنوی مولانا که شامل 27 هزار بیت است واقعاً بحر و زخائری از مطالب اخلاقی و عرفانی و کلامی است. این عارفان برای بیان اسرار و رموز تصوف حکایات و تمثیلات را به کمال مهارت به کار برده اند و اینها را لازمۀ ادب عرفانی ساخته اند. سنایی، عطار و مولوی غزلیات شور انگیز گفته اند ولی حافظ شیرازی (متوفی792) غزل عرفانی را به درجه ای رسانیده است که بالاتر از آن قابل تصور نیست.

 

سنت شعر عارفانه فارسی به شبه قاره پاک و هند هم انتقال یافت و در این سرزمین خیلی شیوع پیدا کرد. حتی شعر زبانهای محلی هم تحت تاثیر این سنت شعر فارسی قرار گرفت که مختصات عمده آن را می شود به نکات زیر خلاصه کرد.

 

1. شعر عارفانه فارسی بیشتر بر رباعیات و مثنویات و غزلیات مشتمل است.

2. مثنویها از حمد و نعت آغاز می شوند.

3. در مثنویها مناقب اهل بیت پیغمبر(ص) و صحابه کرام و اولیای عظام و بزرگان دین بیان می شود.

4. در شعر عرفانی از آیات قرآنی و احادیث رسول(ص) و اقوال بزرگان استفاده می شود.

5. اصطلاحات تصوف به کار می رود.

6. موضوعات اخلاقی هم زیاد است.

7. عقیده وحده الوجود خیلی اهمیت دارد.

8. کار برد حکایات و تمثیلات، شعر عرفانی فارسی را جالب تر ساخته است.

 

شاه عبداللطیف بتایی به دوره ای تعلق دارد که فارسی، زبان رسمی و فرهنگی و علمی آن دیار بود و به احتمال قوی، لطیف بر زبان فارسی تسلط کامل داشت ولی او شعر فقط به زبان سندی گفت. در بعضی زبانهای محلی انواع شعر و وزن فارسی آن هم رواج پیدا کرده است ولی بتایی نه از قوالب شعر ونه از وزن شعر فارسی پیروی کرده است. او به زبان سندی در قوالب و وزن محلی شعر گفته است. مجموعۀ شعرش را در سندی "شاه جو رسالو" یعنی رسالۀ شاه می گویند. این رساله در بیست و نه فصل منقسم است. لطیف موسیقی را خیلی دوست داشت.(7) از همین است که او هر فصل رسالۀ خود را به یک آهنگ موسیقی موسوم ساخته است. بعضی آهنگها در موسیقی کلاسیک وجود دارد ولی لطیف بعضی فصلها را به داستانهای عاشقانه محلی منسوب ساخته است و آهنگها را به آن داستانها نسبت داده است. با اینکه شعر سندی لطیف کاملاً رنگ محلی دارد بازهم از سنت شعر عرفانی فارسی بر کنار نیست؛ برای اینکه شاه لطیف در این سنت تصوف و عرفان رشد کرده است و تمام مختصات شعر عرفانی فارسی در کلام سندی این عارف سند موجود است.

 

آغاز رساله مثل سنت عارفان ایرانی از حمد و نعت شروع می شود. اولین فصل رسالۀ شاه "سرمکیان" است. این آهنگ به وسیلۀ خیر و خرسندی است. شاه لطیف درین آهنگ چنین می فرماید:

 

اول از همه ذات خداوند متعال است که اعلی و مالک جهان است

او قادر است و قدیم و به قدرت خود قایم است

او والی، واعد، لاشریک، رزاق و رب رحیم است

ستایش کنید آن آقایِ واقعی را و حمد آن حکیم کنید

آن معبود برحق، از لطف و کرمِ خویش کائنات را خلق کرد

شما که خداوندِ متعال را وحده لاشریک می گویید

محمد(ص) را از صمیمِ قلب وجه تخلیق کائنات بدانید

باز چرا پیش دیگران سجده می آرید

آنان که وحده لاشریک گفتند

و از صمیمِ قلب محمد را وجهِ تخلیق کائنات دانستند.

از راه راست بی راه نشدند. (8)

 

شاه لطیف خداوند متعال را متصف به اوصاف می کند که برایش در قرآن آمده و رسول اکرم(ص) را وجه تخلیق قرار دادن هم از عقاید خاص صوفیان است.

 

عشق رسول هم یکی از موضوعات مهم شعر عرفانی است و رسالۀ شاه از مثالهای این عشق پر است. در "سرکهنبمات" (آهنگ کهنبمات) ارادت خود را به ذات پیغمبر اکرم(ص) ابراز داشته است.

