English|عربي
صفحه اصلي|اروپا - آمريكا|آفريقا - عربي|آسيا - اقيانوسيه|اخبار سازمان|پيوندها|آشنایی با سازمان
سه شنبه ٠٣ مهر ١٣٩٧
بنگلادشي‌ها ايران را سرزمين برتر مي‌دانند
بنگلادشي‌ها ايران را سرزمين برتر مي‌دانند تاریخ ثبت : 1396/10/18
طبقه بندي : ,,
عنوان : بنگلادشي‌ها ايران را سرزمين برتر مي‌دانند
مصاحبه شونده : سيد موسي حسيني، رايزن فرهنگي كشورمان در بنگلادش
مصاحبه كننده : جواد شمس‌بجندي
محل مصاحبه : سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي
منبع : <#f:3887/>
تاريخ مصاحبه : 13/10/1396
متن :

بنگلادش با آن سرزمين جلگه‌اي سبز و پربار، جمعيت و نيروي كار فراوان، اعتقادات ديني و اسلامي قوي و ... بخش از شبه قاره محسوب مي‌شود كه براي قرن‌هاي متمادي، بستر نفوذ فرهنگي ايران بوده است. براي دانستن جايگاه ايران و فرهنگ و تمدن ايراني در بنگلادش امروز، گفت‌وگويي با سيد موسي حسيني، رايزن فرهنگي كشورمان در بنگلادش انجام داديم كه در آن به اين گفته شگفت‌آور مواجه شديم؛ بنگلادشي‌ها ايران را به عنوان سرزمين برتر چه به لحاظ تاريخي و تمدني و چه به لحاظ ايران امروز مي‌دانند و بر اين اساس براي توسعه روابط با ايران بسيار مشتاق هستند. متن اين گفت‌وگو را در ادامه مي‌خوانيم:

لطفاً براي آغاز، يك نماي كلي از ارتباطات و تعاملات فرهنگي ايران و بنگلادش را براي مخاطبان ما شرح دهيد؟

 اگر كه مقصود از تعامل، تعامل رسمي باشد، خيلي سابقه طولاني ندارد؛ زيرا بنگلادش عمر طولاني به عنوان يك كشور مستقل ندارد. اين كشور در سال 1971 و حدود 45 سال قبل از پاكستان مستقل شد و تا آن زمان با نام پاكستان شرقي شناخته مي‌شد. بعد از جنگي كه در دسامبر 1971 صورت گرفت، نهضت آزادي‌خواهي و استقلال‌طلبي به ثمر نشست و بنگلادش مستقل شد. ايران در سال 1974 استقلال بنگلادش را به رسميت شناخت و در سال 1975 موافقتنامه فرهنگي دو كشور به تصويب رسيد. بر اين  اساس اگر بخواهيم آغاز تعامل فرهنگي رسمي ايران و بنگلادش را مد نظر بگيريم، به آن سال‌ها بازمي‌گردد. اما دوران رونق و درخشش اين تعامل و روابط فرهنگي بين ايران و بنگلادش را بايد بعد از انقلاب اسلامي برشمرد كه نقطه عطف در همكاري‌هاي فرهنگي بود. بعد از انقلاب و در سال 1362 رايزني فرهگي خود را در داكا (پايتخت) تأسيس كرديم و روابط فرهنگي ما از آن زمان جوش و خروش بهتري گرفت.

البته از نظر تاريخي، ايران سابقه بسيار ديرينه‌اي در خطه شبه قاره از جمله در بنگلادش داشته و دارد كه سابقه فرهنگي درخشاني محسوب مي‌شود و نفوذ و حضور فرهنگي ايران در آن منطقه به چندين قرن مي‌رسد. حدود 90 درصد بنگلادشي‌ها مسلمان هستند و به اعتراف خود آنها و بر اساس مستندات تاريخي، نقش ايراني‌ها و صوفيان و مبلغان ديني ايراني در معرفي دين اسلام و تصوف و عرفان در بنگلادش، بسيار حايز اهميت است.

