English|عربي
صفحه اصلي|اروپا - آمريكا|آفريقا - عربي|آسيا - اقيانوسيه|اخبار سازمان|پيوندها|آشنایی با سازمان
دوشنبه ٢٨ آبان ١٣٩٧
آموزه‌های اساسی اسلام درباره محیط زیست
آموزه‌های اساسی اسلام درباره محیط زیست تاریخ ثبت : 1397/06/06
طبقه بندي : ,,
عنوان : آموزه‌های اساسی اسلام درباره محیط زیست
نويسنده : حجت‌الاسلام والمسلمین سید حسن اسلامی‌اردکانی، استاد دانشگاه ادیان و مذاهب
تهيه و تدوين : <#f:1015/>
مترجم : <#f:1016/>
منبع : <#f:1911/>
ارسالی : <#f:1017/>
كشور : <#f:1018/>
زبان اصلي : <#f:1019/>
تاريخ ورود اطلاعات : 1397/06/06
خلاصه مقاله : همه طبیعت، مخلوق خداوند متعال است. از این منظر،‌ بر این عالم وحدت خالقیت حاکم است. در نگاه قرآنی، جز خداوند، هیچ نیروی دیگری در آفرینش عالم نقشی ندارد. نگاه جزیی‌نگر و کوتاه‌نگر ما، به گونه‌ای است که خوبی‌ها را از سوی خداوند میدانیم و آنچه را بدی می‌پنداریم به سرچشمه دیگری نسبت می‌دهیم.
متن : <#f:1066/>
:

 

اسلام گرچه دینی طبیعت‌گرا (naturalist) محسوب نمی‌شود و تقدیس آن را بر نمی‌تابد، عمیقاً به طبیعت و محیط زیست توجه می‌دهد و به شکل‌های مختلفی مؤمنان را به تأمل در طبیعت و تفکر در آن و درس گرفتن از آن دعوت می‌کند. برای مثال، آیات متعددی از قرآن کریم، مردم را به تأمل و تفکر درباره پدیدارهای طبیعی مانند باد و باران، رویش درختان، سرسبز شدن طبیعت در بهار، تغییرات شب و روز، زایش و مرگ گیاهان، دعوت می‌کند.

همچنین گاه از طبیعت برای نشان دادن خالقیت و ربوبیت و مدیریت عالم استفاده می‌شود. افزون بر آن، اشارات متعددی که در قرآن به حیوانات و گیاهان شده، موجب گشته است تا بعدها سوره‌های متعددی از قرآن کریم به نام حیوانات، مانند عنکبوت و گاو، نامیده می‌شود. همه این‌ها زمینه‌ای برای تأمل در نگاه قرآنی به محیط زیست را فراهم می‌کند.

در این جا مقصود از طبیعت و محیط زیست، پدیدارهای ناانسانی (non-human) موجود در طبیعت است که به نحوی در اختیار انسان است، یا انسان می‌تواند بر آن‌ها تأثیر بگذارد؛ پدیدارهایی که انسان با آن‌ها تعامل دارد. بدین معنا طبیعت و محیط زیست (environment) و به تعبیر عربی البیئه شامل حیوانات، درختان، گیاهان، جنگل‌ها، پدیده‌های جوی، آبها و دریاها، و کوه‌ها و بیابان‌ها می‌شود.

در این جا به اختصار 10 آموزه اساسی اسلامی را بر می‌شمارم و در باب هر یک توضیحی مختصر می‌دهم. کوشش من در این نوشته آن است که مستقیماً از قرآن کریم به مثابه مهم‌ترین منبع تفکر و الهیات اسلامی بهره بگیرم.

همه طبیعت، مخلوق خداوند متعال است. از این منظر،‌ بر این عالم وحدت خالقیت حاکم است. برخلاف آیین‌های ثنوی و دوگانه پرست، مانند آیین مانوی، که برای عالم دو منشأ آفرینش قائل است، از منظر اسلامی همه عالم انسانی و ناانسانی و آنچه خوب قلمدادش می‌کنیم و آنچه بد می‌پنداریمش، همه مخلوق یک خدای متعال است. در نگاه قرآنی، جز خداوند، هیچ نیروی دیگری در آفرینش عالم نقشی ندارد. نگاه جزیی‌نگر و کوتاه‌نگر ما، به گونه‌ای است که خوبی‌ها را از سوی خداوند میدانیم و آنچه را بدی می‌پنداریم به سرچشمه دیگری نسبت می‌دهیم.

