English|عربي
صفحه اصلي|اروپا - آمريكا|آفريقا - عربي|آسيا - اقيانوسيه|اخبار سازمان|پيوندها|آشنایی با سازمان
سه شنبه ٢٠ آذر ١٣٩٧
زبان و ادب فارسی در پاکستان قرن بیستم
زبان و ادب فارسی در پاکستان قرن بیستم تاریخ ثبت : 1385/01/22
طبقه بندي : ,,
عنوان : زبان و ادب فارسی در پاکستان قرن بیستم
نويسنده : سید مرتضی موسوی
تهيه و تدوين : <#f:1015/>
مترجم : <#f:1016/>
منبع : مركز تحقيقات فارسي ايران و پاكستان
ارسالی : <#f:1017/>
كشور : <#f:1018/>
زبان اصلي : <#f:1019/>
تاريخ ورود اطلاعات : <#f:1020/>
خلاصه مقاله : <#f:1067/>
متن : <#f:1066/>
:

در قرن نوزدهم میلادی با افول خورشید قدرت تیموریان شبه قاره زبان فارسی از رسمیّت افتاد اما در همین دوره نویسندگان و سخنوران برجستۀ فارسی در شبه قاره آثاری ارزنده بوجود آوردند که شامل محمد حسن قتیل لاهوری، اسدالله غالب (م1869م) سید احمد خان (م1898م) الطاف حسین حالی (م1914م) شبلی نعمانی (م1914م) می باشند. مضافاً براین به برکت صنعت چاپ صدها کتاب، کلّیات و دواوین که قبلاً نسخ خطّی آن در دسترس همگان نبوده، باچاپ سنگی در شهرهای مختلف در کتابخانه های موسسه های آموزشی و خصوصی به دست علاقه مندان قرار گرفت و موجب ترویج بیش از پیش زبان فارسی در جامعۀ مسلمان شبه قاره به ویژه در مناطقی که بعدها جمهوری اسلامی پاکستان استقرار یافت، گردید .
قبل ازاین که به خود موضوع بپردازیم ملاک کار این پژوهش، یعنی این که چه کسانی به عنوان خدمتگزاران زبان و ادبیات فارسی در پاکستان طی قرن بیستم میلادی قلمداد شده اند، در زیر آورده می شود :
الف :  متولّد و یا متوفای در پاکستان طی قرن بیستم میلادی .
ب : متولّد در خارج از پاکستان اما اقامت ممتد در پاکستان.
ج : متولد قرن بیستم و به قید حیات در قرن بیست و یکم میلادی،
1 – میرزا قلیچ بیگ (1853 – 1929 م)
میرزا قلیچ بیگ طی زندگانی مثمر 77 ساله 457 کتاب، رساله و اثر به زبانهای فارسی، سندهی، اردو ، انگلیسی و سایر زبانها تصنیف و تألیف و ترجمه کرده، که موجب شگفتی حوزه های علمی و ادبی است. از بیست و دو اثر که او به زبان فارسی تألیف و تصنیف نموده، گرجی نامه با تصحیح و تنقیح خانم فائزه زهرا میرزا استادیار زبان فارسی در یکی از دانشکده های دخترانه در اسلام آباد در 1380 هجری شمسی توسط مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان اسلام آباد چاپ و منتشر گردیده است. بی مناسبت نیست متذکر گردیم که اولین کتاب فارسی میرزا قلیچ بیگ به نام «مفتاح القرآن» در حین حیات وی به چاپ رسیده بود و دومین کتاب «گرجی نامه» 73 سال پس از درگذشت این نویسنده و سخنور برجسته منتشر شده است. موضوعات آثار میرزا قلیچ بیگ متنوع و به چند دانشی ارتباط دارد نظیر تاریخ، فلسفه، جغرافی، ریاضی، زبان شناسی، دستور زبان، نمایشنامه و رمان نویسی، طب، اخلاق، نجوم، کشاوری و نقد ادبی و به موجب سهم مثمر وی به شعر و ادب اورا با القاب سعدی سند و خیام سند یاد کرده اند .
2 – رعنای کاظمی (1886 – 1931م)
سید سکندر کاظمی متخلص به رعنا در پشاور زاده شد. تحصیلات متداول را در زادگاه به پایان رسانید و در 1914 از طریق کابل به ایران سفر کرد و در اصفهان مدّتی اقامت کرد و تحصیلاتی داشت که جزئیات آن بر ما روشن نیست، اما مدّتی در تهران سکنی داشت و در آن دوره علوم معقول و منقول را نزد سخنور شهیر و ادیب نامآور سید احمد ادیب پیشاوری (1260 – 1349 هـ .ق) فرا گرفت. پس از مراجعت از ایران در سال 1924 م ملاقات رعنای کاظمی با علامه محمد اقبال دست داد و اقبال فارسی گفتاری او را به این کلمات ستود «من تاکنون هیچ هندی الاصل را ندیدهام که با چنین فصاحت به زبان فارسی صحبت کند» در اصناف قصیده، مثنوی، قطعه و غزل آثاری منظوم دارد اما به قصیده سرایی بیشتر توجّه می نمود. سبک شعر او سبک بازگشت است و در شعر از زبان امروزی استفاده و به کار میگیرد. در حین حیات او در مجلّه های ادبی شبه قارّه و گل زرد تهران و روزنامه مفتش ایران در اصفهان آثار وی منتشر میگردید .
نمونه شعر رعنا
در قصیده ای باعنوان مدیحۀ الشعرا شاعران برجسته زبان فارسی را از رودکی تا عصر خویش تجلیل نموده، بیتی چند اقتباس می شود :
سوار عرصۀ میدان رزم «فردوسی»  که چشم دهر چو او د رسخن ندید سوار
دگر چو حضرت «خیام» شاعر مشرق  سپهر دانش و حکمت جهان فضل و وقار
هزار معنی باریک و نکته های بدیع  ببین به گفته حافظ به دیدۀ بیدار
به استقبال حافظ
تقصیر از آن رسیده ز انسان به غایتی  داند که رحمت تو ندارد نهایتی
صبر و رضا نشان یقین است در بلا  کفر است در طریق محبّت شکایتی
3 – فیروز طغرایی (1882 – 1931م)
فیروزالدین احمد فیروز طغرایی، طفل هیجده ماهه بود که پدرش بدرود حیات گفت. مادرش به یکی از دوستان ایرانی نژاد شوهر مرحومش جهت تربیت فرزندش استدعا نمود و به همین سبب در سن ده سالگی طغرایی با زبان و شعر فارسی آشنایی بدست آورد بلکه مبادی علوم دینی را هم توانست بدست آورد. در سنین پایین جهت امرار معاش به حرفه رفوگری مشغول گشت.