روابط فرهنگي ايران و بنگلادش در حال حاضر بر چه اصولي استوار است؟

روابط فرهنگي دو كشور به لحاظ ريشه‌اي، متأثر از روابط تاريخي است. ايران در آن خطه حدود 6 قرن حضور داشته و ادبا و راويان و مبلغان و شاعران ايراني در آنجا حضور داشتند. زبان فارسي رونق بسيار خوبي داشته است. شبه قاره و به تبع آن بنگلادش متأثر از اين حضور بوده است. زبان فارسي خيلي نفوذ خاصي پيدا كرد در آن دوره در خطه سرزمين بنگال. همين امروز بين 5 هزار تا 8 هزار واژه فارسي در زبان بنگالي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. بسياري از نام‌هاي خانم‌ها و آقايان بنگلادشي نام‌هاي فارسي است كه شايد خود آنها از اين موضوع خبر ندارند. نام‌هايي كه بيشتر از «شاهنامه» برگرفته شده‌اند. دين اسلام هم از مؤلفه‌هاي بسيار قوي روابط فرهنگي دو كشور است. دين اسلام با قرائتي كه صوفيان و مبلغان ايراني معرفي و تبليغ كرده‌اند. الان «شاه جلال» كه يك شخصيت صوفي ايراني است كه در قرن سيزدهم ميلادي در شهر «سيلهت» بنگلادش حضور داشت، چهره ملي بنگلادش محسوب مي‌شود. فرودگاه ملي بنگلادش به نام «شاه جلال» است و مرقد اين صوفي هم‌اكنون زيارتگاه مردم بنگلادش و بسيار مورد احترام آنان است. امثال «شاه جلال»، ديگر ايراني‌ها هم هستند كه بسيار تأثيرگذار بوده‌اند.

براي مردم بنگلادش نام‌هايي مانند «سعدي»، «عطار»، «خيام»، «فردوسي»، «حافظ» و ... آشنا هستند. خيلي‌ از مردم اين كشور اشعار «سعدي» را حفظ هستند و ضرب‌المثل‌ها و حكايات سعدي را به زبان فارسي مي‌دانند. همين الان كتاب‌هاي «گلستان» و «بوستان» سعدي در مدارس قومي بنگلادش تدريس مي‌شود. ميزان نفوذ فرهنگ و ادب ايران در بنگلادش بسيار عميق است؛ البته شايد نسل جديد خيلي به ريشه‌ها و تبار ايران در فرهنگي بنگالي آشنا نباشند؛ اما خواه‌ ناخواه در زندگي روزمره با آن سر و كار دارند و به اين موضوع اشتياق بسياري نشان مي‌دهند. «شاهنامه» در دهه 1990 ميلادي در 6 جلد به صورت منثور به زبان بنگالي ترجمه شد. بخش زيادي از «ديوان حافظ» توسط قاضي نظرالاسلام، شاعر ملي بنگلادش و از دوستداران فرهنگ ايران، به زبان بنگالي ترجمه شده است. اينها همه بيانگر نفوذ فرهنگي و ادبي ايران در آن خطه است؛ البته نبايد غفلت كنيم كه بعد از حضور انگليسي‌ها در شبه قاره و بنگلادش، سياست ضد زبان فارسي و دور كردن مردم از فرهنگ ايران و فرهنگ اسلام در دستور كار استعمارگران قرار گرفت. اين سياست منجر به انزوا كشاندن زبان فارسي شد؛ اما موفق به حذف آن نشدند. در اين دوره هم بنگالي‌ها بسيار علاقمند به فرهنگ ايران معاصر هستند.

 مشخص‌ترين نماد فرهنگ ايران در بنگلادش امروز چيست؟

ملموس‌ترين نماد فرهنگي ايران در بنگلادش در حال حاضر، توليدات سينمايي و تلويزيوني است. بعد از انقلاب بيش از 40 فيلم ايراني به زبان بنگالي ترجمه و به كرات در سينماها و تلويزيون‌هاي بنگلادش نمايش داده شده است. علاقمندان به سينماي ايران در بنگلادش تنها معطوف به سينماگران اين كشور نيست و حتي مردم عادي هم براي ديدن فيلم‌هاي ايراني علاقه و اشتياق زياد نشان مي‌دهند.

