| نخستين نمونههاي ادبيات فارسي از سدة 3و4ق/9 و 10م دورة اسلامي بر جاي مانده است. تنها آگاهيي كه از شاعران سدههاي نخستين داريم ، فهرستي از نام آنهاست كه عوفي و بعدها تذكرهنويسان ، به ويژه اوحدي بلياني در عرفات العاشقين و آذر بيگدلي در آتشكده فهارسي تنظيم كردند كه هدايت خلاصة آن فهارس را در مجمع الفصحا آورده است.
به روايت مؤلف تاريخ سيستان ، محمدبن وصيف سگزي براي نخستين بار يعقوبليث صفار را با شعر فارسي ستود؛ پس از آن ، شاعران ديگري چون بسام كورد و محمدبن مخلد سگزي نيز يعقوب ليث را به زبان فارسي ستودند . همچنين عوفي، حنظلة بادغيسي را نخستين شاعر عهد طاهريان دانسته ، و فيروز مشرقي و ابوسليك گرگاني را شاعران عهد عمروليث صفار شمرده است.
ابيات پراكنده و كمشمار سرايندگان اين دوره ، تنها در تذكرهها بر جا مانده است . اين ابيات از غناي موسيقايي برخوردار نيست ، واژگان آن ناهماهنگ و انديشههاي آن ساده و بيپيرايه است. از شعر اين دوره ، نمونههاي زيادي در دست نيست . اشعاري هم كه لازار گرد آورده است ، از حدود 50 بيت تجاوز نميكند كه آن هم چنانكه شفيعي كدكني تصريح ميكند ، زمان زندگي سرايندگان آنها قطعي نيست و در انتساب اشعار به آنها نيز ترديد ا به باور زرينكوب نخستين اثر منظوم فارسي كه از دورة اسلامي به دست ما رسيده ، »سرود اهل بخارا« است كه از 56ق برجا مانده ، و پس از آن ترانة يزيد بن مفرغ است كه از 59ق ، و ديگري »حرارة كودكان بلخ« است كه از 108ق باقي مانده است. از جهت تصويرسازي ، مهمترين شكل در اين دوره تشبيهات محسوس و مادي است و نزد بعضي از شاعران مثل فيروز مشرقي تأثير تصاوير شعر عربي آشكار است . صرفنظر از شعر فيروز مشرقي و حنظلة بادغيسي آثار ديگر گويندگان اين عصر ، به ويژه آثار محمدبن وصيف سگزي از تصوير تهي است. |