English|عربي
صفحه اصلي|اروپا - آمريكا|آفريقا - عربي|آسيا - اقيانوسيه|اخبار سازمان|پيوندها|آشنایی با سازمان
يکشنبه ٢٩ بهمن ١٣٩٦
عرفان، پُل مشترک فرهنگی ایران و اندونزی
عرفان، پُل مشترک فرهنگی ایران و اندونزی تاریخ ثبت : 1396/10/30
طبقه بندي : ,,
عنوان : عرفان، پُل مشترک فرهنگی ایران و اندونزی
نويسنده : محمد علی ربانی، پژوهشگر مطالعات فرهنگی آسیای جنوب شرقی ، رایزن فرهنگی پيشين جمهوري اسلامي ايران در تایلند واندونزی
تهيه و تدوين : <#f:1015/>
مترجم : <#f:1016/>
منبع : <#f:1911/>
ارسالی : <#f:1017/>
كشور : <#f:1018/>
زبان اصلي : <#f:1019/>
تاريخ ورود اطلاعات : <#f:1020/>
خلاصه مقاله : <#f:1067/>
متن : <#f:1066/>
:

چکیده:

نقش عامل تصوف و عرفان در فرآیند اسلامی‌سازی در آسیای جنوب شرقی بسیار حائز اهمیت بوده و شواهد و مدارک متقن و غیرقابل انکاری نیز بر این نقش دلالت دارد. اسلام در دوره‌ای وارد آسیای جنوب شرقی شد که  هندوئیسم و بودیسم بر بخش‌های وسیعی از این منطقه حاکم بوده و مبلغان مسلمان با درک ویژگی‌های مشترکی که بین معناگرایی موجود در تصوف اسلامی و هندوبودیسم وجود داشته، مسیر برقراری ارتباط و همچنین، معرفی و تبليغ اسلام را آسان كردند. این صوفیان، همراه با کشتی‌های تجاری به سرزمین‌های آسیای جنوب شرقی سفر می‌كردند، توانستند در تمدن‌سازی و اسلامی‌سازی این منطقه سهم عمده‌ای بر عهده گیرند. نکته ضروری در اهمیت درک نقش جریان صوفیه در فرهنگ مالایی اینکه عمده آثار صوفیه که در این منطقه برجای مانده است، رنگ و بوی فارسی و هندی داشته  و گرایشات مذهبی داعیان و مبلغان اولیه که اسلام را به جوامع این منطقه معرفی کرده بودند تحت تأثیر آموزه‌های معنوی و عرفانی مشایخ و شخصیت‌های برجسته ایرانی و شیعی بوده است. 

سهم عامل عرفان در اسلامی‌سازی مجمع الجزایر ملایو

بحث تصوف با موضوع گسترش اسلام در سرزمین مالایو یا مجمع الجزایر اندونزی پیوستگی بسیاری داشته و فرضیه نقش عامل تصوف و عرفان در ورود و گسترش اسلام در آسیای جنوب شرقی بویژه اندونزی از نظریه‌های پُر طرفدار می‌باشد. برخی از محققین بر این امر پافشاری می کنند که شیوخ صوفی مسلکی که از کشورهای هند، یمن و ایران وارد این منطقه شده بودند نقش اساسی و مهمی در گرویدن مردم این منطقه به اسلام بر عهده داشتند.(Azra, 2004, pp. 100-103)  یکی از دلائل عمده گرایش مردم آسیای جنوب شرقی به اسلام را می‌بایستی در شیوه خاص ارائه اسلام و تبلیغ دین توسط صوفیان و همچنین شباهت‌های موجود در درون گرایی و وجه عرفانی هندوئیسم و بودیسم با تصوف برشمرد. تصوف بیش از هر عامل دیگری توانست میل به پذیرش اسلام را برای مردم این منطقه  آسان کند، زیرا به گرایش‌های روحی و معنوی آنان که اساساً به امور روحانی متمایل‌اند پاسخی شایسته می‌داد. به علاوه، رویکرد صوفیان در دعوت مالایی‌ها به اسلام چنان بود که از آنان نمی‌خواستند یکباره اعتقادات دیني موجود و جهان‌بینی هندویی ـ بودایی خویش را رها کنند، بلکه در عوض می‌کوشید تا این باورها را در زمینۀ تعالیم دینی و معنوی اسلام دوباره تفسیر کند. مبلغان صوفی مسلک بیش از آنکه به دنبال ایجاد تغییر در نگرش‌های مذهبی مردم باشند تلاش داشتند تا آنرا اصلاح و از شباهت‌ها در مسیر جلب مردم بهره گیرند. مسلمانان این منطقه در باورهایشان تمایل به عقائد فلسفی ـ عرفانی داشتند.

علاقه به تصوف در مجمع الجزایر اندونزی صرفا اختصاص به توده‌های مردم نداشت بلکه حاکمان مالایی نیز، شیفته مفاهیم عرفانی بویژه تئوری انسان کامل بودند. چون به آنها فرصت می‌داد تا خود را به عنوان ولی‌الله، قطب و یا انسان کامل معرفی نمایند. نکته حائز اهمیت اینکه گسترش مفاهیم عرفانی در فرهنگ مالایی به شدت تحت تأثیر ادبیات عرفانی شیعه بود. حسسین ابن منصور حلاج؛ صوفی برجسته و اسماعیلی مذهب ایرانی تأثیر زیادی بر فرهنگ و ادب عرفانی مالایی بر جای گذاشته است. در جاوه عارفی بنام "شیخ سیتی چنار" که مشهور به حلاج جاوه است به روش حلاج  دعوی اناالحق کرد و به فتوای علمای شهر به دار  آویخته شد. (ظفراقبال, 1384, ص. 72)  در دوره سلطنت  اسلامی  "پاجانگ " در جاوه مرکزی، آئین تشیع از طریق نظریه "نور محمد" ونظریه "وحدت وجود" رواج یافت. "حمزه فنصوری "عارف و صوفی برجسته مالایی قرن شانزدهم ميلادي اکثر آثارش مملو از فرهنگ و تصوف ایرانی و شیعی است. (Marcinkowski2004).

در آنچه افکار عرفانی حمزه فنصوری و شاگردش شمس الدین سوماترایی از طرف حکمران آنچه یعنی سلطان اسکندر مودا پشتیبانی می‌شد. حمزه فنصوری و شاگردش شمس الدین سوماترایی رسائل زیادی به زبان مالایو نوشتند که عمدتا متأثر از افکار شیعی و ایرانی است. آثاری همانند "شراب العاشقین"، "اسرار العارفین فی بیان علم السلوک والتوحید" و کتاب رباعیات مثل "رباعی المحققین"، "کشف الاسرار التجلی السبحانی"، "المنتهی "در بیان حدیث نبوی، "مفتاح  الاسرار" می‌باشد. آثارشمس الدین السوماترایی نیز همانند "میراث المومنین"،"میراث المحققین"،"جواهر الحقایق "؛ امروزه از منابع عمده مربوط به میراث ادبی و عرفانی مالزی و اندونزی بشمار می‌رود.(Nasir, 2004, pp. 75-99) نکته مبهم و قابل توجه در زندگی حمزه فنصوری محل تولد اوست که در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

محققان بر سر این موضوع که آیا او متولد "باروس "در نزدیکی بندر آچه اندونزی است یا شهر" ناو " در سیام که ایرانی‌های شیعه در آن اجتماع داشته و در حکومت نقش داشتند، اختلاف نظر دارند.