اما بعداً به کارمندی ادارۀ گمرک روی آورد. پس از مدتی به مدیریت مجله های مسیحا و ایشیا و فراگیری حرفه طب سنتی در لاهور مشغول بود تا این که مطب شخصی دایر کرد. در همان دوره به مدیریت مجلّۀ تهذیبالاخلاق که به یادبود سید احمد خان مؤسس دانشگاه اسلامی علیگره منتشر میگردید منصوب گشت و با بدست آوردن گواهینامۀ منشی فاضل (ویژۀ تحصیل ادبیات فارسی) بمدت دو سال به عنوان دبیر فارسی فعالیت داشت. آن گاه به سلک خدمت مهاراجه کشمیر در آمد و دو سال در منطقه جامو گذراند. سپس به مدیریت روزنامه «وکیل» انتصاب یافت و پس از تعطیل آن در بخش تصنیف و تألیف انجمن حمایت اسلام لاهور باسمت «مصحح» وابستگی داشت، اما هوای لاهور با او سازگار نبود. بالاخره در تاریخ 8 فوریه 1931م به لقای حق شتافت. در حین حیات طغرایی دهها نفر شاگرد را از مسلمانان و هندوان در شعر و ادب تربیت نمود که معروفترین آنان حکیم محمد حسین عرشی، صوفی غلام مصطفی تبسم، دکتر عنایت الله و ممتاز حسن احسن بوده اند.  از آثار او شرح قصاید قاآنی و لسان الغیب، کلام فیروز، و کلیات طغرایی است که پس از درگذشت وی صوفی تبسم به چاپ رسانید. از ویژگیهای شعری وی قدرت سخن، رقّت اندیشه، سوزوگداز، لطافت احساس، ظرافت مضمون را می توان متذکر گشت. ابیاتی چند به عنوان نمونه :
کشیدم در تمنایش من از هر آرزو دستی  چه خوش ای ناصح نادان که بردارم ازو دستی
چنان فلک به سرم راند لشکر اندوه  که پایمال شدم چون زمین راه گذر
لطمه های موج را آماجگاهم روز و شب  گرچه از دریا چو ساحل برکنار افتاده ام
4 – یوسف عزیز مگسی (1908 – 1935م)
پدر یوسف عزیز که سردار ده هزاری عشیرۀ مگسی بود بهترین معلمان را جهت تحصیلات مقدماتی او به تعلیم و تربیت وی گماشت. وی در سنین جوانی به کارهای خیریه بخصوص در آموزش و پرورش اجباری کودکان و ترویج علوم دینی همت گماشت. مدتی جهت مطالعه امور آموزشی اداره های فرهنگی در انگلستان بسر برد و برای دانشجویان بلوچ یک باشگاه دایر کرد. پس از مراجعت هم به اهداف نوعدوستانه خود پرداخت اما در تاریخ 21 ماه مه 1935 در زمین لرزۀ مهیب کویته که هزاران نفر کشته داشت، به سرای باقی شتافت. وی باوصف این که فقط 27 سال زیست اما شاعر دوزبان اردو و فارسی بود. به اردو عزیز و به فارسی یوسف تخلّص میکرد. ابیاتی چند بطور نمونۀ شعر وی :
ما الفت ترا به دل و جان خریده ایم  از دو جهان مهر تو در دل گزیده ایم
با ما مگو ز آتش نمرود ای رفیق  ما از شراب عشق خلیلی چشیده ایم
* * * * *
داری که زیب گردن منصور گشته است  ای کم نظر بیا که همان دارم آرزوست
خاری که در خلید به پای جناب قیس  بگذار ای رفیق همان خارم آرزوست
5 – علامه محمد اقبال (1877 – 1938 م)
اقبال در 9 نوامبر 1877 م در شهرستان سیالکوت چشم به جهان گشود. اسم پدرش «نور محمد» و نام مادرش «امام بی بی» و از افراد متدین بودند. در مسجد کوی مسکونی درس قرآن گرفت و آن گاه به مدرسه اسکاچ مشن به تحصیل پرداخت. دراین مؤسسه آموزشی مولانا سید میر حسن معلم بود و اقبال طرف توجه ایشان قرار گرفت. در همان اوان اقبال به سخن سرایی به زبان اردو پرداخت و شعر خود را جهت اصلاح به داغ دهلوی (م1905م) می فرستاد. پس از دورانی کوتاه داغ اظهار داشت که اشعار وی از ملاحظه و تصحیح بینیاز است. پس از کسب دیپلم به لاهور منتقل و در دانشکدۀ دولتی ثبت نام کرد. دراین مؤسسه عالی آموزشی زیر کنف حمایت پرفسور تامس آرنلد قرار گرفت که به اقبال برای ویژگیهایش تشویق میکرد. دانشنامه های کارشناسی و کارشناسی ارشد در رشته های فلسفه و زبان و ادب عربی بدست آورد و همین که فارغ التحصیل گردید به سمت معلمی دانشگاه انتخاب گردید.
اولین شعر اقبال که در مجله مخزن در سال 1901 م چاپ و منتشر گردید «هیمالیا» عنوان داشت. در همان سال هم اولین کتاب منثور او به موضوع اقتصاد نیز بچاپ رسید.
اقبال در 1905 به تشویق پرفسور آرنلد جهت تحصیلات عالیه به انگلستان رفت و در دانشگاه کمبریج مشغول تحصیل گردید و با فیلسوف معروف میک تیگارت و با دو تن مستشرق برجسته پرفسور ادوارد برون و دکتر رینالد نکلسون آشنایی نزدیک بدست آورد. پس از آن در دانشکدۀ معروف حقوق لنکن ان جهت تحصیل حقوق وارد شد. آن گاه در آلمان در دانشگاه مونیخ پایان نامۀ خود را باعنوان «سیر فلسفه در ایران» تهیه و تسلیم نمود و موفق به کسب دکترای فلسفه گردید. پرفسور آرنلد برای شش ماه به مرخصی رفت و اقبال به جای وی کرسی زبان و ادب عربی را اداره کرد.
پس از مراجعت به لاهور در دانشکدۀ دولتی مشغول تدریس فلسفه گردید و به وی اجازه داده شد که به وکالت دادگستری نیز بپردازد. شایستۀ تذکر است که اقبال ازاین که در شغل آزاد می خواست خدمت کند پس از مدت کوتاهی از کار تدریس صرفنظر کرد و تنها با وکالت قضایی امرار معاش می کرد. اقبال در 1928 م بنا به دعوت جهت ایراد سخنرانیهای دربارۀ اسلام به شهرهای مدراس، میسور، حیدرآباد(دکن) و علیگره مسافرتهایی کرد و خطبات وی نخست به انگلیسی و در 1967 م باعنوان «احیای فکر دینی در اسلام» در تهران برای اولین دفعه منتشر گردید.
در صحنۀ سیاسی نیز در 1926م به عضویت مجلس قانونگزاری پنجاب در انتخابات عمومی انتخاب گردید. در 1930 م در خطابۀ ریاست اجلاسیه سالیانۀ حزب مسلم لیگ در اله آباد ایدۀ تأسیس کشور مسلمان نشین در شبه قاره را عنوان کرد. در 1931 م در کنفرانس میزگردی که به منظور تدوین قانون اساسی در لندن تشکیل شده بود با سایر رهبران شبه قاره شرکت داشت. در راه مراجعت به نمایندگی مسلمانان شبه قاره در بیت المقدس در نخستین مؤتمر اسلامی تشکیل گردیده بود حضوریافت. مسافرت بعدی او به انگلستان جهت شرکت در سومین کنفرانس میزگرد در 1933 م بود که هنگام مراجعت به اسپانیا سفر کرد و از مسجد قرطبه دیدن کرد و شعر کمنظیری به همین موضوع به اردو سرود. آخرین مسافرت وی بنابه دعوت دولت وقت افغانستان جهت مشاوره در تجدید سازمان نظام آموزش عالی آن کشور در 1933 م انجام گرفت که در حین مسافرت به غزنین در آرامگاه حکیم سنایی غزنوی حضور بهم رسانید . او در چهار سال پایانی زندگانی با کسالتهای گوناگونی دست و پنجه نرم میکرد، از جمله کسالت گلو، ضیق نفس، ضعف قلب در تاریخ 21 آوریل (اول اردیبهشت) 1938م به دعوت حق لبیکاجابت گفت و آرامگاهش در جنب مسجد تاریخی عالمگیری لاهور مرجع خلایق است. برطبق گزارشها آخرین دوبیتی که بر زبانش جاری شد مشهور و برزبانهای همگان است :
سرود رفته بازآید که ناید  نسیمی از حجاز آید که ناید
سرآمد روزگار این فقیری  دگر دانای راز آید که ناید
از آثار عمدۀ اقبال به فارسی مثنوی اسرار خودی (1915م) رموز بیخودی (1918م) پیام مشرق (1922م) زبور عجم (1927م) جاویدنامه (1929م) پس چه باید کرد ای اقوام شرق (1936م) ارمغان حجاز (دو زبانه 1938م) میباشند. اما آثار منظوم به اردو شامل بانگ درا (1924م) بال جبریل (1935م) و ضرب کلیم (1936م) می باشند. از دهها آثار منثور وی برخی تا به حال منتشر نه شده اما از کتابهای منتشر شدۀ او برجسته ترین بازسازی اندیشه دینی در اسلام و سیر فلسفه در ایران می باشند .