از نگاه قرآنی، همه چیز در نهایت از آن خداوند است و او سرچشمه همه چیز به شمار می‌رود. برخی کسانی که تازه مسلمان شده بودند و هنوز بنیادهای ایمان در دلشان استوار نشده بود، با مواجه شدن با اندک ناخوشی و ناملایمی به رسول خدا (ص) اعتراض می‌کردند که این بدی‌ها از سوی تو متوجه ما شده است. در برابر این باور نادرست، خداوند به پیامبرش چنین آموخت: «وَإِن تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ یقُولُواْ هَـذِهِ مِنْ عِندِ اللّهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَیئَةٌ یقُولُواْ هَـذِهِ مِنْ عِندِک قُلْ کلًّ مِّنْ عِندِ اللّهِ؛ اگر به ایشان خوبی برسد می‌گویند از سوی خدا است و اگر ناخوشایندی به ایشان برسد، می‌گویند از سوی تو است. بگو همه از سوی خداوند است»  

همه طبیعت تابع برنامه‌ای است که خداوند برای آن طراحی کرده است. نه تنها خداوند خالق و آفریدگار عالم است، بلکه «رب» پرورش دهنده، هدایتگر، و مدیر این عالم نیز تنها خداوند است. در نگاه اسلامی تفاوتی میان خلقت و هدایت، یا آفریدن و مدیریت عالم نیست. این عالم دارای یک خالق است. همان خالق، هدایتگر و برنامه‌ریز عالم نیز به شمار می‌رود. یعنی چنان نیست که برنامه خلقت از هدایت جدا باشد.

در برابر فرعون که گویی میان خالقیت و هدایت عالم تفاوتی قائل بود و خود را به نحوی «رب» مردمان می‌دانست و ادعای ربوبیت داشت، موسی علیه السلام بر یگانگی خلقت و هدایت تأکید می‌کند. هنگامی که فرعون از او و برادرش هارون می‌پرسد:

فَمَن رَّبُّکمَا یا مُوسَى؟

ای موسی، پروردگار شما کیست؟

پاسخ می‌دهد: رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَى کلَّ شَیءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى

پروردگار ما کسی است که به همه چیز خلقت و آفرینش بخشید و سپس هدایت کرد. 

برنامه یگانه حاکم بر عالم انسانی و ناانسانی یا طبیعت، یک دست و یکسان است. چنین نیست که این عالم تابع دو برنامه متمایز باشد و دو نظام بر آن حاکم باشد و از قوانین متفاوتی پیروی کند. برای مثال، یکی از قوانین حاکم بر عالم، قانون پیدایش و مرگ است. هیچ پدیداری در عالم طبیعت یافت نمی‌شود که از این قانون رها باشد. همه طبیعت از این قانون تبعیت می‌کند. دریاها، کوهها، حیوانات و انسان‌ها همه به نحوی تابع این قانون هستند. قانون زوال یا به آنتروپی بر این عالم مادی و طبیعی حکومت قاطعی دارد و تنها خالق و واضع این قانون است که از شمول آن بیرون است. به تعبیر قرآن کریم: «کلُّ مَنْ عَلَیهَا فَانٍ وَیبْقَى وَجْهُ رَبِّک ذُو الْجَلَالِ وَالْإِکرَامِ؛ هر آنچه بر این زمین است فانی می‌گردد و تنها پروردگار گرامی ات بر جای می‌ماند.»

البته مقصود این است که همه قوانین عالم بر همه موجودات حاکم است. بلکه برخی قوانین پایه حاکم بر همه موجودات است مانند قانون زوال. اما به میزانی که موجودات در سلسله کمال پیش می‌روند، مشمول قوانین تازه‌ای می‌شوند. برای نمونه، قانون عمل و عکس العمل یا قانون جزا، که تنها شامل موجوداتی می‌شود که دارای اختیار و حق انتخاب باشند. در نتیجه سنگها و درختان از شمول این قانون بیرون هستند.

از آنجا که بر این عالم قوانین یکسانی حاکم است، کمترین ناسازگاری و ناهماهنگی در اجزای آن دیده نمی‌شود و هر گونه کژی و کاستی اگردر آن دیده شود، در واقع زاده نگاه ناقص و محدود بشری است. آموزه اساسی قرآن کریم در این زمینه به روشنی در این آیه آمده است:‌

مَّا تَرَى فِی خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ؟ ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ کرَّتَینِ ینقَلِبْ إِلَیک الْبَصَرُ خَاسِأً وَهُوَ حَسِیرٌ. 