پروفسور نقیب العطاس که مطالعات گسترده‌ای بر روی آثار حمزه فنصوری داشته است با استناد به اشعار وی نتیجه می‌گیرد که والدین وی اهل باروس و خود وی اهل "ناو" بوده ولی زادگاه معنوی و عرفانی وی شهر ناو یعنی همان شهری که وی در قرن 16 ميلادي در نزد ایرانیان با تصوف و عرفان آشنا شد، می‌باشد.(Al-Attas S. M1979) شاید این سخن از این جهت قابل پذیرش باشد که آثار حمزه فنصوری به زبان مالایی است نه تایلندی و فنصوری بزرگترین عارف و شاعر مالایی بشمار می‌آید و در ادبیات تایی شناخته شده نیست. نکته حائز اهمیت دیگر تأثیرپذیری وی از ادبیات عرفانی فارسی است. وی که به دلیل آشنایی با زبان فارسی به منابع ادب عرفانی فارسی و شیعی نیز دسترسی مستقیم داشته است در آثار خود به وفور از کلمات و اشعار عرفا و شعرای بزرگ ایرانی و شیعی بهره جسته است. (Marcinkowski2004, p. 26)

نکته حائز اهمیت دیگر اینکه سلاطین با تطبیق دادن ایده نور محمد و انسان کامل به خود سعی می‌کردند اعتقادات مردم را به خود جلب نموده خود را در وجود قطب ببینند. بیشتر پادشاهان جاوه نیز همانند سلطان پادانگ سلطان ماتارام خود را نماد نور محمد و انسان کامل می‌دانستند.(R.O.Winstedt 1958, p. 112) دیگر صوفی نامدار این دوره عبدالصمد الپالمبانی ( 1112 ه ث  /1700 م ) است که در شهر پالمباننگ در سوماترا بدنیا آمد. او نیز از سادات یمنی بود. او کتاب‌های احیاءالعلوم، مشکاه الانوار، هدایت السالکین و بدایه الهدایه از امام غزالی والرساله القشیریه از ابوالقاسم القشیری، الانسان الکامل عبدالکریم الجیلی، التحفه المرسله از فضل الله برهان پوری و برخی دیگر از عرفای نامی را به زبان ملایو ترجمه نمود و خود نیز هشت کتاب در سیر و سلوک تألیف نموده است.(R.O.Winstedt1958, p. 112) نورالدین الرانیری علیرغم اینکه شافعی و ضد حمزه فنصوری و نظریه وحدت وجود او بود و حمزه فنصوری و طرفدارانش را وجودیه مرتد می‌خواند و در مقابل با ارائه نظریه وحدت شهود خود را وجودیه راست دینی می نامید؛ ولی در گرایشات عرفانی وکلامی متاثر ازشعرا و عرفای شیعه وایرانی بود. او نیز که همچون حمزه فنصوری از سادات یمن و از نسل احمد مهاجر از نوادگان امام جعفر صادق (ع) بوده و به زبان فارسی نیز تسلط داشت از آثار و اندیشه‌های ابن عربی، صدرالدین  قونوی، عبدالرزاق کاشانی، عبدالکریم جیلی، عبدالرحمان جامی  و کتاب الانوار اردبیلی بهره بسیار برده است. کتاب رانیری بنام "طبیان فی معرفه الادیان "برگرفته از "ملل ونحل" شهرستانی است (Ito, 1976, pp. 489-491) نورالدین به مقام قاضی ملک العادل سلطنت آچه رسیده و فتوای ارتداد حمزه فنصوری وشاگردش را صادر نمود و کتابهایش را سوزاند و تبلیغ افکار اورا در سلطنت آچه ممنوع نمود.

در واکنش به این حکم پیروان حمزه فنصوری علیه سلطنت آچه قیام نمودند وکاخ سلطنت دارالدنیا و محکمه رعیت یعنی وزارت عدلیه را تصرف و به آتش کشیدندکه در این آتش سوزی مسجد بزرگ بیت‌الرحمن نیز آسیب دید. نورالدین الرانیری در زمان سلطنت صفیه الدین همسر اسکندر ثانی که پس از مرگ همسرش بر سلطنت آچه حکم می‌راند، به مدت هفت سال در آچه حضور داشت وپس از شورش طرفداران حمزه فنصوری به الرانیر در گجرات هند بازگشت.

تأثیر تصوف حمزه فنصوری در اسلامی‌سازی سلاطین بوتون در سولاوسی جنوبی 948 ه ق حائز اهمیت است. دیگر عارف جاوه "کی آکنگ چانکنگ"  نیز افکارشیعه اسماعیلیه را منعکس می‌کرد. همچنین نظریه نورمحمد نیز متأثر از آراء شیعه است. در تصوف شیعی این عقیده که  خدا قبل از هرچیز نور محمد  (ص) را آفرید و نور محمد (ص) نماد ظهور ذات حق است که در ذات آخرین رسول یعنی محمد (ص) و سپس در وجود دوازده تن از خاندانش یعنی علی (ع) و فرزندانش تجلی یافت. به همین جهت در بین عرفای جاوه ظهور امام مهدی (عج) بنام راتو عادل  یا پادشاه عادل می‌دانند ردم جاوه بر این باورند که نور محمد (ص) در وجود قطب ظهور یافته است . (ظفراقبال, 1384, ص. 88)

تأثیر فرهنگی و مذهبی ایران در فرهنگ مالایو

روند اسلامی‌سازی در مجمع الجزایر اندونزی به طور کلی در یک فرایند تاریخی و  تکاملی شکل گرفته و این فرایند تکاملی که  بخشی از آن در قالب بومی سازی آموزه های اسلامی و  تطبیق دادن باورهای پیش از اسلام با اسلام رُخ داده است، توانست یک هویت مشترک اسلامی را در میان ساکنان مجمع الجزایر اندونزی سامان دهد.

در همین حال، بومی‌سازی و درونی کردن ارزش‌های اسلامی در جامعه اندونزی نیز که بعضا متأثر از تنوع  عوامل جغرافیایی و فرهنگی بوده، غالباً بر  بعد معنوی ، اخلاقی ودرون گرای اسلام  تاکید  داشته است و از عناصر متنوعی از فرهنگ و سنن دیگر ملل نیز تاثیر پذیرفته است. هر چند امروزه اکثریت مسلمانان مجمع الجزایر اندونزی از اهل سنت بشمار آمده و تابع مذهب فقهی شافعی می‌باشند ولی بررسی دقیق تر ماهیت ترکببی فرهنگ اسلامی در این کشور و واکاوی سیر تاریخی ورود وگسترش اسلام در این منطقه، حاکی از آن است که تماس و ارتباطات نزدیکی میان ساکنان مجمع الجزایر اندونزی   با فرهنگ و مدهب سایر ملت‌ها از جمله ایران برقرار بوده است که عمدتاً از طریق دروازه‌های هند و یا مبلغان و بازرگانان ایرانی و عرب وارد این سرزمین شده، وجود داشته است.(Fretage.Ulrike, 2003)

اسلام زمانی وارد مجمع الجزایر اندونزی شد که ساکنان این منطقه از باورهای اعتقادی هندو و بودایی پیروی می‌کردند. این  سنت‌های مذهبی  با باورهای بومی که جامعه اندونزی پیش از ورود وگسترش هندو-بودیسم بدان پایبند بودند در آمیخته و اشکال فرهنگ‌پذیری متنوعی را به وجود آورده بود.(Robert, 1993)

اين امر، این فرضیه را تأیید می‌کند که ساکنان مجمع الجزایر اندونزی، به ویژه جاوه، همواره از یک نگرش باز و انعطاف‌پذیری نسبت به نفوذ ارزش‌ها و فرهنگ‌های دیگر برخوردار بوده‌اند. با توجه به همین ویژگی و رویکرد باز فرهنگی جامعه اندونزی بود که تلاش مبلغان و داعیان اولیه اسلام در اسلامی‌سازی  و گسترش اسلام در این منطقه با سهولت و موفقیت همراه بوده و از فرهنگ به عنوان وسیله ای برای القای ارزش‌های اسلامی در زندگی عمومی استفاده می‌شده است.

مشارکت ایرانیان و عرب‌های مهاجر در دربارسلاطین اسلامی بستر مناسب دیگری را جهت معرفی و گسترش ارزش های دینی و فرهنگی دیگر ملل در فرهنگ و ادب مالایی فراهم آورد. این تاثیرگذاری  در قالب سنت های آئینی، باورهای اجتماعی عرفان و تصوف ،ادبیات ،فلسفه ، علوم ،هنر، و دیگر جلوه‌های تمدنی ظهور یافته است. حسسین ابن منصور حلاج؛صوفی برجسته و اسماعیلی مذهب ایرانی تأثیر زیادی بر فرهنگ و ادب عرفانی مالایی بر جای گذاشته است.