توجه اقبال به ایران و نوابغ فارسی زبان
اقبال دوستدار شخصیتهای ادبی و نوابغ فارسی زبان است حتی اسامی شهرهای فلات ایران به عنوان رمز به کار می برد. چنانکه در ابیاتی نمونه ملاحظه می شود.
تنم گلی ز خیابان جنت کشمیر  دل از حریم حجاز و نوا ز شیراز است
عطاکن شور رومی سوز خسرو  عطاکن صدق و اخلاص سنایی
پیررومی خاک را اکسیر کرد  از غبارم جلوه ها تعمیر کرد
در هفتاد سال اخیر دهها استاد و دانشمند ایرانی بالغ بر پنجاه اثر عمده در احوال و آثار و افکار اقبال سلک نگارش در آورده در صحنۀ اقبال شناسی خدماتی ارزنده انجام داده اند. درعین حال صدها مقالۀ علمی پژوهشی در همین زمینه در نشریات فارسی منتشر گردیده است. تمجیدی که ملک الشعرا بهار از نقش و سهم اقبال کرده، کم نظیر است :
عصر حاضر خاصۀ اقبال گشت  واحدی کز صد هزاران برگذشت
استفادۀ اسامی شخصیتهای اسلامی به عنوان رمز
به مصطفی(ص) برسان خویش را که دین همه اوست
اگر به او نه رسیدی تمام بولهبی است
در دل مسلم مقام مصطفی(ص) است   آبروی ما ز نام مصطفی(ص) است
مسلم اول شه مردان علی(ع)  عشق را سرمایۀ ایمان علی(ع)
مریم از یک نسبت عیسی عزیز  از سه نسبت حضرت زهرا(ع) عزیز
رمز قرآن از حسین(ع) آموختیم  ز آتش او شعله ها افروختیم
توجّه اقبال به فارسیگویی
تخمین زده شده است که بالغ برشصت در صد سروده های اقبال به زبان فارسی است و بیش از نیمۀ آثار منظوم فارسی اقبال، قبل از نشر مجموعههای شعری اردو بچاپ رسیده و در اختیار علاقه مندان در داخل و خارج از شبه قاره قرار داشت. یکی از دلایل گرایش اقبال به فارسی سرایی، خواستۀ وی مبنی براین که اندیشه ها و افکار او در جهان فارسی هم مورد استفاده واقع شود، بوده است. همچنین دلیل دیگر را چنان تبیین کرده است .
گرچه هندی در عذوبت شکّر است   طرز گفتار دری شیرینتر است
6 – زیب مگسی (1883 – 1953م)
میر گل محمد خان زیب در قریۀ جهل مگسی در بلوچستان (پاکستان کنونی) در 1883 متولّد گردید. از سرداران پولدار بود اما اخلاقش بسیار درویشانه بوده است چنانکه گوید :
مراد سلطنت را ترک کردم بهر درویشی  چو ابراهیم ادهم ملک و سامان دادم و رفتم
زیب به قدرت کلام و صنعتگری در سخنسرایی متّصف است. در آثار منظوم زیب دو مجموعه بدینقرار در حین حیات وی چاپ و منتشر گردیده :
1 – پنج گلدستۀ زیب یعنی پنج دیوان فارسی که در چاپخانۀ معروف نولکشور در لکهنؤ به سال 1931 م به قطع بزرگ حاوی انواع اصناف سخن می باشد که در ذیل تبیین می شود :
1 – دیوان اول (زیب نامه) دارای 32 غزل با التزام که در ردیف هر حرف از الفبا یک غزل سروده است.
2 – دیوان دوم (دیوان عجیب) حاوی 58 غزل است و دراین مجموعه التزام نموده است که در هر غزل وی یک حرف تهجی را ترک کرده است .
3 – دیوان سوم (دیوان بحور) 153 غزل در بحور جداگانه چه متعارفه و غیر متعارفه سروده است .
4 – دیوان چهارم (دیوان صنایع) مشتمل برترکیب بند، ترجیع بند، مستزاد مثلّث، مربّع، مخمّس، مسدّس، غزل و قصیده که به مراعات صنایع بدیعه سروده است .
5 – دیوان پنجم (دیوان مفردات) محتوای 714 بیت متفرق در تغزل ، فلسفه، اخلاق و تصوف می باشد.
2 – خزینۀالاشعار یعنی مخمّسات زیب که باز چاپ نخست در چاپخانۀ نولکشور (لکهنؤ) در 1936 م در قطع بزرگ در 354 صفحه انجام گردید و چاپ دوم آن بامقدمه پرفسور شرافت عباس توسط انجمن فارسی بلوچستان کویته در 1996م با کاغذ و صحافی خوب در 432 صفحه تدوین شده است . این مجموعه حاوی مخمساتی است که بر غزلهای 115 شاعر برجستۀ فارسی تضمین شده نظیر سعدی، نظامی، حافظ، اما برخی از غزلهای شخصیتهایی هم مورد تخمیس قرار گرفته که زیاد به شعرگویی شهره نیستند نظیر نورالدین جهانگیر بادشاه، شاه شجاع الملک بن تیمور شاه، زری زربخش بدایونی، شاه عباس صفوی و سایرین بطور نمونه تخمیس غزل شاه عباس صفوی (بنداول) چنین است .