مي‌توانيد از محبوب‌ترين فيلم ايراني در ميان مردم بنگلادش نام ببريد؟

فيلم «بچه‌هاي آسمان» مجيد مجيدي و «زير درخت زيتون» مرحوم عباس كيارستمي و چند فيلم ديگر. جالب است بدانيد كه بعد از درگذشت مرحوم كيارستمي، اهالي سينماي بنگلادش، خودشان چند مراسم‌ بزرگداشت و تكريم و يادبود براي اين كارگردان ايراني برگزار كردند كه بسيار جالب توجه است. رايزني فرهنگي ايران در بنگلادش هفته‌هاي فيلم جمهوري اسلامي را در اين كشور برگزار مي‌كند كه از آن استقبال گسترده‌اي مي‌شود. همچنين از حدود 17 سال قبل يك مؤسسه سينمايي به نام «رمبو» كه مجري برگزاركننده جشنواره بين‌المللي فيلم در اين كشور است، نگاه و جايگاه ويژه‌اي را در اين جشنواره‌ها براي سينما و سينماگران ايران چه بازيگر و چه كارگردان و داور و استاد و ... قائل مي‌شود.

دليل اين استقبال از سينماي ايران در بنگلادش چيست؟

فيلم‌هاي ايراني براي بنگلادشي‌ها از مقبوليت‌هاي خاصي برخوردار است. بنگلادش چون توليد فيلم زيادي ندارد، متأثر از سينماي هند است. از طرفي عده زيادي از مردم بنگلادش به دليلي علايق مذهبي، گرايش به فيلم‌هاي هندي ندارند و علاقمند به تماشاي فيلم‌هايي هستند كه هم فيلم‌هايي قوي و خوب محسوب شوند و هم مناسب با روحيات ديني و منطبق با ارزش‌هاي خانوادگي آنان باشد. فيلم‌هاي ايراني اين ويژگي‌ها را دارند و به همين دليل از استقبال از سينماي ايران در كشور بنگلادش زياد است.

وضعيت سريال‌هاي تلويزيوني ايراني در بنگلادش به چه نحو است؟

سريال‌هاي ايراني نمايش داده شده در بنگلادش هم از محبوبيت‌هاي بسياري برخوردارند. در بنگلادش تلويزيون‌ها خصوصي و كابلي هستند و مردم هم برنامه‌هاي اين شبكه‌ها كه نزديك به 70 شبكه تلويزيوني هستند را تماشا مي‌كنند. هيأتي از يكي از اين تلويزيون‌ها در سال 1394 به ايران آمدند و با هماهنگي‌هاي انجام شده از سوي رايزني فرهنگي تفاهمنامه‌اي را با يكي از بخش‌هاي صداوسيما به امضا رساندند كه نتيجه آن خريداري سريال «يوسف نبي» و ترجمه و پخش آن در بنگلادش بود. در ابتدا جبهه‌گيري‌هايي از سوي برخي چهره‌هاي متعصب عنوان مي‌شد، اما خيلي طول نكشيد كه خود آنها هم مانند ديگر مردم، به تماشاي اين سريال مي‌نشستند و اين سريال محبوبيت فوق‌العاده‌اي در بنگلادش دارد. سريال‌هاي ديگري هم از توليدات صداوسيما كه در حدود هزار ساعت مي‌شود، قرار است از اين شبكه پخش شود.

ذكر اين نكته هم لازم است؛ همانطور كه گفتم تلويزيون‌ها در بنگلادش خصوصي هستند و تنها دو شبكه دولتي در اين كشور فعاليت مي‌كنند. كشورهاي مختلف توليدات تلويزيوني خود را به صورت رايگان به اين شبكه‌ها مي‌دهند و بر اساس همين است كه از ما هم توقعاتي دارند و چه خوب است كه در اين باره بتوانيم سياست‌هاي مؤثري را اخذ و تبيين كنيم.