 

لطیف ماه را پیامبر خود ساخته، و ازو خواهش می کند که به مدینه برود و کیفیت شاعر در فراق را به آن حضرت برساند. شاه لطیف در آن آهنگ چنین می فرماید. (9)

 

ای ماه! پیامی که من ترا می دهم آن را یاد دار

حال مرا در خدمت محبوب به احترام تمام عوض کن

ای که تو سوی آن ذات می روی که ملجأ و مأوای جهان است

ای ماه! همین که برآمدی نگاهی به سوی محبوب من کن

او به تو نزدیک و از من دور است.

محبوب من در شب مهتاب با گیسوان خوشبو در خواب است

 

"در سر سارنگ" شاه لطیف فیض رسانی حضرت را اینطور بیان می کند. (10)

 

امروز ابرها به سوی شمال رقصانند

ابرها از روضۀ اقدس حضرت آمده باریدند

از آنجا ابر رحمت شده آمدند

گله بانان خرسند شدند

از روضۀ رسول(ص) ابر و باران آمد

به زودی نهر "تارا" از آب پر شد

ابر رود خانه تشنه را سیراب کن

محبوب جلوه نمایی کرد

 

لطیف بر شفاعت آنحضرت(ص) اعتقاد کامل دارد و می گوید (11)

 

آن شفیع، شافع و حبیب

در راههای مشکل، راهنمایِ گنه گاران است

آن شفیع، شافع و حبیب

درین جهان و در آن جهان از ما حمایت می کند

روز محشر به کمک ما می رسد

آن شفیع، شافع حبیب

 غرق شد گان دریای معاصی را نجات خواهد داد

 

شاه لطیف مثل عارفان فارسی از فاجعه کربلا هم یاد کرده است. در "سرکیدارو" شش فصل دربارۀ شهدای کربلا نگاشته است. شاه لطیف بر تعبیر صوفیانۀ این حادثه اصرار دارد و او همه این وقایع را مشیت الهی می داند. لطیف شجاعت فوق العاده را که حضرت امام حسین و همراهانش در میدان کربلا به خرج دادند، مورد تحسین قرار می دهد.

 

و وقایع شهادت را به صورت رقّت بار بیان کرده است. بر این سانحه او خود ماتم می کند و دیگران را برای ماتم دعوت می دهد. "سرکیدارو" مرثیۀ سوزناک فاجعۀ کربلاست. درین فصلِ رسالۀ شاه، شاعر از پیغمبر اکرم(ص)، حضرت علی(رض)، حضرت فاطمه(رض)، حضرت حسن(رض) و حضرت حسین(رض) یاد می کند. شاه لطیف در "سرکیدارو" می نویسد. (12)

 

ماه محرم طلوع کرد، شاهزادگان نگران شدند

خداوند متعال علیم است، هر چه می خواهد می کند

ماه محرم دوباره ولی امام مراجعت نفرمود

ای خداوند مرا توفیق ده که آن شاهزادگان را دوباره ببینم

امام از مدینه رفت و مراجعت نکرد

ای رنگرز! لباس مرا سیاه رنگ کن

من عزادار آنها هستم که در مسافرت شهید شدند

سختیهای شهادت برای آنها جشن مسرت بود

یزید اصلاً نمی دانست که این عشق الهی بود

مرگ برای اولاد علی مثل فصل باران مایۀ انبساط بود.

سختی های شهادت مثل باران (خوشگوار) بود

یزید از عشق اصلاً خبر نداشت

شهادت امام سرّ مشیت بود

سختی های شهادت مایۀ فخر و ناز بود

رموز کربلا را فقط حقیقت شناسان می دانند.

 

شاه لطیف مانندِ شعرای عرفانی در کلام خود از آیات قرآن و احادیث نبوی و اقوال بزرگان استفاده سرشار نموده است. او متعلق به یک خانواده از عالمان بود که همه از تعالیم اسلامی پیروی می کردند. او در یک محیط دینی رشد کرده بود. این آیات و احادیث و اقوال جزو ذهن او شده بود. لطیف قرآن را همیشه مطالعه می کرد و آیات قرآن که او در کلام خود آورده است دال بر این مطالعه است. پیدا کردن فصلی در "رساله شاه" که از آیات و احادیث خالی باشد مشکل است. لطیف اصل عربی اینها را در شعر سندی خود به کار برده است. برای نمونه مثالها در ذیل ثبت می شود. اینها بدون غور و تعمق از رساله انتخاب شده است.