در خلقت خدای رحمان افتادگی و تفاوتی نمی‌بینی. چشم را بگردان آیا در آن کاستی می‌بینی؟ دوباره چشم بگردان و آنگاه چشم سرخورده و نومید به سویت باز خواهد گشت.

از منظر اسلامی، هر گونه کاستی زاده نگاه محدود و دانش ناقص ما است. ما معمولاً بر اساس منافع یا دانش محدود خود چیزهایی را خوب یا بد قلمداد می‌کنیم و خودمان را معیار عالم پنداشته و بر اساس آن درباره طبیعت داوری می‌کنیم. این همان چیزی است که در اخلاق زیست‌محیطی به آن انسان‌محوری (anthropocentrism) گفته می‌شود. بر اساس این نگاه، هرچه به سود ما باشد یا با درک و نگرش ما سازگار باشد خوب است، و هرچه به زیان ما باشد، بد است. با همین نگاه در قرن نوزدهم اگوست کنت، بنیادگذار جامعه‌شناسی و فلسفه پوزیتیویستی، بخشی از طبیعت را زاید می‌دانست و خواستار نابودی آن شده بود. به نوشته گمپرتس، وی پیشنهاد کرده بود: «همه انواع جانوران و گیاهان بی‌فایده از بین برده شود.» همین نگاه موجب آن شده بود تا در آمریکا برای نابود کردن گرگهای خاکستری در دهه دوم قرن بیستم میلادی که به کشاورزان آسیب می‌زدند، بودجه‌ای تصویب شود و این گرگها آگاهانه نابود شوند. اما پس از چند دهه مردم متوجه اهمیت این گرگ‌ها برای محیط زیست شدند و دولت برنامه حمایتی برای حفاظت از این گرگ‌های در معرض انقراض در پیش گرفت. داستان د. د. ت. (D.D.T) که به مثابه آفت‌کش معجزه آسای قرن بیستم شناخته می‌شد نیز خواندنی است. در حالی که تصور همگانی بر آن بود که این محصول حشرات و آفت‌های «موذی» و غیر مفید و آسیب رسان را از بین می‌برد و استفاده از این محصول در سراسر دنیا رواج داشت، خانم ریچل کارسون، پژوهشگر آمریکایی،‌ در کتاب ماندگار خود به نام «بهار خاموش»  نشان داد که تأثیرات درازمدت این ماده به آسیب گسترده به طبیعت می‌انجامد و سودش بیش از زیان آن است. از آن‌جا که این ادعا با منافع شرکتهای سازنده و فروشنده این محصول تعارض داشت، بر ضد او تبلیغاتی صورت گرفت. اما در نهایت درستی سخن او آشکار شد و استفاده از این محصول به تدریج متوقف یا محدود شد.

تجربه نشان داده است که داوری‌های ما تابع منافع و دانش ماست و این دو نیز معمولاً محدود است. به همین سبب، دعوت قرآن به نگاه مجدد به طبیعت و فرارفتن از این محدودیت بسیار اساسی است.

در طبیعت چیزی به «بازی» و عبث یا بیهوده آفریده نشده است. هدفداری بر سراسر طبیعت حاکم است و هر پدیداری هدفی دارد. این نگاه انسان‌محورانه (anthropocentric) ما است که برای مثال، برخی گیاهان را مفید و برخی را مضر یا نامفید می‌داند و در نتیجه بر آن‌ها نام علف هرز (weed) می‌گذارد. از این منظر، برای یک دامدار، گرگ بی‌فایده و عبث و حتی مضر است و برای یک کشاورز علف‌های هرز چنین هستند. اما فراموش نکنیم که برای همان گرگ نیز این دامدار که مانع رسیدن او به گوسفند می‌شود، موجودی عبث و مضر است که جز کشتن و نابود کردن خاصیتی ندارد. آیات متعددی در قرآن کریم بر عبث نبودن خلقت و آفرینش هیچ پدیداری تأکید می‌کند. برای مثال، در جایی تأکید می‌کند:

وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاء وَالْأَرْضَ وَمَا بَینَهُمَا لَاعِبِینَ؛

آسمان و زمین و آنچه را در آن است به بازی نیافریدیم. 

برعکس، از منظر قرآنی همه پدیدارهای عالم طبیعت بر اساس حق آفریده شده است. همه چیز حکیمانه است و تابع حکمت. در نتیجه این عالم «مُحکَم»‌ است و استوار،‌ یعنی در ساختار و منطق و هدف آن سستی، کاستی، ناراستی و ضعفی دیده نمی‌شود. و اگر در جایی خلاف این دیده شد، باید در فهم خود بازنگری کرد و دوباره با چشمانی پاک به عالم نگریست.