در جاوه عارفی بنام "شیخ سیتی چنار "به روش حلاج دعوی اناالحق کرد و به فتوای علمای شهر به دار آویخته شد. نظریه نور محمد و تئوری وحدت وجود در تصوف مالایی متاثر از نظریه حلاج می باشد.(Yusu, 2004, pp. 74-79.)؛ نکته حائز اهمیت دیگر نقش صوفیان در تبلیغ وترویج اسلام در این منطقه می‌باشد. اولین داعی و مبلغ اسلام در جاوه مولانا ملک ابراهیم کاشانی که اورا المغربی و گجراتی نیز خوانده‌اند، است. او از سادات و از نوادگان امام زین العابدین (ع) بود که که از کاشان و سپس از گجرات هند وارد اندونزی شد. او در سال 882 هجری قمری در منطقه گریسیک در سورابایا وفات یافت و مقبره وی نیز هم اکنون زیارتگاه می‌باشد. (Sunyoto, 2012, pp. 51-55)

ولی سونگو یا اولیاء نه گانه جاوه که داعیان و مبلغان اولیه اسلام در این جزیره بشمار می‌روند از صوفیان مسلمانی بودند که از طریق آموزه‌های عرفانی به تبلغ موفقیت آمیز اسلام در میان ساکنان جزیره جاوه پرداختند. هفت تن از این اولیاء از سادات و دوتن نیز ایرانی بودند. (Sunyoto, 2012, pp. 122-189)

بسیاری از اندونزیایی‌ها این سخن "عبدالرحمن وحید" اولین ريیس جمهور پس از سقوط سوهارتو که به عنوان ريیس سازمان اسلامی نهضت العلماء رهبری معنوی و روحانی مسلمانان اندونزی را نیز برعهده داشت را بیاد دارند که بارها گفته بود، سازمان نهضت العلماء "شیعه فرهنگی" است و مسلمانان اندونزی به غیر از بحث امامت، بقیه آموزه‌ها و سنت‌های شیعی را قبول دارند. این تاثیرپذیری  تا زمانی که در قالب فرهنگ، تفکر عرفانی، عقلانی و فلسفی اتفاق می‌افتاد نه تنها با هیچگونه  واکنش منفی از سوی جامعه سنی اندونزی مواجه نمی‌شد بلکه مورد استقبال واقع می‌گردید. آچه  که از آن به دروازه ورود اسلام به اندونزی یاد می‌شود و سهم و نقش حائز اهمیتی در اسلامی سازی منطقه بر عهده داشته است، در حوزه مطالعات تاریخی مربوط به سهم فرهنگ ایران در آسیای جنوب شرقی حائز اهمیت می‌باشد.  عناصر مذهبی و فرهنگی ایران در فرهنگ، ادبیات، سیاست وتصوف در آچه به وفور یافت می‌‌شود. (Kamaruzzaman Bustamam, 2012)  با عنایت به آثار پادشاهی "پرلاک " و  دست نوشته هایی تحت  عنوان  "تذکره طبقات جامع السلطان السلاطین" که توسط "شمس البحری عبدالله العشی "جمع آوری و در سال ۱۲۷۵ هجری نیز  توسط "عبدالله ابن سید حبیب سیف الدین "بازنویسی گردیده است می‌توان تأثیر فرهنگ ایرانی  در" آچه " در جزیره سوماترای اندونزی  طی قرون 16و17 م  از منظر  اجتماعی- تاریخی‌ و اجتماعی- مردم شناسی‌  را مورد بررسی ومطالعه قرار داد .دوره  مربوط به ظهور ونفوذ ایرانی در سلطنت اسلامی آچه  که به عنوان بخشی از فرایند گسترش  اندیشه  اسلامی  محسوب می گردد و عمدتا همزمان با امپراطوری شیعه مذهب صفوی در ایران  می باشد . در این دوره علاوه بر نظام  سیاسی سلاطین  آچه  ؛ فرهنگ ،  هنر و ادبیات مالایو  نیز نیز متاثر  از فرهنگ ایرانی‌ بوده است و اکثر  حکایت هایی که در ادبیات آچه وجود دارد برگرفته از ادبیات فارسی‌ است (ظفراقبال, 1384, ص. 29-30)ملاقات روشنفکران آچه و پارسیان پیش از سده ۱۷ رخ داده است.  فرهنگ پارسی  به عنوان میراث فرهنگی‌ در میان مردم  سوماترا دیده می شود.و از آن زمان به بعد  فرهنگ پارسی در جای جای این منطقه به اجرا در آمد و تا کنون نیز پایبندی به این فرهنگ ادامه دارد. به همین سبب است که پژوهشگران  محلی  بر این باورند که فرهنگ پارسی‌ جزیی ‌ جدا نشدنی‌ از فرهنگ مردم آچه به شمار می‌‌آید. (Baroroh, 1976) اما باید به این نکته توجه داشت که مردمان آچه به همین علت  فرهنگ‌های وارداتی‌ را به چشم سنت "ان دا تو"  نلقی می کنند . ان دا تو را در گذشته به گروهها و افرادی که از خارج وبرای تجارت به آچه می آمدند اطلاق می کردند . مردم آچه به پیشینه مذهبی ان دا تو‌ها توجه خاصی‌ نداشتند  بلکه آنچه که ان دا تو‌ها در فرهنگ آنها به یادگار گذشته اند را به عنوان آداب و رسوم خود پذیرفتند و بدان احترام می گذارند. در آموزه‌های مذهبی‌، مردمان آچه تنها پیرو شافعی، ودرکلام تابع غزالی و اشعری هستند . (zafa, 1997) افزون بر این ، محققینی که   بر روی ارتباط پارسیان و "سامودرا پاسای" پژوهش نموده اند   به یافته هایی دست پیدا کرده اند که به زبان فارسی  "پارسی‌" و عبارت هایی همانند "علی‌ ابن ابیطالب" اشارات زیادی شده است . یافته هایی همانند نوشته هایی ‌ که بر روی آرامگاه سلطان "ملک الصالح "یکی از سلاطین پرقدرت آچه  آمده که از خلفاء راشدین تنها نام علی‌ ابن ابی‌طالب ع را ذکر نموده است.

همچنین کنیه "سلطان عادل" که بر روی سکه‌های طلا در" نوسانتارا "به عنوان دیرباز‌ترین پول در دوران سلطان "محمد ملک الظاهر "حک شده است را تنها برگرفته از کتاب "تاج السلاطین "می‌‌دانند . مترجم این کتاب بخاری الجوهری است .او  در سال ۱۶۰۳ می‌زیسته که مطابق با دوران سلسله پادشاهی آچه دار السلام بوده است. در حقیقت بحث "سلطان عادل"  در مورد حکمرانی و در مفهوم ولایت وامامت به کار رفته است..  یکی‌ از پایه ای ‌‌ترین وظایف سلطان این است که ایدئولوژی اسلامی را ٔبر پایه قانون از طریق امر به معروف و نهی از منکر در جامعه مسلمان جاری سازد. در آچه از این عنوان نه تنها در دوران "سامودرا پاسای "بهره برده میشد بلکه از زمان سلطان "علی‌ مغایت شاه"(۱۵۱۴-۱۵۳۰) تا زمان سلطان "رعایت شاه" (۱۵۸۹-۱۶۰۴) نیز استفاده می‌گشت. (Sachedina, 1988, pp. 18-19)