 

 

آیات:

 

لاخوف علیم و لا هم یجزنون (سُرمکیان داستان اول)

فاذکرونی از کرکم (سُرمکیان داستان سوم)

الست بربکم (ایضاً)

واشکرو لی ولا تکفرون (سُرسری راگ: داستان اول)

کل نفس ذائقه الموت (سُرسری راگ: داستان سوم)

لا تقنطوا من رحمه الله (سُرسوهنی: داستان اول)

نحن اقرب الیه من حبل الورید (سُرسسی: داستان پنجم)

ما رایت شیاً الا و روایت الله (ایضاً)

فی انفسکم افلا تبصرون (ایضاً)

ان الله یغفرو الذنوب جمیعاً (سُرکوهیاری، داستان سوم)

 

 

احادیث:

 

الانسان سرّی و انا سرّه (سُر آسا)

ان اولیائی تحت قبایی ولایعرفهم غیری (سُر آسا)

خلق الادم علی صورته (سُرابری)

من عرف نفسه فقد عرف ربه (سُرابری)

من عرف الله کل لسانه (سُر رام کلی)

 

 

اقوال:

 

الایمان بین الخوف و الرجا (سُر رام کلی)

السفر قطعه من النار (سُر دیسی)

العشق حجاب بین العاشق و المعشوق (سُرابری)

العشق نار یحرق ما سوی المحبوب (سُرابری)

الفراق اشد من الموت (سُرابری)

 

کار برد آیات و احادیث و اقوال در شعر سندی شاه عبداللطیف و در شعر عرفانی فارسی مشترک است و کلام شاه را به شعر عرفانی نزدیکتر می سازد.

 

در شعر عرفانی فارسی مخصوصاً در مثنویات اصطلاحات تصوف زیادی به کار رفته است. سنایی فصلهای حدیقه الحقیقه و سیر العباد را به موضوعهای اصطلاحی تصوف موسوم ساخته است و آنها را شرح داده است همچنین شیخ فرید الدّین عطّار در مثنوی منطق الطّیر مراحل سیر و سلوک را به هفت وادی زیر تقسیم کرده است. (13)

 

1. وادی طلب

2. وادی عشق

3. وادی معرفت

4. وادی استغنا

5. وادی توحید

6. وادی حیرت

7. وادی فقر و غنا

 

شاه لطیف در کلام خود اصطلاحات تصوف زیاد نیاورده است برای اینکه مخاطب او توده مردم سند بود که آنها به این اصطلاحات آشنایی نداشته بازهم لطیف از به کار بردن اینها به کلی خود داری ننموده است. در شعرش اصطلاحاتی مثل احد، ارواح، اسم اعظم، اعراف، الوهیت، باطن، تسلیم، تکبیر، ثواب، خلت، خلوت، سکوت، شرک، عارف، عرفان، قاف، قضا، قلب، قیل و قال، لا، لاهوت، ماهیت، نفی ذات، وحدت، کرامت، البته یافته می شود.

 

شاه لطیف در رسالۀ خود داستانهای محلی "سوهنی" و "سسّی" را به سلک نظم کشیده است. هر دو خانم نامبرده قهرمان داستانها هستند. عاشق و دلباخته اند و از محبوبهای خود جدا و مهجور. هر دو در راه عشق رنجهای فراوان می کشند. حتی درین راه دست از جان می شویند و به وصل محبوب می رسند. "دکتر خانم دُرِّ شهوار سیّد" مراحلی را که سوهنی و سسّی از آنها می گذرند مقامات سیر و سلوک قرار داده است و او عقیده دارد که این مقامات به وادیهای سلوک در منطق الطیرِ عطار مشابهت دارند البته لطیف ترتیب مقامات را کمی عوض کرده است. طبق استنباط خانم دکتر آن مقامات به قرار زیر اند. (14)

 

1.  مقام عشق

2.  مقام طلب

3.  مقام استغناءِ

4.  مقام غیرت

5.  مقام معرفت

6.  مقام توحید

7.  مقام فنا

 

شاه لطیف مقامات را به عناوین مزبور بیان نکرده است ولی شرح اینها با بیان عطّار البته مطابقت دارد. از این هم برمی آید که شاه لطیف شعر عرفانی فارسی را در نظر داشته است.