در زمان جنگ تحميلي شاهد فعاليت خيل عظيمي از پزشكان بنگلادشي در ايران بوديم كه كمبودهاي كشور در آن دوران از نظر تأمين پزشك را رفع كردند. با آن پزشكان ارتباط داريد؟

به موضوع خوبي اشاره كرديد. بر اساس آمار بنگلادش، حدود 2 هزار و 500 تا 3 هزار پزشك بنگلادشي به خصوص در دهه 60 در سراسر ايران حضور داشتند و حضور و فعاليت و خدمتشان تنها معطوف به تهران نبود و در دوردست‌ترين روستاها و شهرهاي كشور به مداواي بيماران مي‌پرداختند. با ده‌ها نفر از اين پزشكان ديدار و گفت‌وگو كرده‌ام. آنها، دوره حضور در ايران را بهترين دوران عمر خودشان مي‌دانند و از جنبه‌هاي مادي و معنوي، خدمت در ايران را بسيار مفيد و مؤثر مي‌دانند. با درآمدي كه در ايران داشتند به زندگي خود سر و ساماني دادند و توانستند حتي تخصص‌هاي پزشكي خود را در داخل و يا خارج بنگلادش اخذ كنند. برخي از اين پزشكان بيمارستان‌ها و درمانگاهاي خود را تأسيس كردند و جزو پزشكان موفق در بنگلادش به حساب مي‌آيند. اين پزشكان همچنين در مناطقي كه حضور داشتند، شاهد فداكاري و ايثار و گراميداشت شهيدان و خانواده شهدا بودند و عنوان مي‌كنند كه اين فضاي معنوي، تأثير بسيار زيادي بر آنها و حتي خانواده آنها گذاشته است. همچنين هميشه از ميهما‌ن‌نوازي و مهرباني و صميميت مردم ايران ياد مي‌كنند و در حال حاضر بهترين پيام‌رسان معنويات موجود در ايران اسلامي در سال‌هاي نخست جمهوري اسلامي هستند و بهترين سفيران فرهنگي ايران به شمار مي‌آيند. رايزني فرهنگي هم ارتباط خوبي با آنها دارند و سعي مي‌كنيم تا به روابط خود با آنها وسعت ببخشيم. يكي از ايده‌هاي ما اين بوده كه آنها را با راه‌اندازي يك محملي، منسجم‌تر كنيم و حتي به اين فكر هستيم كه بتوانيم خاطرات شفاهي آنها را ثبت كنيم.

هنوز هم به فارسي صحبت مي‌كنند؟

به تناسب بله، برخي زبان فارسي آنها خيلي خوب است اما برخي از آنها بعد از بازگشت به كشورشان در 20 سال پيش با فارسي‌زبانان ارتباط نداشتند و كمي برايشان سخت است؛ اما چون در سال‌هاي جواني فارسي را آموخته‌اند، هنوز آن را بلد هستند.

در حال حاضر سطح روابط فرهنگي ايران و بنگلادش را چطور ارزيابي مي‌كنيد و راه‌هاي توسعه اين روابط از نظر شما چيست؟

در ابتدا بايد عنوان كنم كه؛ بستر براي توسعه روابط بسيار گسترده است و نمي‌توانيم ادعا كنيم آن ظرفيتي كه براي گسترش روابط است همين الان مورد استفاده قرار گرفته و يا قرار مي‌گيرد. اما آنچه الان موجود است، در بخش‌هايي حضور خوبي داريم. مثلاً اگر زبان فارسي را به عنوان يكي از مؤلفه‌هاي مهم تعاملات فرهنگي با بنگلادش در نظر بگيريم، سه دانشگاه مهم اين كشور داراي دپارتمان زبان فارسي هستند كه توسط وزارت آموزش بنگلادش ايجاد شده‌اند و بيش از 750 دانشجو در اين دانشگاه‌ها در مقاطع ليسانس، فوق ليساني و دكترا، مشغول به تحصيل هستند. البته زبان فارسي در ديگر دانشگاه‌هاي بنگلادش هم در قالب گروه‌هاي مختلف تدريس مي‌شود. زبان فارسي در حال حاضر از نقاط قوت فعاليت ما در بنگلادش است و نسبت به 20 سال قبل تعداد افرادي كه زبان فارسي را به عنوان زبان دوم خود انتخاب مي‌كنند، بسيار افزايش پيدا كرده است.