طبیعت، و همه اجزای آن زنده است. به این معنا که دارای خودآگاهی است، فهمی از خود دارد، دارای مقصد و هدفی است که آن را دنبال می‌کند، این مقصد تباه و عبث و بیهوده نیست و با نگاهی منطقی قابل فهم است. اصولاً تمایز میان طبیعت جاندار و بیجان که امروزه بسیار رواج دارد و مثلاً عالم حیوانی یکسره از عالم گیاهی متمایز شمرده می‌شود و عالم حیوانی نیز فاقد عناصر حیاتی اصلی مانند تفکر و شعور و ادراک ذلت و رنج دانسته می‌شود، از منظر قرآنی خطا است. از نگاه قرآن،‌ همه عالم زنده است و یک ارگانیسم را تشکیل می‌دهد. در این زمینه سخنان فیلسوف مسلمان صدر المتألهین، قابل توجه است. وی با تحلیلی منسجم نشان می‌دهد که اصولاً کل عالم طبیعت برآمده از خداوند متعال است و همان صفات حق تعالی در این عالم نیز به مراتبی وجود دارد. در نتیجه می‌توان کل این عالم را یک شخص واحد واقعی دانست که تجلی خداوند است. با این تحلیل وی نتیجه می‌گیرد:

فالعالم کله صار بهذا الترتیب کشخص واحد اوله الحق و آخره الحق و صورته صوره الحق، بل تمامه الحق، کدائره واحده اولها النقطه و آخرها النقطه بل کله النقطه السیاله من ذاتها فی ذاتها الی ذاتها.

بدین ترتیب، همه عالم، بر اثر ترتیب صدور از حق تعالی، چونان یک شخص یگانه است که اولش حق است و آخرش حق. بلکه همه آن حق است، چون دایره‌ای که اولش نقطه است و آخرش همان نقطه. از آن بالاتر چون نقطه چرخان و متحرکی است که از ذاتش به سوی ذاتش در حرکت است.

البته نباید این نگاه را نوعی همه خدایی (pantheism) پنداشت. اصل توحید محوری‌ترین آموزه اسلامی است و هیچ اصلی نباید آن را به چالش بکشد. هر نوع توجه استقلالی به موجودی جز خدای یگانه، شرک محسوب می‌شود، چه توجه به قدیسان باشد و چه پرستش طبیعت. طبیعت و همه جلوه‌های آن در نهایت آیتی از حق به شمار می‌رود و مخلوق خداوند است.

این تلقی از همه طبیعت به مثابه یک موجود زنده، امروزه از سوی برخی محققان و اکولوژیست‌ها به شدت حمایت می‌شود. برای مثال، جیمز لاولاک، اکولوژیست و بیوشیمیست، با پیش کشیدن نظریه گایا، از کل کره زمین به مثابه یک ارگانیسم واقعی سخن می‌گوید. از نظر او،‌ نظریه گایا بیانگر آن است که زمین با همه اجزای خود یک واحد به هم پیوسته است که هم حیات دارد و هم خود را ترمیم می‌کند و هرگاه احساس خطر کند، با اقداماتی چون گرمایش یا سیل و زلزله از خود محافظت می‌کند و عوامل مزاحم را نابود می‌کند.

کل طبیعت و عالم دارای آگاهی و شعور است. از منظر قرآنی، شعور و آگاهی اختصاص به گونه‌های خاصی چون انسان ندارد. بلکه در کل طبیعت جریان دارد. از منظر قرآنی، نه تنها طبیعت زنده است، بلکه از آگاهی و شعور خاصی برخوردار است و طبق آن عمل می‌کند. حال اگر این آگاهی را ادراک نمی‌کنیم،‌ این نقص در آگاهی ما نهفته است و نباید منکر آن شد و طبیعت را فاقد شعور خواند. از این منظر، تمام طبیعت در حال نیایش و عبادت هستند و به «تسبیح» و ستودن و پاک دانستن حق تعالی مشغولند. به تعبیر قرآن کریم

تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِیهِنَّ وَإِن مِّن شَیءٍ إِلاَّ یسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَـکن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ إِنَّهُ کانَ حَلِیمًا غَفُورًا؛ زمین و آسمان‌های هفتگانه و هر آنچه در آن است به ستایش خداوند مشغول هستند. و چیزی نیست که ستایشگر حق نباشد، ولی شما ستایشگری آن‌ها را درک نمی‌کنید.