از جمله سنت های جاری در جامعه اهل سنت اندونزی مولودی خوانی و مدیحه سرایی برای  پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) می باشد که امروزه نیز در میان جوامع سنی این کشور رواج دارد .از جمله  آثار ادبی که به عنوان منبع مولد خوانی  و مدیحه سرایی  پیامبر (ص)،توسط  مسلمان  اندونزی بویژه در جزیره جاوه مورد استفاده قرار می گیرد  "مولد البرزنجی" می باشد که در کنار  کتب  ادعیه  دیگر  همانند "راتب الحداد" و "دعای کمیل" ،حاوی معارف  ومحبت اهل البیت ع است . سنت خواندن این کتاب ها، به ویژه مولد برزنجی  به یک نوع مراسم مهم بویژه برای جامعه طلاب دینی در بسیاری از مناطق از جمله در جزیره جاوه تبدیل شده است.  حتی در برخی مناطق همانند " ملانگای" ، "نوگوتیرتو" ، "سلمان " ، "جوگجا" ، ,و "جاوه میانی "؛   برزنجی تقریبا پس از قرآن کریم از اعتبار وشان والایی برخوردار می باشد.(Kamaruzzaman Bustamam, 2012, p. 4)

قرائت اشعار برزنجی اختصاص به ماه ربیع نداشته و در بسیاری از پسانترن ها یعنی همان حوزه های دینی نیز ، این کتاب در هر شب جمعه خوانده می شود.   اشعار این کتاب  ضمن  ستایش عظمت حضرت محمد (ص) ،به  مدح وستایش اهل بیت پیامبر ص می پردازد. در این متن یادآور می شود که  اصل و نسب اهل بیت ع ما به علی مرتضی و به دو نواده  پیامبر ص می رسد که از  اصل و نسبی  پاک و مطهر  می باشند .بسیاری از امامان از نسل آویند واز او امامان  هدایتگر  به دنیا آمده اند.آنهااز دوران‌های بسیار دور  با این اوصاف شناخته می شدند. مانند علی زین العابدین و فرزندش، باقرع  که  بهترین بندگان خدا یند.همچنین امام (جعفر) صادق ، راستگو ودلسوز مردمان و علی (رضا) با تقوا ومهربان  .آنها کسانی اند  که هدایت الهی بدست آنان بوده  وواسطه  فیض او می‌باشند.(Wieringa, 1996, p. 4)

در اشعار برزنجی که هم متن عربی و هم ترجمه اندونزیایی آن در بین مردم قرائت می‌شود و به وضوح عبارت‌های مدح و ستایش از اهل البیت (ع) پیامبر اكرم (ص) آمده (Alw, 1998)  و  در طول قرون گذشته تا کنون توسط بسیاری از مسلمانان  اهل سنت اندونزی به عنوان یک سنت فرهنگی ودینی دنبال می‌شود. نمونه های دیگر از مدح اهل البیت (ع)  توسط مسلمانان اندونزی ،خواندن  عبارات  زیر است که به عربی خوانده می‌شود:

"لي خمسة أطفي بها حار الجحیم   الحاطمة "

(پنج نفر دارم که با آنها حرارت آتش دوزخ را خاموش می کنم)

"المصطفى و المرتضى وابناهما و فاطمة "

(آنها مصطفی محمد، مرتضی علی، دو فرزند آنها حسن و حسین و فاطمه هستند) علاوه بر این، یک سنت دعا خوانی  دیگری وجود دارد که بخشی از دعای کمیل می باشد  که به وضوح اشاره به  امامان وپنج تن آل عبا دار د.:

 يا عالِماً لا يُعَلَّمُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَافْعَلْ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَ صَلَّى اللّهُ عَلى رَسُولِهِ وَالاْئِمَّةِ الْمَيامينَ مِنْ الِهِ وَ سَلَّمَ تَسْليماً كَثيراً. (Alwi, 1998)

همچنین، یک سنت دعا خوانی جهت شفا بخشی بیماری های خاص وجود دارد که به طور خاص ذکر نام فاطمه (س) آمده است. در میان جوامع تاسیک مالایا، جاوه غربی، این دعا زمانی خوانده می شود که یک کودک مبتلا به تب است و متن آن به شرح زیر است:

يا لطيف لم تزل

الطف بنا فیما نزل

يا لطيف يا خبير، الطف بنا و المسلمين

لي خمسة أطفي بها حر الوباء الحاطمة

المصطفى والمرتضى وابناهما وفاطمة 

خواندن  این ادعیه زمانی دلنشین تر می‌شود که با آهنگ و بصورت دسته جمعی خوانده شود  ویا  از طریق نوار و سی دی که خوانندگان مشهور آنرا خوانده‌اند پخش می‌گردد. از جمله محبوب ترین این سروده ها، سرود صلوات خوانی به عنوان "یا رب بالمصطفی" است که نمونه آن به شرح زیر است: مولاي صل وسلم دائما ابدا      علی النبي واهل البيت كلهم

در نسخه دیگری که امروزه در بین اهل سنت رواج یافته  اینطور آمده است:

مولاي صل وسلم دائما ابدا      علی حبيبك خير الخلق كلهم

روشن نیست نسخه نخست که رنگ و بوی شیعی داشت چرا تغییر یافته شاید بتوان آنرا تلاشی از سوی روحانیون سنی جاوه یا مناطق دیگر برای كاستن از نفوذ فرهنگ شیعی در جامعه تلقی كرد. در آهنگ دیگری تحت عنوان لک الحمد نیز شعر ی به شرح زیر وجود دارد:

الهی، بحق المصطفی و ابن عمه و حرمة ابرارٍ هم لک خشع

الهی فأنشرنی علی دین احمد منیبا تقیا قانتا لک اخضع 

و لا تحرمنی یا الهی و سیدی شفاعته الکبری فذاک المشفع

و صل علیهم ما دعاک الموحدون و ناجاک الأخیارون ببابک رکع

و الحمد لله رب العالمین (Rumahun 2013, p. 227) این اشعار به وضوح عشق بسیار به اهل بیت (ع) را بیان کرده است. عشق به اهل بیت (ع) در این اشعار بسیار پر رنگ است. در آهنگ دیگر صلوات خوانی بر پیامبر (ص) ، همچنین به صراحت عشق به حسن و حسین علهیماالسلام اشاره دارد. به عنوان مثال در شعری  با موضوع "ان فی الجنة نهرا من لبن" (بدرستی که در بهشت رودخانه ای از شیر وجود دارد) اینطور آمده است:

و صلاتی و سلامی للنبی المؤتمن

راجیا حسن الختام بالحسین و الحسن 

در اندونزی، گسترش  آهنگ صلوات خوانی در واقع، یک پدیده جدید نیست.بلکه  این امر به یک فرهنگ گسترده، به ویژه در میان طلاب دینی تبدیل شده است.  این روند پس از تماس با سیستم تولیدی سرود وآمیخته شدن با آهنگ های موزون ،جذاب شده   است. مردم به راحتی به این محصولات جذب شده و آن را به سادگی از حفظ  می خوانند. البته، بسیاری از آنها محتوا و پیام موجود در شعر را نمی فهمند. با این حال، این می تواند یکی از نشانه های پیوستگی تاریخی روابط نزدیکی بین شیعه و سنی در قالب فرهنگ وهنر محسوب گردد. رواج این اشعار وجود یک شکل از فرهنگ پذیری سنت های شیعه در فرهنگ توسعه یافته جامعه سنی را نشان می دهد. این یک فرایند است که با فرهنگ عامه در ارتباط است وهیچگونه تنش و  درگیری مذهبی را  نیز موجب نمی گردد. این تحولات به مردم می فهماند که هر جریان فرهنگی ، علاوه بر آموزه های رسمی خود، دارای یک فرایند داد و ستد با فرهنگ های دیگر است. در میان مردم "هاتو‌ها ها"، ارادت به پیامبر  ص و اهل بیتش از واجبات است و علی‌(ع) از جایگاه والا یی برخوردار است.  در مناسبت‌های اجتماعی و روزانه این مردمان ، علی‌ (ع) به عنوان سمبل اسلامی از نسلی به نسلی دیگر شناسانده گشته است. بسیار جالب است وقتی‌ که به مراسم عروسی این افراد می‌‌نگریم میبینیم که تمامی‌ داماد‌ها علی‌ و تمامی‌ عروس‌ها فاطمه خوانده می‌‌شوند. منظور از علی‌ (ع) داماد و برادر زده حضرت محمد  و منظور از فاطمه دختر پیامبر و همسر علی‌ (ع) می‌‌باشد. این رفتار‌های اجتماعی و سنت‌های مذهبی‌ مردمان هاتو‌ها ها به آشکاری نشان دهنده این است که اسلام در این منطقه رنگ و بویی شیعه به خود گرفته است. (Yance, 2013, p. 206)