همچنين روابط ايران و بنگلادش در سطح عادي است و خوب محسوب مي‌شود. هر دو كشور به عنوان اعضاي گروه «دي 8» در مجامع بين‌المللي با هم همكاري دارند. از نظر فرهنگي هم بيشتر از ناحيه ايران اين ارتباطات انجام مي‌شود. ايران در بنگلادش حضور فرهنگي دارند؛ البته آنها هم حضورهايي هم در ايران دارد اما حضور ايران در مناسبات فرهنگي بنگلادش حضور بيشتري دارد تا حضور آنها در كشور ما. آقاي اسدالزمان، وزير فرهنگ بنگلادش كه هنرمند رشته تئاتر است، به فرهنگ ايران علاقمندي زيادي دارد و هميشه از ايران ياد مي‌كند. گروه‌هاي تئاتر و موسيقي و سينمايي ايران، رونق‌بخش جشنواره‌هاي بنگلادش هستند. در حوزه‌هاي ديني هم قاريان قرآن ايران از محبوبيت بالايي در بنگلادش برخوردارند. فعالان قرآني بنگلادش قاريان ممتاز ايراني را به خوبي مي‌شناسند و محافل قاريان ايراني با استقبال بيشتري نسبت به قاريان عربي و حتي مصري مواجه مي‌شود. قاريان و حفاظ بنگلادش هم مسابقات بين‌المللي قرآن كريم تهران، شركت مي‌كنند. در رشته‌هاي زبان فارسي استاد ثابت به دانشگاه‌هاي بنگلادش اعزام مي‌شوند. در سينما، كارگاه‌هاي آموزشي با تدريس استاد ايراني برگزار مي‌شود. جشنواره‌هاي ايراني هم گاهي شاهد حضور هنرمندان بنگلادشي هستند. اين فعاليت‌ها رو به رشد بوده ولي به كارگيري تمام ظرفيت‌هاي موجود بين دو كشور نيست و مي‌توان اين امر را در رشته‌هايي مانند باستان‌شناسي، معرفي آثار تاريخي، نسخ خطي، همكاري‌هاي هنري توسعه داد. بنگلادشي‌ها چون ايران را چه به لحاظ تاريخي و تمدني و چه به لحاظ ايران امروز، به عنوان سرزمين برتر مي‌دانند، براي توسعه اين روابط بسيار مشتاق هستند.

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي طرح «تاپ» را براي ترجمه كتاب‌هاي فارسي به زبان‌هاي ديگر تدوين و اجرا كرده است. در اين باره فعاليتي داشته‌ايد؟

در دو سه سالي كه اين طرح اجرايي شده است، رايزني فرهنگي ايران در بنگلادش هم به دنبال استفاده از اين طرح بوده است. در قالب طرح «تاپ» در سال جاري كتاب «خدمات متقابل اسلام و ايران» شهيد مطهري را به دليل تقاضاي زياد تجديد چاپ كرديم. همچنين «صحيفه سجاديه» را به زبان بنگالي ترجمه و چاپ و منتشر كرديم. ترجمه «فرهنگ لغات فارسي ـ بنگالي» را انجام داده‌ايم و به زودي چاپ و منتشر مي‌شود. «ديوان اشعار امام خميني (ره)» هم به زبان بنگالي ترجمه شده و ماه آينده چاپ مي‌شود. «مفاتيح الحيات» آيت‌الله جوادي‌آملي و جلد اول «قصه‌هاي خوب براي بچه‌هاي خوب» مرحوم آذري‌يزدي هم ترجمه شده‌اند كه سال آينده منتشر خواهند شد. ناشران بنگلادشي استقبال خوبي از اين طرح كرده‌اند و بر اين اساس فعاليت‌هاي ما در اين زمينه توسعه خواهد يافت.

در بخش پاياني گفت‌وگو مي‌خواهيم كه به موضوع افراطي‌گري ورود كنيم. آيا اين مسأله در بنگلادش وجود دارد؟