تاتاریان بتار خطت سر فروکنند  تبریزیان ز تاب رُخت گفتگو کنند
کشمیریان سجود ترا روبرو کنند  کنعانیان اگر گل وصف تو بو کنند
کمتر نسیم گلشن مصر آرزو کنند
7 – عظامی (1898 – 1957م)
عزیزالدین احمد عظامی در قصبۀ بدله در نواحی هوشیارپور به سال 1898 م چشم به جهان گشود. تحصیلات مقدّماتی را در شهرستانهای اطراف واکناف زادگاه ادامه داد، امّا برای تحصیلات عالیه به دارالعلوم دیوبند رفت و از محضر استادان برجستۀ عصر مولانا محمود الحسن گنگوهی و علامه سید انور شاه کشمیری استفاده کرد و در 1915م به سلک ارادت شیخ الهند درآمد. سپس دورۀ «منشی فاضل» به زبان فارسی تکمیل کرد و به عنوان دبیر فارسی در شهرستانهای مختلف مشغول بود. در همین اثنا به شاگردی مولانا گرامی مفتخر گردید. این علاقۀ مفرط میان استاد و شاگرد بحدّی رسیدکه گرامی وی را جانشین خود اعلام کرد :
ستاره سفته گوش و چرخ پابوس زمین آمد
تعالی الله گرامی را عظامی جانشین آمد
«گرامی»
خود عظامی استاد خود را چنین تحسین می کند :
ای عظامی به خویشتن نازیم  که گرامی است در زمانۀ ما
عظامی در انواع سخن از جمله قصیده، غزل، مرثیه و مثنوی اشعار مؤثری سروده است. در تتبّع مرثیۀ معروف قاآنی  :
باردچه ؟ خون که ؟ دیده چسان ؟ روز و شب چرا ؟
از غم ! کدام غم ؟ غم سلطان کربلا
عظامی مرثیه ای دارد :
بینم چه ؟ زلزله، به کجا ؟ در فلک ، چرا ؟
از ماتم حسین ، که حسین ابن مرتضی (ع)
های! همان حسین جگر گوشۀ بتول (ع)
وای همان حسین (ع) جگر بند مصطفی(ص)
در صنف مثنوی نیز چیره بود و در مدح بزرگترین پهلوان عصر به نام غلام محمد گامان مثنوی جالبی سروده :
جهان پهلوان رستم این زمان   که گامان بود نام آن  پهلوان
غلام محمد نهادند نام   بگفتی به تخفیف مامش غلام
در صنف غزل علاوه بر تغزل ابتکاری از چند تن غزلسرایان متقدّم و متآخر پیروی کرده است نظیر حافظ، عراقی، نظیری، بیدل و دیگران
 در وصف عشق چقدر قشنگ گفته است :
درگه عشق عجب شان خدایی دارد  آن که سلطان جهان است غلام است این جا
8 – تبسّم صوفی (1899 – 1978م)
در تاریخ 14 اوت 1899 م صوفی غلام مصطفی تبسّم در یک خانوادۀ کشمیری نژاد مقیم امرتسر چشم به جهان گشود. تحصیلات را در شهر لاهور داشت و دانشنامه کارشناسی ارشد به زبان و ادب فارسی و دورۀ دانشسرای عالی را تکمیل نموده به شغل تدریس پرداخت . بدواً دردانشکدۀ تربیت معلّم و چندی بعد به دانشکدۀ دولتی لاهور پیوست و تا سال 1954م که سال تقاعد وی بوده در همان دانشکده ریاست گروه آموزشی فارسی را عهده دار بوده است. تبسّم در 1954 م به عنوان عضو هیأت فرهنگی پاکستان به ایران نیز سفر کرد. او چندی متصدّی خانۀ فرهنگ ایران در لاهور بود. صوفی تبسّم به سخنوران فارسی متقدّم و معاصر یکسان علاقه مندی نشان می داد. وی غیر از آثار منثور به اردو، به سه زبان اردو، پنجابی و فارسی سروده هایی از خود باقی گذاشته . غیر از مقاله های عدیده ، بالغ بر 20 کتاب در حین حیات وی به چاپ رسیده بود. در مجموعۀ شعری سه زبانۀ وی باعنوان «انجمن» شعر فارسی وی برای اولین دفعه منتشر شده بود. ترجمۀ کتاب اقبال لاهوری تألیف استاد مجتبی مینوی را به اردو تهیه و منتشر کرده بود. در شعر فارسی شاگرد حکیم فیروزالدین طغرایی بوده . بیشتر به فارسی به صنف غزل توجّه داشت
نمونۀ اشعار تبسّم
دل تو معرکۀ سوزوساز باید و نیست  لب تو زمزمه برای راز باید و نیست
شده است حسن ز چشم جهانیان مستور  که عشق را نگه پاکباز بایدو نیست
بیان کفر چنین دل نشین نباید و هست  حدیث شیخ حرم دلنواز باید و نیست
9 – دکتر خواجه عبدالحمید عرفانی(1907 – 1990م)
آقای دکتر عرفانی، دانشیار دانشکدۀ دولتی کویته در دهه های 1930 و 1940 م بمدت 15 سال به تدریس مشغول بود. آنگاه برای دو سال و اندی به عنوان نمایندۀ فرهنگی شبه قاره در مشهد بتدریس زبان انگلیسی اشتغال داشت.
یک سال و نیم پس از تأسیس پاکستان، در  1949م بعنوان اولین وابستۀ فرهنگی و مطبوعاتی سفارت پاکستان در تهران اعزام گردید، و در حین مأموریت شش سالۀ اول توانست آثاری متعدّد دربارۀ مشاهیر شعر و سخن ایران و پاکستان منتشر سازد، از جمله :
1 – رومی عصر در شرح احوال و آثار علامه اقبال، تهران، 1330 ش .
2 – شرح احوال و آثار ملک الشعراء بهار، تهران 1334 ش.
3 – انتخاب شعر فارسی معاصر جلد یکم (هفده شاعر)
انتخاب شعر فارسی معاصر جلد دوم (سیزده شاعر) لاهور 1335 ش .
4 – ایران صغیر یعنی تذکره شعرای فارسی کشمیر، تهران، 1335 ش.
و آثار منتشرۀ دیگر در ایران و پاکستان
از سال 1956 م بمدت دو سال و اندی مدیریت فصلنامۀ فارسی زبان «هلال» کراچی که از طرف ادارۀ مطبوعات دولت پاکستان برای تشئید مناسبات فرهنگی میان دو کشور از کراچی منتشر می شد، بعهده داشت و از سال 1958م مجدداً برای شش سال دیگر بسمت قبلی در تهران منصوب شد. در این دوره آثاری بشرح زیر از وی چاپ و منتشر گردید :
1 – داستانهای عشقی پاکستان ، تهران، 1340 ش .
2 – سرود سرمد: در شرح احوال و آثار و انتخاب اشعار سید صادق سرمد، تهران، 1342 ش.
آقای دکتر عرفانی پس از مراجعت بموطن و تقاعد نیز سالها به امر تدریس و تحقیق و نگارش مشغول بود و در این مدت نیز یازده کتاب دیگر به فارسی، انگلیسی و اردو منتشر ساخت. این دو بیتی سرودۀ ملک الشعراء بهار بهترین معرّف عرفانی ایران شناس می باشد :
دوش آمد پی عیادت من  ملکی در لباس انسانی
گفتمش چیست نام پاک تو ؟ گفت  خواجه عبدالحمید عرفانی!
نمونه شعر عرفانی
عرفانی از عنفوان جوانی فکر سخن می کرد اما هنگامیکه احساس کرد ترویج شعر و فلسفۀ اقبال در جامعه نیاز مبرم دارد بیشتر نثر نویسی و ایراد گفتار و خطابه در انجمن های ادبی و فرهنگی و همچنین در رادیو تلویژیون همّت گماشت با این وصف به دوبیتی سرایی گرایش بیشتری نشان داده است .
چه شیرین داستان دلربایی  بیانی جانگدازی خودنمایی
دمی از آشنای راز بشنو  حدیث سوز و ساز آشنایی
* * * * *
مرا پایان پذیرد زندگانی  ترا آید به سر روز جوانی
همین افسانه های عشق و مستی  بماند یادگار جاودانی
* * * * *
خاک شیراز و مشهد و تبریز  سرمۀ نور بهر چشمانم
من ز کشمیر و خاک پاکستان  ارمغانی برای ایرانم
این بود افتخار جاویدم  در زبان تو من غزل خوانم
خواجه عبدالحمید عرفانی  عاشق خاک پاک ایرانم
سایر فارسی سرایان برجستۀ قرن بیستم
دهها سخنور دو زبانه و سه زبانۀ پاکستان طی قرن بیستم غیر از زبان محلّی (پنجابی، سندی، پشتو، سرائیکی وغیره) به فارسی و اردو که زبان ملّی، عمومی و ارتباط و طی سه قرن اخیر آثار ارزندۀ منظوم و منثور داشته . چند تن از فارسی سرایان دیگر شامل ابوبکر مستونگی (م1937م) اختر شیرانی (م1948م) دکتر محمد دین تأثیر (م1950م) اصغر علی روحی لاهوری (م1954م) مولانا ظفر علی خان (م1956م) رضا علی وحشت (م1956م) عبدالمجید سالک (م1958م) اسد ملتانی (م1959م) مرتضی احمد خان میکش (م1959م) مولانا عطاءالله شاه بخاری (م1962م) علامه عنایت الله خان مشرقی (م1963م) ناظم سندی (م1964م) ضیاء جعفری (م1972م) جگر کاظمی پیشاوری (م1972م) ادیب فیروز شاهی (م1973م) تبسّم قریشی (م1973م) ممتاز حسن احسن (م 1974م) ماهرالقادری (م1976م) آقا صادق حسین صادق (م1977م) ذهین تاجی(م1978م) سید آقا حسین ارسطو جاهی (م1978م) شیخ محمد ایوب (م 1981م) شبیر حسن خان جوش (م1982م) رئیس امروهوی (م1988م) عطاءالله خان عطا (م1991م) دکتر زبیده صدیقی (م1992م)، رضا همدانی (م1994م) حسنین کاظمی شاد مرحوم، انوار حسین انوار مرحوم، کرم حیدری مرحوم، دکتر حامد خان حامد مرحوم ، فیض الحسن فیضی مرحوم، صفی حیدر دانش مرحوم، حکیم یحیی خان شفا مرحوم، حافظ مظهر الدین مرحوم.