حیوانات قدرت داوری و تصمیم‌گیری و ارزیابی دارند. مقصود از آگاهی صرفاً آگاهی ساده و یا خودآگاهی نیست، بلکه فراتر از آن طبق دیدگاه قرآنی دست کم برخی از موجودات ناانسانی، از قدرت فهم و تصمیم و داوری بالایی برخوردار هستند. برای مثال، به روایت قرآن، مورچه ای با دیدن پیشروی لشکر سلیمان پیامبر، خطاب به مورچه های دیگر گفت:‌

یا أَیهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاکنَکمْ لَا یحْطِمَنَّکمْ سُلَیمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا یشْعُرُونَ؛

ای مورچگان! وارد خانه‌های خود شوید مبادا که سلیمان و لشکریانش ناآگاهانه شما را لگدمال کنند.

از این آیه می‌توان دریافت که اولاً حیوانات، دست کم برخی از آن‌ها قدرت سخنگویی دارند، ثانیاً قدرت شناخت انسان‌ها را دارند، ثالثاً توان ارزیابی رفتار نظامیان و پیامدهای ناخواسته آنها را دارند و می‌توانند رفتار پیچیده انسانی را تحلیل و ابعاد آن را بسنجند، و سرانجام آنکه قادر به تشخیص درست و تصمیم‌گیری و اقدام هستند. همه این‌ها نیازمند شعور بالایی است.

توان سخن گفتن که ویژگی انسانی قلمداد می‌شود و مستلزم قدرت بالای اندیشه است، از منظر قرآنی اختصاص به انسان ندارد و حیوانات نیز از این توان برخوردار هستند و برخی اولیای خدا، مانند سلیمان پیامبر، از موهبت فهم این نوع سخنگویی و «منطق الطیر»  برخوردار بوده‌اند.

طبق آیه دیگری همه جنبدگان روی زمین و پرندگان در آسمان مانند انسان‌ها «امت» (community) هستند. «وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِی الأَرْضِ وَلاَ طَائِرٍ یطِیرُ بِجَنَاحَیهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثَالُکم؛ هیچ جنبده‌ای بر زمین و هیچ پرنده‌ای که با بالهایش پرواز می‌کند، نیست جز آن که امت‌هایی چون شما هستند.» 

وجود امت یا جامعه مستلزم حضور اهداف و مقاصدی است. بدون هدف و مقصد، امت معنایی ندارد.

سید محمد حسین طباطبایی، فیلسوف و مفسر فقید ایرانی ذیل آیه بالا بحثی مفصل طرح می‌کند به نام «کلام فی المجتمعات الحیوانیه» و در آن با تحلیل آیات قرآنی نشان می‌دهد که حیوانات دارای فهم و شعور هستند و حتی برخی از آن‌ها در حد انسان متوسط الفهم قرار می‌گیرند و دارای حشر و قیامت هستند. خلاصه بحث او را می‌توان در چند نکته زیر گنجاند.

1. تعبیر «اُمَم» یا امت‌ها و جوامع بیانگر جماعتی است که هدفی اختیاری یا اضطراری آن‌ها را گردآورده است و آن را دنبال می‌کنند، نه آن که صرفاً جماعتی کنار هم باشند. به تعبیر امروزی حیوانات جامعه دارند (society) نه انکه صرفاً اهل تجمع (crowd) باشند.

2. ملاک قیامت و حشر انسان داشتن حیات آگاهانه و انتخاب‌های زندگی و رفتار عادلانه یا ظالمانه است.

3. تأمل و تفکر در زندگی حیوانات به ما  نشان می‌دهد که آن‌ها نیز مانند انسان‌ها دارای عقاید و آرای فردی و اجتماعی خاصی هستند که بر اساس آن‌ها زندگی خود را تنظیم می‌کنند، مانند انتخاب غذا، مسکن و جفت.

4. حیوانات برای رسیدن به مقصود خود و پرهیز از ناملایمات اقداماتی می‌کنند که گویای شعور به خواسته و شیوه  برآوردن آن‌ها است. آن‌ها می‌کوشند تا خطرات، آسیب‌ها و مضار را از خود دور می‌کنند و در پی جلب منافع بر ‌آیند.

5. این اقدام هشیارانه بیانگر فهمی از عدل وظلم و استحسان امور، یا نیک شمردن کارها، و استقباح اموری دیگر یا بد شمردن آنها است. به این معنا که آنان کارهایی یا چیزهایی را خوب می‌شمارند و به سوی آنها می‌روند و متقابلاً کارهایی را بد قلمداد میکنند و از آنها دوری می‌کنند.