مراسم تابوت و سنت‌های آئینی محرم در اندونزی 

با ورود اسلام به اندونزی که بخشی از آن از دروازه های هند صورت گرفته است، برخی شعائر و سنت‌ها  همانند آداب ماه محرم نیز در بین مردم این سرزمین رواج یافت. این مراسم در بین اهل سنت تاثیر گذاشته و تا به امروز نیز در جزایر "سوماترا "،"جاوه "و"ملاکو "، هر ساله جمع کثیری ازاهل سنت این مراسم و سنت‌ها را تحت عنوان جشنواره تابوت برگزار می‌نمایند. در جاوه، سنت‌های  متنوعی در ماه  محرم وجود دارد. در "گریسیک " و"بانیوانگی " جوگجاکارتا در جزیره جاوه و در برخی از روستاها، سنت تهیه فرنی به دو رنگ قرمز و سفید وجود دارد که معمولا به نام فرنی حسن و حسین یاد می‌شود. در منطقه "پوروارجو" در "جاوه میانی"، غذایی از پای گوسفند با چاشنی تند در روز عاشورا تهیه می‌کنند که به اعتقاد آنها غذای مورد علاقه حسین (ع) بود. در" ملانگی "  "نوگوتیرتو" و"سلمان"،در منطقه  جوگجا سنت پخت و پز برنج مخلوط با انواع مواد غذایی، سبزیجات و گوشت یا ماهی در روزدهم ماه محرم یعنی روز عاشورا  وجود دارد. این  غذا در بین یتیمان توزیع می‌شود و از آن روز به روز مسح (كشيدن دست پر مهر و نوازش بر سر يتيمان هنگام تقسیم غذا و پول) نام گذاری شده است و یا نوعی از جشن نیکو کاری است. (ظفراقبال, 1384, ص. 131-146)

نکته قابل توجه اینکه برپایی مراسم تابوت در محرم که بیاد امام حسین (ع) توسط اهل سنت برگزار می‌گردد، ماهیتی فرهنگی داشته و به جزیی ازسنت‌های آئینی وفرهنگی مردم این کشور تبدیل گشته است. این تلاقی مشترک  سنت‌های فرهنگی سنی و شیعه در بسیاری از مناطق اندونزی به دور از کنترل و اقتدار مذهبی رخ داده و در قالب جنبه هایی از زندگی تجلی یافته و سازگاری روابط بین مسلمانان را در جنبه‌های فرهنگی و هنری بیش از جنبه اعتقادی پایدار ساخته است. در مناطقی چون "پاری امان " در غرب سوماترا، "بنگکلو " و"آچه " در جزیره سوماترا یاد امام حسین (ع) در قالب  برپایی نمادهایی چون تابوت؛  پختن انواع غذا همانند "  کانجی عاشورا" گرامی داشته می شود .مراسم تابوت که با چوب و کاغذهای رنگارنگ  و به شکل  براق که جنازه امام حسین (ع) را به آسمان برد ساخته می‌شود. اوج مراسم در پاری امان و مینانگ کابائو بشمار می‌رود که در دوره‌ای سلطنت شیعی بر آن حاکم بود. کوبیدن طبل همراه با  خواندن اشعار و نمایش جنگ سپاه یزید وامام  حسین (ع) وامام حسن (ع) از دیگر اجزاء مراسم تابوت در این دو شهر بشمار می روند . (Feener, 1999, pp. 87-130)

عرفان شیعی در تصوف مالایی 

فرضیه نقش عامل تصوف و عرفان در ورود و گسترش اسلام در آسیای جنوب شرقی بویژه اندونزی ،از نظریه های پر طرفدار می باشد. اولیاء نه گانه  جاوه که داعیان ومبلغا ن اولیه اسلام در این جزیره بشمار می روند از صوفیان مسلمانی بودند که از طریق آموزه های عرفانی به تبلغ موفقیت آمیز اسلام در میان ساکنان جزیره جاوه پرداختند.هفت تن از این اولیاء از سادات ودوتن نیز ایرانی بودند. (Sunytoyo, 2012, pp. 122-189)اولین مبلغ اسلام به مردم جاوه مولانا ملک ابراهیم کاشانی بود که ازایرانیان سادات واز نوادگان امام زین العابدین ع بوده که از گجرات هند وارد جاوه شد وسنگ قبر وی در قریه گریسیک  که تاریخ فوت اورا 1419 ه ق ذکر کرده است به عنوان مستندی بر تاریخ ورود اسلام  به آسیای جنوب شرقی بشمار می آید . (ضیاء, 1400 ه ق, ص. 174) حسسین ابن منصور حلاج ؛صوفی برجسته  واسماعیلی مذهب ایرانی  تاثیر زیادی بر فرهنگ وادب عرفانی مالایی بر جای گذاشته است .در جاوه عارفی بنام "شیخ سیتی چنار "  که مشهور به حلاج جاوه است به روش حلاج  دعوی اناالحق کرد و به فتوای علمای شهر به دار  آویخته شد. (ظفراقبال, 1384, ص. 72) در دوره سلطنت  اسلامی  "پاجانگ " در جاوه مرکزی ،آئین تشیع از طریق نظریه "نور محد" ونظریه "وحدت وجود" رواج یافت ."حمزه فنصوری "عارف وصوفی برجسته مالایی –قرن شانزدهم م  اکثر آثارش مملو از فرهنگ  وتصوف ایرانی وشیعی است . (Yusuf, 2004).  افکار عرفانی حمزه فنصوری وشاگردش شمس الدین سوماترایی از طرف حکمران آچه سلطان اسکندر مودا پشتیبانی می شد.حمزه فنصوری و شاگردش شمس الدین سوماترایی رسائل زیادی به زبان مالایو نوشتند که عمدتا متاثر از افکار شیعی وایرانی است .آثاری همانند شراب العاشقین ,اسرار العارفین فی بیان علم السلوک والتوحید ؛وکتاب رباعیات مثل رباعی المحققین ؛ کشف الاسرار التجلی السبحانی ؛المنتهی در بیان حدیث نبوی ؛مغتاح  الاسرار می باشد.آثارشمس الدین السوماترایی نیز همانند میراث المومنین ،میراث المحققین ،جواهر الحقایق ؛ امروزه از منابع عمده مربوط به میراث ادبی وعرفانی مالزی واندونزی بشمار می رود. (Al-Attas a. M., 1979, p. 9) نکته حائز اهمیت دیگر اینکه ؛ سلاطین با  تطبیق دادن  ایده نور محمد وانسان کامل به خود سعی می کردند اعتقادات مردم را به خود جلب نموده خود را در  وجود قطب ببینند.بیشتر پادشاهان جاوه نیزهمانند سلطان پادانگ  سلطان ماتارام  خود را نماد نور محمد وانسان کامل می دانستند. (R.O.Winstedt, 1958, p. 112)  دیگر صوفی نامدار این دوره عبدالصمد الپالمبانی ( 1112 ه ث  /1700 م ) است که در شهر پالمباننگ در سوماترا بدنیا آمد .اونیزازسادات بود.او کتاب های احیاءالعلوم  ، مشکاه الانوار؛هدایت السالکین  وبدایه الهدایه از  امام غزالی والرساله القشیریه از ابوالقاسم القشیری ،الانسان الکامل عبدالکریم الجیلی ؛التحفه المرسله ازفضل الله برهان پوری وبرخی دیگر ازعرفای نامی را  به زبان ملایوترجمه نمود وخود نیز هشت کتاب در سیر وسلوک تالیف  نموده است . (Cambert, 1957) نورالدین الرانیری علیرغم اینکه شافعی  وضد حمزه فنصوری ونظریه وحدت وجود او بود و نظریه وحدت شهود را ارائه داد ولی در گرایشات عرفانی وکلامی متاثر از  ایران بود. او که به زبان فارسی نیز تسلط داشت از آثار واندیشه های ابن عربی ، صدرالدین قونوی  ،عبدالرزاق کاشانی ،عبدالکریم جیلی ، عبدالرحمان جامی  وکتاب الانوار اردبیلی بهره برده است (Marcinkowski M. , 1998)کتاب رانیری بنام طبیان فی معرفه الادیان برگرفته از ملل ونحل شهرستانی است (Al-Attas S. M., 1969, p. 7)