اگر بخواهيم بنگلادش را برخي كشورهاي پيراموني همان خطه مقايسه كنيم، پاسخ منفي است. البته به اين معنا نيست كه انديشه‌هاي افراطي در اين كشور نفوذ نكرده است. اين نفوذ به صورت خيلي نرم و آرام انجام شده است. كارشناسان كه بنگلادش امروز را نسبت به دو سه دهه قبل مقايسه مي‌كنند، معتقدند كه حركت‌هاي افراط‌گرايي و قرائت‌هاي ناشي از دين و تندورانه افزايش يافته و نفوذ اين تفكر به تريبون‌ها و محافل رسمي مانند مساجد بيشتر شده است. البته دولت اين رويكرد را ندارد و از اين افكار حمايت نمي‌كند. جامعه هم به لحاظ روح طبيعي خودش، جامعه‌اي متعاول است و مردم اهل وارا و تسامح هستند. اما اينها به معناي نفي كلي آن نيست و آنها كه نقشه دارند، به صورت آهسته و زيرزميني و بعضاً روزميني فعاليت مي‌كنند و اين موضوع به عنوان يك خطر، در بنگلادش وجود دارد؛ زيرا به دلايل مختلف از جمله اقتصادي و جهل به باورهاي ديني، استعدادهايي براي گرايش به افراط‌گرايي در بنگلادش وجود دارد.

آماه شنيدن سخن پاياني شما هستيم.

معتقدم كه در ارتباط با انتقال فرهنگ و ارزش‌هاي فرهنگي خودمان به جوامع ديگر از جمله بنگلادش اقدام كنيم، شايد موضوعي مهم‌تر از فيلم و سريال نباشد. براي دستيابي به اين مهم نيازمند يك عزم و اراده ملي هستيم. نبايد بخشي‌نگري داشته باشيم. صداوسيما و بنياد سينمايي فارابي همكاري‌هايي دارند؛ اما بايد بتوان مسايلي مانند «حق كپي رايت» را با استفاده از مكانيزم‌هاي اجرايي حل كرد. تلويزيون‌هاي بنگلادش علاقمند به نمايش توليدات تلويزيوني و سينمايي ايران هستند و نياز خود در ايام مختلف مثلاً در ماه رمضان را اعلام مي‌كنند؛ اما نتوانسته‌ايم با خوراك مناسب، نسبت به رفع اين نيازها اقدام كنيم. سريال‌هاي ديني و مذهبي در بنگلادش طرفداران بسياري دارد و اگر نگاه فرهنگي داشته باشيم، مي‌توانيم اين نياز را تأمين كنيم كه در اين صورت تأثيرگذاري ما در بنگلادش بسيار خواهد بود. دولت و بخش خصوصي بنگلادش با ديد مثبت به ايران نگاه مي‌كنند و هيچ غباري بين ايران و بنگلادش در موضوعات مختلف به ويژه در فرهنگ وجود ندارد و مي‌توان از اين ديدگاه مثبت استفاده كرد.

همچنين در بحث زبان فارسي بايد پشتيباني فني از آموزش اين زبان در دانشگاه‌ها و مراكز آموزشي داشته باشيم تا به بهتر شدن وضعيت آموزش زبان فارسي در بنگلادش اقدام كرد.

تعداد نمایش : 1881 <<بازگشت

 

گزارش تصويري
  • هفته فرهنگی ایران در روسیه
    هفته فرهنگي جمهوری اسلامي ايران در فدراسيون روسيه شامگاه دوشنبه (12 شهریورماه) با حضور و سخنرانی ابوذر ابراهیمی‌ترکمان، رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی افتتاح شد.

  • دیدار ابراهيمي‌تركمان با رييس جمهور باشقيرستان
    ابوذر ابراهيمی‌تركمان، رييس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي (14 شهریورماه) با رستم حميدوف، رييس جمهور باشقيرستان، ديدار كرد.

  • نمایشگاه صنایع دستی ایران در مسکو
    در چارچوب هفته فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در فدراسیون روسیه، نمایشگاه صنایع دستی ایران با عنوان «ایران اسرارآمیز؛ گشتی در باغ خیال» (12 شهریورماه) در مسکو گشایش یافت.

  • سفر رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به یونان
    ابوذر ابراهیمی‌ترکمان در جريان سفر به یونان ضمن شرکت در دور هفتم گفت‌وگوهای اسلام و مسیحیت ارتدوکس و دیدار با عالمان و اندیشمندان این کشور، از مراکز علمی و فرهنگی بازدید کرد.

  • زيارت رييس جمهور از آرامگاه محمد ابن زید در مرو
    حسن روحاني، رييس جمهور كشورمان و هيات همراه در جريان سفر به تركمنستان صبح امروز (8 فروردين ماه) با حضور در شهر تاريخي مرو آرامگاه حاج یوسف همدانی در اين شهر را زيارت كرد.