6. در میان حیوانات تفاوت‌های شخصی قابل توجهی وجود دارد و مثلاً برخی تندخو و برخی خوشخو هستند. یعنی حیوانات برخلاف محصولات یک کارخانه تولید شامپو، همه یکسان نیستند. بلکه هر حیوانی ویژگی‌های خود را دارد. به تعبیر علامه طباطبایی،‌ «فکم بین الفرس و الفرس و بین الکبش و الکبش و بین الدیک و الدیک مثلاً الفرق الواضح فی حِدّه الخلق او سهوله الجانب و لین العریکه.»

چه بسا برای مثال، بین اسب و اسب و گوسفند و گوسفند و خروس و خروس تفاوت آشکاری در تندخویی و خوشخویی وجود دارد.

7. این تفاوت رفتاری به اقدام درست و نادرست در حیوانات می‌انجامد و همین ملاک حشر و پاداش و کیفر خواهد بود.

8. با توجه به نکات بالا می‌توان نتیجه گرفت که حیوانات نیز مانند انسان‌ها معاد و حشر دارند.

9. افزون بر آن، حشر و معاد حیوانات مانند انسان است. زیرا حشر و معاد یعنی محاسبه و پاداش است و چون «الاحسان و الظلم موجودان فی اعمال الحیوانات فی الجمله» (احسان و نیکی در مجموع در رفتارهای حیوانات دیده می‌شود)‌ پس حشر آنان نیز مانند انسان خواهد بود.

10. البته لازمه این سخن آن این نیست که حیوانات نیز در حد انسان شعور داشته باشند و همه انسان‌ها شعوری برابر انسان داشته باشند. با این حال، داستان سلیمان و هدهد پرنده و مورچه گویای سطحی از آگاهی در برخی حیوانات است که هم سطح آگاهی انسانی قرار می‌گیرد.

با پیمودن این سیر استدلالی طباطبایی نتیجه می‌گیرد جوامع حیوانی مانند جوامع انسانی دارای دین هستند و مانند انسانها مشمول داوری نهایی و حسابرسی روز قیامت می‌شوند. به تعبیر وی:‌

فقد تحصل أن المجتمعات الحیوانیه کالمجتمع الانسانی فیها ماده الدین الالهی ترتضع من فطرتها ما یرتضع الانسان من الفطره الانسانیه و یمهدها للحشر الی الله سبحانه کما یمهّد دین الفطره الانسان للحشر و الجزاء. 

با توجه به این آیات، این ادعا که ادیان ابراهیمی مروج انسان‌محوری (Anthropocentrism) و بی‌توجهی به محیط زیست و طبیعت است، دچار تردید جدی می‌شود. به واقع، آیات قرآنی با اشارات صریح به حیات و آگاهی در طبیعت، زمینه خودمحوری و انسان‌محوری را سست می‌کند و از متدینان می‌خواهد تا شعور و آگاهی را مخصوص خود ندانند.

از مجموع آیات قرآنی تعلیمات و آموزه‌هایی به دست می‌آید که طبق آن مؤمنان و متدینان باید سلوک خاصی در قبال طبیعت داشته باشند. این سلوک در قالب دستورات و گاه توصیفاتی بیان می‌شود. یکی از آموزه‌های عملی اسلام در قبال محیط زیست، توصیه به میانه‌روی و اعتدال و پرهیز از اسراف و مصرف نادرست است.

در نگاه قرآنی بهره‌مندی و رفع نیاز از همه طبیعت برای انسان‌ها مجاز است. اما از آن‌جا که همه چیز در طبیعت بر اساس توازن آفریده شده است، از هر نوع اسراف و دورریزی باید پرهیز کرد. واژه کلیدی در این زمینه در قرآن کریم، «اسراف» است. اسراف رذیلت یا رفتار نادرستی است که باید همه جا از آن پرهیز کرد، چه در مقام خوردن و نوشیدن و چه در مقام مقابله به مثل و قصاص. برای مثال، قرآن کریم هنگام توصیه به انسان چنین تعلیم می‌دهد: «وکلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ یحِبُّ الْمُسْرِفِینَ؛ و بخورید و بنوشید و اسراف نکنید که خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد.» نه تنها در مقام خوردن و نوشیدن اسراف ناپسندیده است که حتی برای اجرای شعایر دینی نیز باید از اسراف دوری کرد. برای نمونه، طبق روایتی روزی رسول خدا (ص) بر سعد بن اَبی وقاص می‌گذشت که داشت وضو می‌گرفت: «فقال له: لا تسرف. فقال: او فی الماء اسراف؟ قال: نعم. وإن کنت علی نهر جارٍ.»