نورالدین به مقام قاضی ملک العادل سلطنت آچه رسیده وفتوای ارتداد حمزه فنصوری وشاگردش را صادر نمود وکتابهایش را سوزاند وتبلیغ افکار اورا در سلطنت آچه ممنوع نمود. در واکنش به این حکم پیروان حمزه فنصوری علیه سلطنت آچه قیام نمودند وکاخ سلطنت دارالدنیا ومحکمه رعیت یعنی وزارت عدلیه را تصرف وبه آتش کشیدندکه در این آتش سوزی مسجد بزرگ بیت الرحمن نیز آسیب دید.  نورالدین الرانیری در زمان سلطنت صفیه الدین همسر اسکندر ثانی که پس ازمرگ همسرش بر سلطنت آچه حکم می راند ،بمدت هفت سال در آچه حضور داشت وپس از شورش طرفداران حمزه فنصوری به الرانیر در گجرات هند بازگشت.(Ito, 1976, pp. 489-491)تاثیر تصوف حمزه فنصوری در اسلامی سازی سلاطین بوتون  در سولاوسی جنوبی 948 ه ق حائز اهمیت است. (Nasi, 2004)

دیگر عارف جاوه  "کی آکنگ چانکنگ"   نیز  افکارشیعه اسماعیلیه را منعکس می کرد. همچنین نظریه نورمحمد نیز متاثر از آراء شیعه است .در تصوف شیعی  این عقیده که  خدا قبل از هرچیز نور محمد  ص را آفرید ونور محمد ص نماد ظهور ذات حق است  که در ذات آخرین رسول یعنی محمد ص وسپس در وجود دوازده تن از خاندانش یعنی علی ع وفرزندانش تجلی یافت .به همین جهت در بین عرفای جاوه ظهور امام مهدی عج  بنام  راتو عادل   یا پادشاه عادل می دانند . مردم جاوه  بر این باورند که نور محمد ص در وجود قطب ظهور یافته است. (ظفراقبال, 1384, ص. 248)

تأثیر ادبیات شیعی در ادبیات ملایو 

در دفتر نسخه های خطی" فان رونکل" ، به بیست وشش  داستان شیعی در ادبیات ملایو اشاره شده است . (ظفراقبال, 1384, ص. 248-254) در این حکایت ها که در مورد پیامبرص ، حضرت علی ع وهمسرش فاطمه س وفرزندانش امام حسن ع وامام حسین ع می باشد ، در تصوف مالایی  قرن 18 و17  م تاثیر بسیاری داشته است .حکایت نور محمد  ؛  تئوری انسان کامل که در تصوف حلاج منعکس شده است از ادبیات فارسی به ملایو رسیده است .نسخه ای از این اثر در موزه ملی اندونزی  وجود دارد که توسط احمد شمس الدین بانجری وبه دستور "تاج العالم صفیه الدین شاه "حاکم وقت آچه( 1668 م )به زبان مالایو از متن فارسی "روضه الاحباب " ؛ نوشته عطاءالله بن فضل الله جمال الحسینی شیرازی متوفی 1520 م  منسوب به میرعلی شیر نوایی که متن فارسی آن از متن عمده الانساب برگردانده شده است به زبان مالایوترجمه شده است . (ظفراقبال, 1384) این امر دلالت بر نفوذ زیان فارسی وایرانی ها در دربار آچه دارد که ازسلطنت های اسلامی پرقدرت در منطقه بشمار می آمدند . اهمیت حکایت نور محمد،  تاثیر ونقش آن در نظریه وحدت وجود صوفیان وعارفان مالایی است که گرایش شیعی داشتند.در این حکایت مالایی  آورده شده است که خداوند پرنده ای نورانی از وجود پیامبر ص خلق کرد که راس آن حضرت علی ع ودوچشم آن حسن وحسین ع وگردن آن فاطمه س بود .وبه پرنده نور هفت دریای علم داد یعنی بخشش ، صبر ، عقل،  تدبیر ، رحمت ودریای نور .  در حکایت شق القمر   نیز تاثیر مذهب شیعه دراین حکایت نمایان است .این حکایت که در ذکر اخلاق وشخصیت حضرت علی ع آمده در نیمه دوم قرن 16 ویا اوائل قرن 17 به زبان ملایوترجمه شده است. (R.O.Winstedt, p. 102)

حکایت وفات نبی (ص)،  تفسیر شیعی ازوفات پیامیر (ص) و نقش علی (ع) در لحظات آخر حیات پیامبرص می باشد .حکایت راجا خندق  که به بیان شجاعت علی ابن ابیطالب (ع) در جنگ خندق می پردازد.علی ع را انسان فوق العاده شجاع  ملقب به شیر خدا می خواند . این کتاب در کتابخانه ملی اندونزی در جاکارتا و همچنین ترجمه به زبان‌های محلی "سولاوسی "وزبان "سوندا "جاوه غربی نیز برگردانده  شده است. (ظفراقبال, 1384, ص. 263)

حکایت "راجا خیبر"   موجود در کتابخانه ملی اندونزی که در مورد جنگ خیبر ورشادت های علی ع است .حکایت سلمان فارسی ،حکایت ازدواج علی (ع) حکایت تربیت علی (ع) بدست نبی (ص)  حکایت تربیت فاطمه س  ،  حکایت نبی ص وفقیر در مورد هدیه پیامبرص به فاطمه و صدقه آن به فقراء توسط حضرت فاطمه   حکایت گفتگوی فاطمه س با ذولفقار علی (ع) حکایت فقر علی (ع) وفاطمه (س) داستانی برگرفته از ابراهیم ادهم، حکایت حسن وحسین (تابوت ) که در ادبیات مالایو بسیار مشهور است و در مراسم محرم تابوت در "بنکگلو" و"پاری امان "هرساله این حکایت خوانده می شود(Djamaris, p. 53).

حکایت امیر حمزه از حکایت‌های معروف در ادبیات ملایو که در 1511 م از منابع فارسی به مالایی ترجمه شده، حکایت محمد حنفیه که از متن فارسی ترجمه شده است. حکایت شاه مردان یا حکایت "اندراجایا " كه در قرن 17 به مالایو ترجمه شده است، نمونه‌های موجود از تأثیر تشیع در فرهنگ و ادب مالایی و اندونزیایی بشمار می‌رود. تصوف ایرانی و شیعی و رموز فلسفی و صوفیانه از طریق آثاری چون  مثنوی  هشت بهشت امیر خسرودهلوی، الهی نامه و منطق الطیر عطار، بهرامگور ،نظامی گنچوی واثار علیشیر نوایی و امیرخسرودهلوی وارد ادبیات ملایو شده است. آثار حمزه فنصوری همانند"اسرار العارفین" و"شراب العاشفین "، المنتهی و رباعیاتش (اوائل قرن 17 )  مملو از تاثیرپذیری‌های مشحون از افکار تصوف شیعی و ایرانی است. (ظفراقبال, 1384, ص. 324)