فارسی سرایان بقید حیات در قرن بیست و یکم
فارسی سرایان پاکستان که در قرن بیستم متولد شدند و در عرصۀ سخنسرایی فعالیتهایی داشته و بحمده تعالی در قرن بیست و یکم به قید حیات می باشند شامل دکتر الیاس عشقی، دکتر عاصی کرنالی، دکتر اسلم انصاری، دکتر سید محمد اکرم اکرام، دکتر خیال امروهوی، دکتر آفتاب اصغر، دکتر حسین جعفر حلیم، دکتر یامین خان لاهوری، حافظ محمد ظهورالحق ظهور، انور مسعود، پیر نصیرالدین نصیر، فضل الرحمن عظیمی، سرور انبالوی، ضیاء محمد ضیاء، محمد جان عالم، حسن سلمان رضوی، نصرت زیدی، ظهیر عالم زیدی، فضل الهی بهار، حسین انجم، ظهیر عالم زیدی، عارف جلالی، مقصود جعفری، دکتر محمد سرفراز، رضیه اکبر، جاوید اقبال قزلباش ، فایزه زهرا میرزا و دهها فارسیگوی دیگر در شهرها و شهرستانهای سرتاسر پاکستان به غنی ساختن شعر معاصر اشتغال دارند .
نثر نویسان و مروّجان فارسی در قرن بیستم

بامقایسه به فارسی سرایی، شخصیتهایی که در قرن بیستم میلادی به فارسی نویسی پرداختند، تعداد شان کمتر است. ازاین که غیر از چاپ متون فارسی تحقیق و پژوهشهایی که در شبه قاره از جمله پاکستان در قرن بیستم صورت می گرفت، بیشتر به انگلیسی و به اردو و یا سایر زبانهای محلّی انجام می گرفت. با این وصف عده ای از استادان دانشگاه ها و مدیران مجلّه های فارسی زبان و نویسندگان کتابها و مقاله های فارسی آثاری ارزنده به نثر باقی گذاشته اند .
1 – پرفسور دکتر شیخ محمد اقبال (م1945م)
از استادان بنام زبان وادبیات فارسی دانشگاه پنجاب و رئیس اسبق دانشکدۀ خاورشناسی، استاد دکتر شیخ محمد اقبال(م1945م) بعلّت همعصری و همنامی با علامه محمد اقبال (م1938م) در محافل علمی جهانی به درستی شناخته نشده. وی مصحح راحۀالصدور الراوندی است که در اروپا منتشر گردید. همچنین کتاب وی «ایران به عهد ساسانیان» در دانشگاه های شبه قاره جزو مواد درسی بوده. مقالات عدیدۀ وی به فارسی و اردو پیرامون تتبّعات در زبان و ادب فارسی و ایران شناسی در مجلۀ دانشکدۀ خاورشناسی (اورینتل کالج میگزین» چاپ و منتشر گردیده . او کسی است که دیدار های متعدّد علمی از ایران پیش از استقلال پاکستان نمود و رابط عمده در زمینۀ ایرانشناسی در آن زمان در این منطقه از جهان بوده است .
2 – پرفسور دکتر مولوی محمد شفیع (1883 – 1963م)
استاد دکتر مولوی محمد شفیع متبحر به زبانهای فارسی و عربی و در ایران شناسی و علوم اسلامی بمرتبۀ والایی قرار داشت. استاد بدیع الزمان فروزانفر در قصیدۀ غرّایی وی را ستوده که مطلعش اینست :
دهر و دوران کم آورد فرزند  چون محمد شفیع دانشمند
شرح احوال و آثار استاد شفیع را می توان در مقدمۀ مثنوی وامق و عذرای عنصری بلخی(م441 هـ .ق) که توسط استاد تصحیح و در 1967م چاپ گردیده، ملاحظه نمود . سایر آثار وی عبارتند از  :
1 – تتمۀ صوان الحکمه از علی بن زید بیهقی : ترجمۀ فارسی موسوم به درۀالاخبار، تدوین و تحشیه، لاهور، 1951م.
2 – مطلع السعدین مؤلّفه عبدالرزاق سمرقندی (قرن 8 هـ.) تدوین و تحشیه با معانی و فرهنگ لاهور، 1952م.
3 – مکاتبات رشیدی از رشید الدین فضل الله همدانی(م 718 هـ.) متن فارسی با تعلیقات مشروح ، لاهور، 1953 م
4 – تذکرۀ میخانه از ملا عبدالنبی فخرالزمانی قزوینی، متن با تعلیقات مشروح، لاهور، 1953م.
استاد دکتر شفیع در 1954م ریاست اولین هیأت عالیرتبۀ فرهنگی پاکستان را که از ایران دیدن کرد، بعهده داشت که به عضویت و شامل 14 تن از استادان برجستۀ ایران شناسی و ادب فارسی وقت از دانشگاه های پنجاب، سند، کراچی، پیشاور و داکا بوده است .
3 – استاد سید وزیر الحسن عابدی
استاد عابدی در بجنور چشم به جهان گشود. تحصیلات عالی را در اوائل دهۀ 1950 م در دانشگاه تهران داشت. چندین کتاب به تحقیق و تنقیح وی به چاپ رسیده که شامل منتخباتی از متون فارسی غالب به مناسبت سدۀ اسدالله غالب (م1869م) ، دیوان ابوالفیض فیضی فیاضی (م1004 هـ.ق)، خسروشیرین سخن منتخباتی از کلیات امیر خسرو دهلوی (م 725 هـ .ق) و مآخذمولوی در افکار اقبال به اردو و همچنین جلد اول فهرست نسخه های خطّی کتابخانۀ حافظ محمود شیرانی، انتخاب دبستان عجم در دو جلد، مقالات منتخب مجلّۀ دانشکدۀ خاورشناسی در دو مجلّد و کتابی در زمینه دستور زبان فارسی نیز شامل مؤلّفات استاد عابدی است .
4 – پیر حسام الدین راشدی (م1982م)
یکی از شخصیتهای منفرد پاکستانی در صحنۀ ادب فارسی و ایران دوستی طی قرن بیستم میلادی، پیر حسام الدین راشدی، چشم و چراغ یکی از دودمان های اصیل سند و متصف به فضایل علمی و معنوی بوده است. او به برکت ذوق سلیم و مطالعات وسیع عالم و ادب شناس ممتاز زبان فارسی در این مرز و بوم بوده. خدمات علمی پیر راشدی به حدّی مورد توجه مقامات فرهنگی و دانشگاهی ایران قرار گرفته است که در سالهای آخر زندگانی مثمر، مسافرتهای عدیده ای به ایران کرد و در یکی ازین سفرهای رسمی که بنا به دعوت مقامات ایرانی صورت گرفت، دانشگاه تهران دکترای افتخاری م به وی اعطاء نمود. کتابخانۀ شخصی پیر راشدی دارای نسخ خطی نادر و کمیاب و کتابهای چاپ شده ارزنده بود که صیت آن در سرتاسر محافل علمی خاور شناسی پیچیده بود. بنده در کتابخانه های خصوصی و شخصی در زمینۀ موضوعات مربوط به زبان و ادب فارسی و ایران شناسی کمتر کتابخانه دیگر در پاکستان را می شناسم که خاور شناسان باختری که به پاکستان سفر می کردند، علاقۀ ویژه جهت استفاده از آن نداشته باشند .