 

لطیف هم مثل شعرای عرفانی فارسی برای توضیحِ مطالبِ تصوف از حکایات و تمثیلات استفاده می کند. درین باب سنایی و عطار و رومی مهارت فوق العاده به خرج داده اند. شاه لطیف نیز داستانهای نیم تاریخی و عامیانه را برای این منظور به کار برده است. شعرای فارسی حکایات را تفصیلاً بیان می کنند و نتیجه گیری می کنند ولی لطیف تمام داستان را بیان نمی کند فقط به آن اشاره می کند برای اینکه مردم سند با آن داستانها آشنایی کامل دارند. هنر لطیف در اشاره های بلیغ و استنباط نتایج از داستانها به خوبی آشکار می شود.(15) او ازین داستانها یک جهان معنی تخلیق می کند. ایجاز و ایمایی را که شاه لطیف در این داستانها به کار می برد واقعاً شگفت آور است.

 

در مثنویهای عرفانی فارسی قصه های انبیاء و اولیاء نیز بیان شده است. شخصیتهای آنها برای مردم یک نمونه تقلید می باشد. تعالیم آنها برای تربیت اخلاقی و روحانی خیلی اهمیت دارد. در رسالۀ شاه لطیف بیشتر حکایات و داستانهای محلی انحصار دارد لذا در آن ذکر انبیاء و اولیاء زیاد نیست. در میان پیغمبران فقط حضرت ابراهیم و حضرت موسی و حضرت داود علیهم السلام و آن حضرت(ص) یاد کرده شده اند و از اولیا تنها به ذکر حلاّج و رومی اکتفا شده است. زندگانی اسرار آمیز و مرگ شهادت حلاج را زنده جاوید ساخته است. در شعر سندی شخصیت حلاج با احترام فوق العاده یاد شده است.

 

در شعر لطیف ذکر حلاّج صراحهتاً کم ولی اشارتاً خیلی زیاد است. شاه لطیف در عشق از منصور حلاج الهام گرفته است. لطیف در عشق جان باختن و سردادن و اعضای بدن قطع کردن را لازم می داند. اینها همه حلاج را به تصوّر می آرند.

 

بعضی از لطیف شناسان بر آنند که مولانا جلال الدّین رومی در شعر شاه لطیف تأثیری داشته است. دکتر نبی بخش بلوچ شاه لطیف را رومی پاکستان قرار داده است.(16) مورلی هم تائید می کند که لطیف تحت تاثیر رومی رفته است.(17) دکتر ماری آن ماری شیمل هم بر روابط فکری میان لطیف و رومی اصرار دارد.(18) بنا به گفته شیخ ایاز، شاه با مثنوی معنوی و مولوی خیلی ارادت داشت.(19) می گویند شاه لطیف و فرمانروای سند، نور محمد کلهورا روابط خوبی نداشتند. نور محمد برای خوشنودی شاه لطیف به او نسخه ای از مثنوی و معنوی هدیه کرد و شاه لطیف این نسخه را همیشه با خود می داشت و مطالعه می کرد.(20) کلام شاه لطیف هم ارادت او را به رومی به اثبات می رساند. در "سُریمن کلیان" شاه لطیف رومی را این طور یاد کرده است:

 

درو کثرت وحدت است این گفته رومی است.

آنها که به مقام معرفت رسیدند ساکت شدند

رومی گفت در کثرت وحدت است

اگر حجاب برافتد تو خودت را مشاهده می کنی

در کثرت وحدت است این حرف رومی است

اوّل خود را فنا کن و بعداً مشاهده محبوب کن

در کثرت وحدت است این حرف رومی است

آنها که حقیقت را دریافتند آنها ساکت شدند

در کثرت وحدت است این گفته رومی است

اگر فراق از بین برود مشاهده مشکل نیست

 

می گویند یکی از نسخه های قدیمِ رساله شاه از بیتی آغاز می شود که مثنوی معنوی از آن شروع می شود. شاه لطیف این بیت را خود نوشته یا کسی دیگر نوشته در هر دو صورت بیانگر ارادت شاه لطیف نسبت به رومی را آشکار می سازد.

 

در مثنوی معنوی قصه ای درباره کوران و فیل بیان شده است. اشاره به این قصه در رساله شاه اینطور آمده است:

 

کوران بر سرفیل مرده ای نزاع دارند

به دست آن را لمس می کنند

نمی توانند به چشم ببینند

 

شاه لطیف در "سُر سسّی" نکتۀ خوبی گفته است که آنهایی که در دل تشنگی دارند آب خودش برای آنها تشنه است. بنا به گفته دکتر شمل این مصرع لطیف ما را به یاد بیت زیر مولوی می اندازد:

 

تشنگان گر آب جویند ز جهان

آب جوید هم به عالم تشنگان

 

با تفحض در مثنوی و رساله شاه، ابیات متحد المضمون زیادی می شود پیدا کرد.