تأثیر شیعه در هنر مالایی

داستان "مناک امیر حمزه "در جاوه هر چند در نسخه‌های خطی نوشته شده، اما اغلب در قالب نمایش "وایانگ" که نوعی عروسک خیمه شب بازی است به تصویر کشیده می‌شد. از طریق هنرهای نمایشی، داستان مناک امیر حمزه با منبع ادبیات فارسی تحت عنوان قصه امیر حمزه که پر از نظریه ها، ایده ها و اندیشه های طرفداری از خاندان حضرت محمد (ص) است، شناخته شده و مورد قبول تقریبا تمام مردم جاوه در مناطق ساحلی و دور افتاده بوده، و حتی به جزیره " نوسا تنگارا غربی " نیز گسترش  یافت. (ظفراقبال, 1384, ص. 324)

شخصیت امیر حمزه بسیار مورد تحسین جامعه اندونزی است. شهرت داستان مناک در جامعه جاوه در قرن 19 و 20، حداقل در نامگذاری فرزندان آنها با نام  شخصیت های این داستان بویژه  امیر و حمزه، دیده می شد.در همین حال، گسترش ارزش های اسلامی از طریق هنر  ترکیبی بین فرهنگی – هنری محلی با فرهنگی – هنری اسلامی از ایران، هند، چامپا، چین و عرب بود که در قالب  هنر وایانگ با همه انواع آن، برنامه های شاد وکمدی ،  آهنگ، شعر و غیره رخ می داد. نفوذ اسلام ایرانی و هندی  در ظهور هنرهای سنتی همانند  هنر وایانگ با داستانهای مناک، داستان رامایانا و مهابهاراتا، داستانهی مربوط به اولیای مبلغ  اسلام،  وهمچنین هنر جادوی عرفانی،  صلوات خواني و موسيقي تاثیرگذاربوده است  .به گفته سیموه (1988 ) ، در جاوه نفوذ شیعه در روند اسلامی سازی از طریق هنر مانند هنر نمایشی ساندول  که نمایش   نبرد بین امام علی بن ابی طالب ع با معاویه را نشان می دهد، قابل مشاهده است.(Sunyoto, 2012, pp. 41-56)

مراسم تابوت که همزمان با روز عاشورا در جاوه وجزیره سوماترابرگزار می‌گردد نیز در قالب نمایش‌های هنری و جشنواره برگزار می‌گردد. هنر ساندول از  اسلام شیعه تاثیرپذیرفته است . هنر ساندول و  داستان مناک، نمایش درگیری و نبرد بین بنی امیه و علی (ع)، و نبرد حمزه بن عبد المطلب در برابر شخصیت امیه را به تصویر می‌کشاند و این از نظر روحی و روانی در ساختار نظام عادت جوامع مسلمان در مجمع الجزایر اندونزی نشان از جایگاه برجسته و ارادت آنان به امام علی (ع) و حمزه بن عبد المطلب است. تأثیر قطعی نفوذ باورهای مذهبی مسلمانان ایرانی و هندی در ظهور هنرهای سنتی از جمله هنر وایانگ یا داستان‌های مناک، داستان رامایانا و مهابهاراتا، حکایت اولیای مبلغ اسلام، هنر جادوی عرفانی، صلوات خواني و موسيقي عرفانی دیده می‌شود.(امیر، شماره 513 ؛سال 21 ؛اگوست 1986)

آنچه که برشمردیم تأثیر عرفان اسلامی و قابلیت‌های آن در فراهم آوردن امکان تعامل، همزیستی و گفت‌وگو میان ملت‌ها و پیروان مذاهب اسلامی است. عرفان ناظر به همه فرهنگ‌هاست نه یک فرهنگ خاص. عرفان یک مذهب انفسی و یا به عبارتی یک مذهب معناگراست که فراجغرافیای  وفرا تاریخی است. عرفان یک معرفت و شناخت و دانش بی مرز است که چهارچوبی جهانی را تشکیل می دهد و عارف مسلمان  دیدگاهی جهانی، بدون مرز و تعامل گرا داشت. معنویت وعدالت دو پایه اصلی جهان بینی او را تشکیل می‌داد و عارف با عقل شهودی خود که جهان را و ادیان را برخاسته از حقیقتی واحد می دانست با سعه صدر و همدلانه به تعامل با دیگران می پرداخت .لذا  عارف مسلمان ایرانی وعرب که نخستین داعیان ومبلغان اسلام در آسیای جنوب شرقی بشمار می آیند  با پیروی از همان مفروض ها واصول بنیادین عرفان یعنی وحدت وجود ،اصل باطن گرایی و شمول گرایی ،به دنبال گذر از لایه های قشری و پوسته و در نتیجه ،رسیدن به ذات و گوهر واحد جهان  بود ند.از اینرو به جای دامن  زدن به اختلافات ،در پی معرفت حقیقی یعنی مشترکات که در اصل همان حقیقت متعالی و واحد در همه ادیان  است می پرداختند و ،دیگران را نیز به دیدن حقایق باطنی واحد دعوت می نمودند.

عارف مسلمان با رجوع دادن ادمیان به فطرت های متصل به ذات واحد یعنی خداوند ،آنها را بسوی وحدت می خواندند.این قابلیت مهم در عرفان اسلامی یعنی ویژه گی مدارا ،تسامح و نرمش وانعطاف پذیری  در برابر دیگران توانست  دستیابی به  همزیستی و همگرایی  میان جوامع ایرانی وعرب با مردم سرزمین های آسیای جنوب شرقی بویژه اندونزی  را فراهم آورد.در رویکرد عرفانی ،انسان قطع نظر از هر گرایش و باوری در جایگاهی بس رفیع قرار گرفته داشت ،سیر وسلوک از خودشناسی شروع می شد  و   در نگاه انسان مدارانه عرفان اسلامی همه انسانها سهمی از حق برده  و مورد توجه وعنایت حضرت حق می باشند. آنچه‌  که عارف مسلمان ‌ مطرح‌  می کرد  عشق‌  به كمال‌ مطلق‌  و ‌ حركت‌ همة‌ موجودات‌ بسوي‌ كمال‌ و زيبايي‌ بود .نکته مهم دیگر ،  اخلاق‌ محوری  یکی دیگر از ویزگی های  عرفان اسلامی در این منطقه بشمار می رود . قواعد اخلاقی که عرفای مسلمان  به مخاطبین خود در این منطقه عرضه کرده اند صرفا  مجموعه‌اي‌ از يك‌ سلسله‌ قراردادهاي‌ اجتماعي‌ يا عادتها و سنن‌ نبود ، بلكه‌ اشاره‌ به‌ قوانيني‌ داشت ‌ كه‌ بر فطرت‌ آدمي‌ حاكم‌ است.  ویژگی دیگر این سنت های عرفانی ،تاکید بر تعامل و  گفتگو بود. مبلغان وداعیان عارف مسلک مسلمان  از مجموعه معارفی که در اختیار داشتند  با دیگر فرهنگ ها ،ادیان ومذاهب گفتگو می کردند و معرفت عرفانی خود را  که تجربه مشترک وبدون مرزآدمیان بشمار می آمده را  با رها کردن خود از ظاهر گرایی و تنها خود را محق وحق خواندن و دیگران را باطل ،  بر تنوع وتکثر مذهبی و فرهنگی احترام می گذاشتند .در نگاه عارف مسلمان ، تسنن و تشییع هر دو تاویل اصیل و سنتی از وحی اسلامی بشمار می رود  که به تقدیر الهی در درون اسلام بوجود آمده است .آنها تشییع و تسنن را جریانی در درون اسلام بر می شمردنددکه برخی اختلافات  در برداشت های متفاوت آنها از تاریخ ،فقه و کلام نمی تواند وحدت آندو را برهم زند. از اینرو دادوستدها و گفتگوها و تعاملات فکری میان سنی وشیعه و یا مسلمان وغیر مسلمان را در دوره ورود وگسترش اسلام توسط داعیان ومبلغان عارف مسلک  در آسیای جنوب شرقی شاهدیم . در این دوره از بنیادگرایی و افراط گرایی  را شاهد نیستیم.