همچنین در اسلام،‌ عبادات دینی منحصر به برخی شعایر خاص نیست. بلکه حتی  آبیاری درختان، سیراب کردن حیوانات، و پاکیزه کردن محیط زیست، عبادت به شمار می‌روند. در این جا برای هر مورد، نمونه‌ای از تعلیمات دینی را می‌آورم. در احادیث متعددی، درختکاری نوعی عبادت به شمار می‌رود. به گفته رسول خدا (ص): ما من مسلم یغرس غرساً او یزرع زرعا، فیأکل منه طیر او انسان او بهیمه الا کان له به صدقه؛ هر مسلمانی نهالی غرس کند یا بذری بکارد و انسانی، چرنده‌ای یا پرنده‌ای از آن بخورد برایش نیکی محسوب می‌شود.

توجه به حیوانات و رعایت حال آن‌ها نیز نوعی عبادت به شمار می‌رود. در سنت اسلامی بارها این داستان بازگو شده است که مردی،‌ و در روایتی زنی تن فروش، در بیابانی سگی تشنه یافت. از چاهی آب کشید و به او نوشاند. خداوند بابت همین کار گناهانش را بخشود و او را وارد بهشت کرد. پاکسازی محیط زیست و رعایت پاکیزگی در همه شئون زندگی خود نیز نوعی عبادت به شمار می‌رود. رسول خدا فرمود:‌ من رفع حجراً من الطریق کتبت له حسنه و من کانت له حسنه دخل الجنه؛ هر کس سنگی از سر راه بردارد، برایش یک حسنه نوشته می‌شود و هر کس حسنه ای برایش نوشته شود وارد بهشت می‌شود.

در برابر این رفتارها که عبادت به شمار می‌روند، بی‌توجهی به محیط زیست و بدتر از آن تخریب محیط زیست، از جمله شکستن درختان بدون نیاز، و کشتن بی‌دلیل جانداران گناهی سنگین به شمار می‌رود که شخص را مستحق کیفری سنگین چون جهنم می‌کند.

از منظر قرآنی نسبت طبیعت با ما تابع رفتار ما با آن است. چنین نیست که طبیعت همواره یکنواخت عمل کند و در برابر رفتار ما بی‌تفاوت باشد. خشکی و سیل، گرمایش زمین و آلودگی دریاها و همه ناهماهنگیها برآمده از رفتار ما است. به تعبیر قرآن کریم:

ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کسَبَتْ أَیدِی النَّاسِ لِیذِیقَهُم بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ؛

در خشکی و دریا فساد به سبب رفتار مردم پدیدار شده است، تا کیفر برخی رفتارهایشان را به آن‌ها بچشانیم. شاید که از این کارها بازگردند.

حکم به پرهیز از اسراف دایره گسترده‌ای دارد و چون به مصرف حیوانات می‌رسد، به شکل احکام خاصی جلوه‌گر می‌شود. هرچند در اسلام، مصرف گوشت حیوانات مجاز شمرده شده است، اما در مجموع احکام و آموزه‌های اسلامی در جهت محدودیت مصرف گوشت پیش می‌رود و مصرف گوشت نه تنها مطلوب نیست که ترک آن یا دست کم کم کاهش مصرف آن به شکل‌های مختلفی تأیید و تجویز شده است. در واقع،‌ اگر در سنت اسلامی گوشت خوردن مجاز شمرده است، نه مثابه رفتاری ستودنی است، بلکه واکنشی است به نگرش افراطی دنیاگریزانه برخی مؤمنان. در برابر نگرشی مانوی و دنیاگریزی که مروج ترک لذات مادی از جمله گوشتخواری بوده است، احادیثی چند از رسول خدا نقل شده است که طبق آنها گوشتخواری مستحسن شمرده است. از قضا این دست روایات در کنار روایاتی است که رسول خدا تصریح می‌کند که او گوشت می‌خورد و با همسر خود زندگی زناشویی دارد. زیرا کسانی که مصرف گوشت را کنار میگذاشتند، از زنان خود نیز دوری می‌کردند و زندگی اجتماعی خود را ترک کرده در گوشه‌ای برای عبادت منزوی می‌شدند. روایات ناظر بر تجویز گوشتخواری را باید در این فضا و بستر درک کرد.