از مؤلفات و انتشارات متعدد پیر راشدی، کتابهای نامبرده زیر، اغلب برای اولین دفعه چاپ و منتشر گردیده است :
1 – تذکرۀ الشعرای کشمیر اصلح میرزا با چهار ضمایم (جمعاً در پنج مجلد)
2 – تذکره ریاض العارفین تألیف آفتاب رای لکهنوی
3 – مثنوی مهر و ماه جمالی دهلوی (متوفی 942 هـ .) که در سال 1353 هـ.ش به وسیله مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان چاپ و منتشر گردیده .
4 – مقالات الشعراء از میر علی شیر قانع تتوی، کراچی 1957م.
5 – مثنوی مظهر الآثار سروده شاه جهانگیر هاشمی کرمانی، حیدرآباد، 1957م.
6 – مثنویات و قصاید میر علی شیر قانع تتوی، حیدرآباد، 1961م.
7 – مکلی نامه میر علی شیر قانع تتوی، حیدرآباد، 1963 م.
8 – مثنوی چنیسر نامه از ادراکی بیگلری، حیدرآباد، 1964م.
9 – تحفۀالکرام میر علی شیر قانع تتوی، حیدرآباد، 1972م.

5 – دکتر محمد بشیر حسین (م1983م)
دکتر محمد بشیر حسین یکی از اساتید فاضل و محققان نامدار بشمار می رفت. در 1963م با گذراندن پایان نامه به موضوع «فعل مضارع» در زبان فارسی از دانشگاه تهران فارغ التحصیل گردید . نخست در کتابخانه موقوفۀ دیال سینگ لاهور به تحقیق و فهرست نگاری اشتغال داشت. آنگاه به گروه فارسی دانشکدۀ خاورشناسی پیوست و در حین تدریس بکرسی استادی گنج بخش منسوب به علی بن عثمان هجویری، ارتقاء یافت. علاوه بر رسالۀ دکتری از آثار دیگر دکتر بشیر حسین، فهرستهای توصیفی کتابخانه های شخصی دکتر مولوی محمد شفیع و حافظ محمود شیرانی و تلفظ فارسی ایران (امروز) می باشند که چاپ و منتشر گردیده است . این محقق برجسته بر اثر ابتلاء به سرطان خون در سن حدود پنجاه سالگی بدرود حیات گفت .
6 – پرفسور فیروزالدین رازی
استاد فارسی دانشکدۀ دولتی لاهور، محقق، لغت شناس دارای چندین اثر علمی از جمله فرهنگ سه زبانۀ فارسی انگلیسی و اردو که در دهۀ 1950 م تدوین و منتشر نمود و در این رهگذر در پاکستان مبتکر بشمار می رود. او جهت تفحص و تحقیق در فرهنگ نویسی فارسی در سال 1950م به تهران سفر کرد و از محضر استادان مسلم ایرانی وقت کسب فیض کرد. ملک الشعرا بهار آخرین غزل را که در یک نشست علمی قرائت کرد بافتخار فیروزالدین رازی در تهران تشکیل شده بود، مصرع اول آن بدینقرار است :
دارم به یاد این سخن از پیر می فروش
استاد رازی در زمینه فارسی آموزی نیز آثاری از خود باقی گذاشته است .
7 – پرفسور دکتر محمد باقر (1910 – 1993م)
دکتر محمد باقر در دهکده ای در حوالی فیصل آباد به دنیا آمد. با اخذ کارشناسی ارشد فارسی از دانشگاه پنجاب جهت تکمیل دورۀ دکتری به انگلستان رفت. در حین تدریس در دانشکدۀ خاورشناسی به ریاست گروه و سپس به ریاست دانشکده ارتقاء یافت. وی در حین حیات از برجسته ترین استادان فارسی نیم قرن اخیر پاکستان بشمار می رفت. از سال 1939م که اولین دفعه به ایران سفر کرده بود، او 25 دیدار کوتاه و دراز مدت از ایران داشته است .
16 اثر تحقیقی و یک صد مقالۀ علمی از آثار ارزشمند اوست از جمله :
1 – لغت مدار الافاضل (در چهار مجلد) دانشگاه پنجاب، لاهور، 1953 تا 1970م.
2 – تدوین و تصحیح دیوان جویای تبریزی (م1118هـ.)، لاهور، 1971م.
3 – احوال و آثار و افکار علامه اقبال (به اردو و انگلیسی) در دو مجلد 1981 و 1985
4 – تذکرۀ مخزن الغرائب (پنج جلد) تألیف 1218 هـ / 1803م ، دو جلد اول را دانشگاه پنجاب و 3 جلد دیگر را مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان منتشر کرده است . 1969 تا 1994 م .
5 – تاریخ پنجاب (فارسی) مولفۀ 1840م، اکادمی ادبی پنجابی، لاهور 1972م.
6 – مسافرتها و ایام البیرونی (انگلیسی) ادارۀ تحقیقات دانشگاه پنجاب، لاهور 1975
7 – درفش کاویانی نوشتۀ میرزا غالب ، لاهور 1969م.
8 – تاریخ گذشته و حال لاهور (انگلیسی) 1984م.
امتیاز دیگر پرفسور باقر تربیت و پرورش شاگردان و همکارانی برجسته نظیر دکتر عبدالشکور احسن، دکتر ظهور الدین احمد، دکتر آقا یمین خان، دکتر محمد ظفر خان، دکتر عبدالحمید یزدانی، دکتر سید محمد اکرم، دکتر آفتاب اصغر، دکتر انعام الحق کوثر، دکتر محمد بشیرحسین، دکتر نسرین اختر ارشاد ، استادان و روسای سابق گروه فارسی دانشکده خاورشناسی و دانشکدههای دولتی و صدها نفر مروجان فارسی در سطح کشور طی دهه های اخیر میباشد.
8 – دکتر محمد ریاض (1935 – 1995م)
دکتر محمد ریاض در دهکده ای در حومۀ شهرک ییلاقی مری واقع در شمال اسلام آباد متولد گردید. تحصیلات کارشناسی ارشد را در دانشگاه کراچی و دورۀ دکتری را در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران با گذراندن پایان نامه دربارۀ شرح احوال و آثار میر سید علی همدانی داشته است . دکتر ریاض نخست امر تدریس را در دانشکده های خصوصی و دولتی کراچی و اسلامآباد برای چند سال ادامه داد تا اینکه در دانشگاه آزاد علامه اقبال برای مدیریت گروه اقبالشناسی در 1980 م منصوب گردید. از سال 1352 تا 1356 هـ .ش در دانشگاه تهران به تدریس اردو و پاکستان شناسی مأموریت داشت. او یکی از پُرکارترین استادان فارسی بود که چندین کتاب بفارسی و اردو و همچنین صدها مقاله چاپ و منتشر ساخت. برخی از آثار او بدینقرار است  :
1 – تدوین و تحشیۀ کلیات فارسی شبلی نعمانی ، اسلام آباد 1976م.
2 – اقبال و دیگر شعرای فارسی زبان (تذکر از هفتاد سخنور با نظر های اقبال) به فارسی اسلام آباد، به اردو لاهور 1977 م .
3 – کشف الابیات اقبال، اسلام آباد 1977 م (با همکاری دکتر صدیق شبلی)
4 – احوال و آثار میر سید علی همدانی، اسلام آباد 1985م.