 

این مثالها می رساند که شعر عرفانی فارسی در کلام شاه عبداللطیف تا چه حدی تاثیر داشته است. این امر زیاد شگفت آور نیست. برای اینکه اجداد لطیف از هرات به سند آمده بودند و اینها فارسی زبان بودند. فارسی در آن زمان هم نه فقط درین منطقه بلکه در قسمت عمده جهان اسلامی به عنوان زبان ادبی و فرهنگی شناخته می شد. شاه لطیف متعلق به یک خانواده علمی و عرفانی بود و فارسی در آن دوره زبان علم و عرفان بود. سرمایه تصوف به وسیله این زبان به مردم رسیده بود. از رساله شاه حدس می شود زد که لطیف بر علوم متداوله و زبان فارسی تسلط داشت و شعر سندی او را یک نوع ادامۀ سنت عرفانی شعر فارسی می توان قرار داد.

 


مآخذ و منابع

 

1.     شیخ ایاز، رساله شاه عبداللطیف (مقدمه، انستی تیوت آف سندهالوجی سنده یونیورستی، 1977 میلادی، ص: 3

2.     ایضاً (مترجم)، ص: 10

3.  محمد ابن منور، اسرار التوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید، مقدمه از دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی، مؤسسۀ انتشارات آگاه، تهران (ایران) ص: صد و پنج

4.     ایضاً

5.  سنایی غزنوی، مکاتیب سنایی، به کوشش دکتر نذیر احمد، انتشارات دانشگاه اسلامی علی گر (هند)، 1962، ص: 18 میلادی

6.     عطار شیخ فریدالدّین، منطق الطیر، به تصحیح دکتر جواد مشکور، کتابفروشی تهران ت.ن، ص: سیزده (مقدمه)

7.     شیخ ایاز محوله بالا، ص: 11

8.  دکتر ایاز حسین قادری، دکتر سید وقار احمد رضوی (مترجمین) کلام شاه لطیف بتایی (اردو نثری ترجمه) آکادمی ادبیات پاکستان، اسلام آباد، 1993، ص: 5-6

9.     ایضاً، ص: 100

10.  ایضاً، ص: 797

11.  ایضاً، ص: 1081

12.  ایضاً، ص: 759

13.  عطار شیخ فرید الدین، محوله بالا، ص: چهارده

14.  Dr. Dur-e-Shahwar Sayed, The poetry of Shah Abdul Latif, Sindhi Adabi Board Hydeabad 1998, page 171-195

15.  شیخ ایاز، محوله بالا، ص: 29

16.  Baloch, Nabi Baksh, Shah: The Rumi of Pakistan; Poet laureate of Sindhi Hyderabad Sind, 1961 PP 30-40

17.  Sorely. T.H. Shah Abdul Latif of Bhit, Sindhi Kitale Ghar Karachi, 1989, PP 242

18.  Schimmel. A.M. Pain & Grace Leiden: 1976, pp.

19.  شیخ ایاز محوله بالا، ص: 250

20.  ایضاً

 

 

: <#f:3905/>
تعداد نمایش : 1763 <<بازگشت

 

گزارش تصويري
  • برگزاری همایش «تحریم در تقابل با صلح جهانی، از نگاه ادیان»
    همایش «تحریم در تقابل با صلح جهانی، از نگاه ادیان» (31 تیرماه) با حضور رهبران و پیروان ادیان الهی، بزرگان دینی و نخبگان علمی حوزه و دانشگاه در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار شد.

  • برگزاری هفته فرهنگی ترکمنستان در ایران
    هفته فرهنگی ترکمنستان در ایران (26 خردادماه) به میزبانی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و وزارت فرهنگ ترکمنستان در تالار وحدت تهران برگزار شد.

  • دیدار ابراهیمی‌ترکمان با رییس سازمان آرسیکا
    ابوذر ابراهیمی‌ترکمان در حاشیه برگزاری مراسم اهدای جوایز برگزیدگان یازدهمین دوره مسابقات بین‌المللی خوشنویسی با خالد ارن، رییس سازمان آرسیکا دیدار کرد.

  • افتتاح همایش بین‌المللی «آینده جهان اسلام در افق ۱۴۱۴ هجری شمسی»
    آیین افتتاحیه همایش بین‌المللی «آینده جهان اسلام در افق ۱۴۱۴ هجری شمسی» (8 اردیبهشت‌ماه) به همت مؤسسه آینده‌پژوهی جهان اسلام در تالار علامه امینی دانشگاه تهران برگزار شد.

  • استقبال بازدیدکنندگان نمایشگاه کتاب تهران از غرفه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
    در سومین روز از برگزاری سی‌ودومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، غرفه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی با استقبال بازدیدکنندگان مواجه شد.