در  برابر این تجویز، روایات متعددی بر پرهیز از گوشتخواری و یا دست کم کاهش مصرف آن تأکید می‌کنند. ابن اَبی الحدید، از متکلمان مسلمان و شارحان نهج البلاغه، در وصف امیر مؤمنان علی ابن اَبی طالب، داماد رسول خدا و خلیفه بزرگ مسلمانان، می‌نویسد:

هر گاه می‌خواست چیزی خورشت خود کند، سرکه یا نمک خورشت می‌کرد و اگر از آن بالاتر می‌رفت، برخی روییدنی‌های زمین را خورشت می‌ساخت، و اگر از آن فراتر می‌رفت، اندکی شیر شترْ خورشت می‌کرد و گوشت نمی‌خورد جز به ندرت و می‌گفت: «شکم‌ تان را گورستان جانداران مکنید!» با این حال،‌ نیرومندترین مردم بود و گرسنگی از نیرویش نمی‌کاست و کم‌خوری ناتوانش نمی‌کرد.

در واقع، به جای منع قطعی مصرف گوشت، احکام گوناگون اسلامی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که مصرف آن را به شدت محدود می‌کند. برای مثال، خوردن برخی حیوانات، مانند سگ سانان و حیوانات گوشتخوار، پرندگان شکاری، عمده آبزیان، به جز ماهی و میگو، و همه حیوانات مرده، مطلقاً ممنوع است. خوردن برخی حیوانات علفخوار، مکروه است و خوردن گوشت زیاد هم کراهت دارد. از مجموع این احکام مطلوبیت ترک گوشتخواری را و تأکید بر مصرف گیاهان و میوه‌ها را می‌توان استنتاج کرد. از آن‌جا که این بحث را در مقاله دیگری به تفصیل بیشتر بحث کرده‌ام،  در اینجا از آن می‌گذرم.

در مجموع نگاه قرآنی و آموزه‌های اسلامی به طبیعت، به گونه‌ای است که میان تقدیس مطلق طبیعت یا انکار همه ارزش‌های آن و تقدس زدایی از طبیعتْ راه میانه را در پیش می‌گیرد. همه طبیعت مخلوق خداوند است و از این جهت تجلی حق محسوب می‌شود و ارزنده است. در عین حال، هیچ چیز نباید چنان ارزش مستقلی پیدا کند که راه بر توحید حق تعالی ببندد.

این نگاه در صورتی که جدی گرفته شود می‌تواند زمینه‌ساز حفاظت از محیط زیست و تربیت زیست‌محیطی را فراهم کند و انسان‌هایی بار آورد که توجه به طبیعت و تکریم انواع جلوه‌های زندگی را نوعی عبادت می‌داند. کسی این گونه بار آمده باشد به همه جلوه‌های حیات در طبیعت و همه عناصر طبیعت و محیط زیست احترام می‌گذارد و آرام و نرم بر زمین گام می‌زند مبادا کمترین گزندی به ساده‌ترین شکل‌های زندگی برسد.

انتهای پیام/ص

: <#f:3905/>
تعداد نمایش : 517 <<بازگشت

 

گزارش تصويري
  • اختتاميه چهارمين دوره جایزه جهانی اربعین
    مراسم اختتاميه چهارمين دوره جایزه جهانی اربعین اول آبان‌ماه با حضور شخصیت‌های فرهنگی، دینی و جمعی از سفرا و نمایندگان فرهنگی ایران و دانشجویان خارجی در حسینیه الزهرا (س) سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار شد.

  • هفته فرهنگی ایران در روسیه
    هفته فرهنگي جمهوری اسلامي ايران در فدراسيون روسيه شامگاه دوشنبه (12 شهریورماه) با حضور و سخنرانی ابوذر ابراهیمی‌ترکمان، رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی افتتاح شد.

  • تجلیل از برگزیدگان چهارمين دوره جایزه جهانی اربعین
    برگزیدگان چهارمين دوره جایزه جهانی اربعین در سه بخش فیلم، عکس و سفرنامه همراه با رونمایی از فراخوان پنجمين دور اين جايزه در حسینیه الزهرا (س) سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی تجلیل شدند.

  • دیدار ابراهيمي‌تركمان با رييس جمهور باشقيرستان
    ابوذر ابراهيمی‌تركمان، رييس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي (14 شهریورماه) با رستم حميدوف، رييس جمهور باشقيرستان، ديدار كرد.

  • نمایشگاه صنایع دستی ایران در مسکو
    در چارچوب هفته فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در فدراسیون روسیه، نمایشگاه صنایع دستی ایران با عنوان «ایران اسرارآمیز؛ گشتی در باغ خیال» (12 شهریورماه) در مسکو گشایش یافت.