5 – کتابشناسی اقبال (فارسی) ایضاً 1986م.
6 – یادداشتهای پراکندۀ علامه اقبال (ترجمۀ فارسی) ایضاً 1989م.
7 – تدوین و تصحیح کلیات فارسی اقبال (باهمکاری دو استاد دیگر) لاهور، 1990م .
9 - دکتر سید سبط حسن رضوی (1927 – 1997م)
دکتر رضوی در لکهنؤ متولد گردید .  تحصیلات را تا سطح کارشناسی ارشد در 1950م بتکمیل رسانیده به پاکستان منتقل گردید. نخست برای مدتی در مدرسۀ ایرانیان کراچی، تصدی مدیریت داشت. در 1956م بمدت شش ماه در دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران مشغول تحصیل بود، اما در همین اثناء بااستخدام در دانشکده های دولتی بکشور مراجعت نمود. در سال 1965م برای گذراندن دورۀ دکتری دانشکده ادبیات بابورس تحصیلی بتهران رفت و با تدوین پایان نامه «فارسیگویان معاصر پاکستان» (از گرامی تا عرفانی 74 سخنور) فارغ التحصیل شد و امر تدریس را تاسن تقاعد در دانشکدۀ دولتی راولپندی ادامه داد. آنگاه به مدیریت مجلۀ دانش، فصلنامۀ رایزنی فرهنگی و بعداً مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان، اسلام آباد، منصوب گردید و تا آخر وقت بدین طریق به ترویج فارسی همت می گماشت. رسالۀ وی توسط مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان، اسلام آباد چاپ و منتشر گردید. وی در تاریخ ادبیات فارسی مسلمانان شبه قاره، چاپ دانشگاه پنجاب نیز در این زمینه به اردو مقالۀ مبسوطی نوشته است. تعدادی از مقاله های وی در مجله های فارسی زبان هلال، پاکستان مصور، دانش و برخی از نشریات ایرانی منتشر گردیده است. او برای سالهای متمادی باتشکیل جلسات ادبی و فرهنگی باهتمام انجمن فارسی اسلام آباد / راولپندی به گسترش و ترویج فارسی گفتاری نیز منشاء خدماتی بوده است. غیر از ایران شناسی در رشته اسلام شناسی نیز فعالیتهایی داشت. روانش شاد .
10 – پرفسور دکتر غلام سرور (1909 – 1998م)
استاد دکتر غلام سرور در 17 اوت 1909 م در دهستان کالس در بخش چکوال (پنجاب) متولد گردید. تحصیلات دبیرستانی را در موطن خود و تحصیلات متوسطه، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری را به ترتیب در سال های 1928م ، 1930م، 1932م و 1936م در دانشگاه اسلامی علیگر تکمیل کرد. وی رسالۀ دکتری را دربارۀ تاریخ شاه اسماعیل صفوی به انگلیسی نوشته بود و در حین پژوهش در 1933 م برای مدتی در حدود یک سال به ایران سفر کرد و از کتابخانه های تهران و چند شهر دیگر و استادان و صاحبنظران وقت ایران اکتساب فیض نمود. مسافرت دوم وی به ایران به عنوان عضو هیئت فرهنگی پاکستان در سال 1953 م انجام گرفت که به ریاست دکتر مولوی محمد شفیع به دعوت مقامات مربوطۀ ایران انجام گرفت. آقای دکتر غلام سرور پس از اخذ دانشنامه فوق دکتری با تنظیم تز دربارۀ تاریخ شاه طهماسب صفوی در سال 1939م، به عنوان مربی زبان فارسی به دانشگاه اسلامی علیگر پیوست . وی این خدمت آموزش را تا  تأسیس پاکستان ادامه داد و آنگاه به موطن خود کالس منتقل گردید و مدتی یک کالج نو بنیاد خصوصی را اداره کرد و از سال 1950 الی 1955 در دانشکده اردوی کراچی سمت دانشیاری و مدیریت گروه فارسی را به عهده داشت . با تأسیس گروه آموزشی فارسی در دانشگاه کراچی، به ریاست گروه آموزشی فارسی منصوب و تا بازنشستگی به تدریس و آموزش اشتغال داشت .
یکی از کارهای برجستۀ استاد غلام سرور د دهۀ 1950 میلادی تدوین و انتشار کتب درسی دبیرستانی و دانشگاهی است که هنوز هم شامل برنامۀ دروس می باشد که اسامی آنها بدین قرار است :
1 – حرف نو، بخش یکم، منتخباتی از نثر قدیم و جدید، برای دورۀ متوسطه.
2 – حرف نو، بخش دوم، منتخباتی از شعر قدیم و جدید، برای دورۀ متوسطه.
3 – نقش تازه، بخش یکم، منتخباتی از نثر قدیم و جدید، برای دورۀ کارشناسی .
4 – نقش تازه، بخش دوم، منتخباتی از شعر قدیم و جدید، برای دورۀ کارشناسی.
5 – آثار جاویدان، گزینشی از آثار نویسندگان معاصر ایران برای دورۀ کارشناسی ارشد.
6 – افکار جاویدان، گزینشی از اشعار فارسی معاصر برای دورۀ کارشناسی ارشد.
استاد غلام سرور در حین انجام تدریس در دانشگاه به امر تحقیق و پژوهش توجهی خاص داشت. مقاله های علمی وی در مجله های فارسی زبان هلال، و صدای پاکستان مرتب منتشر می گردید.
پس از بازنشستگی بود که آقای دکتر غلام سرور به کار سنگین تصحیح و تدوین مقدمۀ جواهرالاولیاء و جواهر الاولیاء همت گماشت که هر دو جداگانه به وسیلۀ مرکز تحقیقات فارسی ایران  و پاکستان چاپ ومنتشر گردید. سایر آثار منتشر شدۀ دکتر غلام سرور بدین قرار است :
1 – گلهای بهار، انتخابی از شعرای معاصر ایران، چاپ علیگر، 1945م.
2 – سخن نو در سه جلد، منتخباتی از نثر فارسی معاصر، چاپ علیگر، 1947.
3 – تاریخ ایران قدیم (اردو) از دورۀ اساطیری تا دوره ساسانیان، چاپ کراچی.
4 – دستور زبان فارسی (اردو)
5 – تاریخ زبان فارسی (جلد اول)
6 – فهرست توصیفی نسخه های خطی عربی و فارسی کتابخانۀ اچ شریف گیلانی در بخش بهاولپور 1960م.
 - خلاصۀالالفاظ جامع العلوم (ملفوظات حضرت جلال الدین بخاری) اسلام آباد 1992م.
چندین کتاب دیگر به اردو، انگلیسی و فارسی از آثار استاد تا به حال منتشر نشده است . اگر ده ها مقاله که استاد برای مجله های اردو، فارسی و انگلیسی نوشته بود و همچنین ده ها گفتار رادیویی که در ضمن ایران شناسی و زبان و ادبیات فارسی نوشته و در برنامۀ زبان فارسی رادیو پاکستان خود پخش نموده است در نظر بگیریم، می توان گفت که پشتکار استاد اعجاب آور بوده است .
اما یکی از ویژگیهای منحصر به فرد استاد غلام سرور تربیت و راهنمایی 2 الی 3 نسل از شاگردانی برجسته در علیگر و کراچی می باشد که شامل دکتر سید محمد، رییس سابق دانشگاه اسلامی علیگر، دکتر تنزیل الرحمن، قاضی باز نشسته دادگاه عالی سند و رئیس سابق شورای ایدیولوژی اسلامی پاکستان ، آقای ممتاز علوی سفیر سابق پاکستان، دکتر سید مطیع الامام مرحوم استاد و رئیس سابق گروه آموزشی فارسی دانشگاه کراچی، دکتر ابوسعید نورالدین (داکا)، دکتر عابد علی خان استاد و رییس بازنشسته گروه آموزش فارسی دانشگاه کراچی، دکتر محمد ریاض مرحوم، استاد و ریئس اسبق گروه اقبالشناسی دانشگاه آزاد علامه اقبال اسلام آباد، دکتر سبط حسن رضوی مرحوم، استاد گروه فارسی دانشکده دولتی راولپندی و مدیر اسبق فصلنامۀ دانش، دکتر سید علی رضا نقوی رییس سابق بخش فارسی و حقوق اسلامی اداره تحقیقات اسلامی اسلام آباد، دکتر صغری بانوشکفته، استاد و رییس سابق گروه فارسی دانشگاه ملی زبانهای نوین اسلام آباد، دکتر طاهره صدیقی استاد و رییس سابق گروه فارسی دانشگاه کراچی، دکتر ساجدالله تفهیمی استاد و رییس سابق گروه فارسی دانشگاه کراچی، دکتر اطاعت یزدان دانشیار سابق فارسی دانشگاه پیشاور - پیشاور، دکتر  حسین جعفر حلیم دانشیار بازنشستۀ فارسی دانشگاه کراچی، خود اینجانب و دهها تن دیگر که در صحنۀ آموزش و ترویج زبان و ادبیات فارسی و توسعۀ ایران شناسی، فارسی نویسی و کارهای علمی و انتشاراتی سهم شایان دارند. استاد در 1998م به رحمت ایزدی پیوست، روانش شاد !
نتیجه گیری :
در این مقاله 19 نفر فارسی سرا و فارسی نویس پاکستان معرفی گردیده اند که طی قرن بیستم میلادی می زیستند و مصدر و منشاء خدمات ارزنده در صحنۀ زبان و ادب فارسی بوده اند. در حالیکه دهها استادان سرشناس پاکستانی که در همان قرن متولد گردیدند و در قرن بیست و یکم میلادی بقید حیات هستند و خدمات علمی ایشان بسیار ارزنده بوده و کماکان ادامه دارد، در این مقال از معرفی شان به ترس از اطالۀ کلام بیش از حد معمول، احتراز نموده ایم که شامل استادان نویسندگان و مؤلفان متعدد رشته شعر و ادب نظیر پرفسور دکتر عبدالشکور احسن، دکتر ظهور الدین احمد، دکتر وحید قریشی، دکتر سید محمد اکرم، دکتر انعام الحق کوثر، دکتر نبی بخش قاضی، پرفسور دکتر نبی بخش بلوچ، دکتر محمد ظفر خان(م2005م)، دکتر آقا یمین خان، دکتر سید علی رضا نقوی، دکتر عبدالحمید یزدانی، دکتر صغری بانو شکفته، دکتر آفتاب اصغر، دکتر نسرین اختر ارشاد، دکتر ک.ب. نسیم، دکتر ظهیر احمد صدیقی، دکتر غلام مصطفی خان (م2005م)، دکتر ریاض الاسلام، دکتر ساجدالله تفهیمی، پرفسور حضور احمد سلیم (م2005م) دکتر سلطان الطاف علی، دکتر طاهره صدیقی، دکتر کلثوم سید،(م 2001م)، دکتر سید سراج الدین، دکتر گوهرنوشاهی، دکتر مهر نور محمد، و نگارنده این مقاله و نویسندگان دیگر میباشند که همه آنان در نیمۀ اول قرن بیستم میلادی بدنیا آمدند و تحصیلات عالیه در رشته زبان و ادبیات فارسی و یا رشته های مربوط به ایرانشناسی را در اروپا، ایران و یا خود پاکستان تکمیل نموده، به امر ترویج رشتۀ زبان و ادب فارسی مشغول گردیدند. در این جا تذکر این نکته شایسته خواهد بود که تربیت شدگان برخی از همین اساتید که در حال حاضر در سطح دانشگاههای پاکستان به امر تدریس اشتغال دارند و در عین حال به تدوین و تصحیح متون فارسی و تحقیق و پژوهش نیز عنایت کافی مینمایند، مثل دکتر محمد سلیم مظهر، دکتر معین نظامی، دکتر محمد ناصر، دکتر نجم الرشید، دکتر محمد فرید، دکتر ریحانه افسر، دکتر شهلا سلیم نوری، دکتر عصمت نسرین، دکترر سرفراز ظفر، دکتر انجم حمید، دکتر غلام ناصر مروت، پرفسور شرافت عباس، دکتر عارف نوشاهی، و سایرین، مضافاً بر خدماتی ارزنده که تاکنون انجام داده اند، انتظار می رود که طی سالهای آینده ان شاء الله در ترویج زبان و ادب فارسی در پاکستان سهم شایانی خواهند داشت.
پانوشته ها
1 – اقبال ایران (اردو) مولفه دکتر خواجه عبدالحمید عرفانی ص 115 سیالکوت .
2 – همان ص 157
منابع و مآخذ :
1 –  بانک اطلاعات مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان، زبان فارسی در پاکستان اسلام آباد 1377 هـ .
2 – پاکستان مصور (ماهنامه فارسی) بمدیریت سید مرتضی موسوی، اسلامآباد، دوره های مختلف
3 – رضوی، دکتر سید سبط حسن، فارسیگویان پاکستان، مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان، اسلام آباد 1974 م.
4 – عرفانی، دکتر خواجه عبدالحمید، اقبال ایران، سیالکوت 1986م.
5 – فایزه زهرا میرزا ، گرجی نامه، اسلام آباد 2001 م.
6 – فصلنامه «دانش» شماره مشترک 5 – 7 شماره های 13، 36، 51، 53 و شماره مشترک 54 – 55
7 – مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان، مجموعۀ سخنرانیهای نخستین سمینار پیوستگیهای فرهنگی ایران و شبه قاره اسلام آباد، 1993م.
8 – هلال (ماهنامه فارسی) کراچی، دوره های مختلف
9 – نگارنده ، یادداشتهای شخصی .

: <#f:3905/>
تعداد نمایش : 1262 <<بازگشت

 

گزارش تصويري
  • دیدار رییس سازمان دیانت ترکیه با ابراهیمی‌ترکمان
    علی ارباش، رییس سازمان دیانت ترکیه (10 آذرماه) در رأس هیأتی ضمن حضور در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی با ابوذر ابراهیمی‌ترکمان، رییس این سازمان دیدار و گفت‌وگو کرد.

  • دیدار رییس شورای روابط فرهنگی هند با ابراهیمی‌ترکمان
    وینای ساهاسرابوده، رییس شورای روابط فرهنگی هند در جریان سفر به تهران، (10 آذرماه) ضمن حضور در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی با ابوذر ابراهیمی‌ترکمان، رییس این سازمان دیدار و گفت‌گو کرد.

  • اختتاميه چهارمين دوره جایزه جهانی اربعین
    مراسم اختتاميه چهارمين دوره جایزه جهانی اربعین اول آبان‌ماه با حضور شخصیت‌های فرهنگی، دینی و جمعی از سفرا و نمایندگان فرهنگی ایران و دانشجویان خارجی در حسینیه الزهرا (س) سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار شد.

  • هفته فرهنگی ایران در روسیه
    هفته فرهنگي جمهوری اسلامي ايران در فدراسيون روسيه شامگاه دوشنبه (12 شهریورماه) با حضور و سخنرانی ابوذر ابراهیمی‌ترکمان، رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی افتتاح شد.

  • تجلیل از برگزیدگان چهارمين دوره جایزه جهانی اربعین
    برگزیدگان چهارمين دوره جایزه جهانی اربعین در سه بخش فیلم، عکس و سفرنامه همراه با رونمایی از فراخوان پنجمين دور اين جايزه در حسینیه الزهرا (س) سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی تجلیل شدند.