هر چند عرفا و بنیادگرایان هر دو مدعی پیروی از سنت بوده ولی  فهم این دو جریان از سنت متفاوت بوده، بنیادگرایان با توجه به فهم قشری و انحصاری که از دین دارند ،مرادشان از سنت فقط ظاهر شریعت واحکام فقهی همان  و مذهب  و مجموعه ای از اصول اعتقادی غیر قابل انعطاف است. اما عرفا سنت را به معنای وسیع آن بکار می برند که از مبداء الهی جریان یافته  و از این حیث فارغ از زمان و مکان بوده واز آن به "حکمت خالده " یاد می کنند . (5) بنابر این سنت ،همه شئون عالم وآدم را از زندگی ،هنر ،صنعت و.. به این منشاء آسمانی  که در قلب آن دین قرار دارد متصل می نماید .مدارا با مخالفان مذهبی ؛ از دیگر ویژگی های عرفای مسلمان بشمار می آمد. مدارا بمعنی رفتار منطقی و نرمخویی و خوش خلقی با مخالطبان   مدارای بین مذاهب اسلامی در مرتبه نخست با شناخت دایره مذاهب اسلامی و حدود اخوت دینی موضوعیت پیدا می کند؛بسیاری از فقها با استناد به آیات و احادیث ، تنها دو اصل توحید و نبوت را دو محور اساسی در تحقق اسلام مطرح کرده اند. ت که با اسلام آوردن هر فردی به نحوی که در قرآن بیان شده است ثابت می شودو بدنبال آن حرمت آن باید حفظ شود.

چنانکه امام شافعی و برخی دیگر بر حرمت مال و جان کسی که صرفا اظهار اسلام می کند تاکید می ورزد و می گوید حتی منافقان نیز که از ترس کشته شدن اظهار اسلام می کنند نیز با شرح وبسط کامل مورد توجه واقع شده است.(2)در عرفان اسلامی همانند بسیاری از فقها ، لازمه عقائد مذهبی را جزیی از مذهب فرد برنمی شمرند و این لوازم را موجب خدشه به اسلام یا عدالت او نمی گیرند .و به اصل "لازم المذهب لیس بمذهب " معتقدند.ابوحامد غرالی پس از تبیین ماهیت فقهی دو مفهوم کفر و اسلام ،معتقد است که لوازم مذهبی دیگران از دیدگاه یک فرد مخالف آنان ،به هیچ وجه نمی تواند مانع تطبیق ماهیت اصول دین بر آنان شود و یا در دایره کفر قرار گیرد. وی می گوید ؛کسی که به استناد به لوازم مذهبی مخالفان به تکفیر او می پردازد در حقیقت تنها دیدگاه مذهبی خود را درست و در حکم تعالیم وحیانی مقام نبوت می داند و به این ترتیب در حقیقت خود با این روش مبتلا به کفر شده است ،زیرا وی نظریه پردازی های خود را در مقام ارکان ایمان آورده و مخالفت با آن را عامل تحقق کفر و خروج از اسلام دانسته است.(3) در حالی که عرفا نیز همانند جمهور فقها و کلامیین اهل قبله و گویندگان به شهادتین را کافر نمی دانند .تکفیریه یکی از گروههای اصلی افراطیون مذهبی در جهان اسلام بشمار می روند که مخالف عقائد مذهبی خود را با شمشیر تکفیر به مبارزه می طلبند.محمدابن عبدالوهاب ابن عربی را تکفیر کرده و او را کافرتر از فرعون معرفی کرده است و می گوید هر کس او را تکفیر نکند خودش کافر است و هرکس در کفر او شک داشته باشد کافر است .او فخر رازی صاحب تفسیر معروف تفسیرالکبیر را نیز تکفیر کرده و در حالی ابن تیمیه به طور صریح امامیه را مسلمانان بدعت گذار دانسته و کافر نمی داند او نه تنها امامیه بلکه بسیاری از گروههای اهل سنت مخالف خود را نیز کافر می خواند. (تیمه, ص. 302-375)

 

نتیجه گیری:

فرهنگ اسلامی اندونزی که بر مینای تکثر وتنوع شکل گرفته است آمیخته ای از عناصر فرهنگی سایر ملل از جمله عناصر شیعی وفرهنگ وتمدن ایرانی وهندی است.هرچند که پژوهش‌های بیشتری می‌‌بایست  چه از لحاظ تاریخی‌ و چه از لحاظ مردم شناسی‌ انجام پذیرد تا میزان و وسعت پیوستگی   فرهنگ وتمدن ایرانی وشیعی با فرهنگ وتمدن مالایی و اندونزیایی  مشخص گردد ولی هم به جهت تاریخی و هم شواهد موجود در سنت هاوآئین های فرهنگی ومذهبی مردم این سرزمین در کنار  منابع ومیراث مکتوب ادبی ، بر این مهم یادآور می شود که جنبه های عرفانی واخلاقی  فرهنگ وادب ایرانی وشیعی   در جنبه‌های مختلف زندگی ساکنان این سرزمین نقش پر رنگی‌ را بازی کرده ومردم اندونزی  هنوز فرهنگ پارسی‌ را جزئی از هویت فرهنگی خود دانسته وبر مبنای دیدگاه تاریخی ، عامل ایرانی وشیعی  هم در فرایند اسلامی سازی وشکلگیری فرهنگ وتمدن اسلامی  در جنوب شرق آسيا سهم و نقش داشته است.

عرفان اسلامی زمینه لازم را برای فهم عمیق و همدلانه  جوامع و ادیان دیگر فراهم آورده است .زیرا عارف در تلاش برای تعالی از عالم صورتها و ظواهر و عبور از جهان کثرت بسوی وحدت و عبور از طریق ظاهر به باطن است .او کثرتها را در طریق وصال به واحد حقیقی پشت سر می نهد. بواسطه همین امر است که عارف راستین به مخزن الاسرار توحید بدل می شود و جهان کثرتهای عینی در او به وحدت مبدل می شود.تمام صورتها و ظواهر از جمله صورتهای دینی یعنی شعائر و اداب برای عارف وسیله ونردبانی برای صعود به مقام وحدت حقیقی بوده و قلب عارف تجلی گاه این وحدت است .

گفتگو و همزیستی ادیان  و مذاهب در پرتو عرفان اسلامی توجیه معقولی می یابد ،زیرا که اگر از صورت آدمیان به سمت باطن توجه نکنیم ،پیروان هر دین ومذهبی  ، غیر خود را باطل می انگارند .لذا سخن از مدارای مذهبی زمانی تحقق می یابد که توجه به باطن وحقایق مشترک مذاهب شود نه صورتهای مختلف آن و این معنا در نگاه عرفان اسلامی که بدنبال یگانگی و وحدت است بیش از سایر حوزه ها دست یافتنی است .این معناگرایی پیام عرفان اسلامی که  همان پیام توحید ی انبیای الهی در طول تاریخ است ، عارفان مسلمان را به عنوان کسانی که صلح وامنیت اجتماعی وفردی ،در پرتو نگاه آنان بهتر و آسانتر بدست خواهد آمد ؛ معرفی می‌نماید.

نتیجه دیگر این مباحث اینکه اولا، ظهور و رشد منازعات مذهبی، فرهنگی و دینی در بستر افراطی‌گری مذهبی فراهم می‌گردد و هر جامعه‌ای که تفکرات و فرهنگ آن براساس عرفان بویژه عرفان اسلامی شکل گرفته باشد قدرت تحمل و مداری مذهبی آنان بالا بوده و در آن جامعه سازگاری های مذهبی و دینی بیش از دیگر جوامع برقرار می‌باشد. ثانیا اینکه، رشد منازعات و درگیری های مذهبی در جوامع اسلامی حکایت از گسترش حیطه نفوذ وعملکرد افراطیون وبنیادگرایان مذهبی و کاهش گرایشات عرفانی و اخلاقی در این جوامع داشته و یا عرفان اسلامی از اصول و موازین خود فاصله گرفته است. از اینرو جهان اسلام که امروزه به کانون بحرانها و چالشهای بین المللی تبدیل گشته است بیش از هر زمان دیگر نیازمند به تاویلات عقلانی وعرفانی از اسلام است تا بتواند فضای ملتهب ناشی از ناسازگاری‌ها و منازعات قومی ومذهبی که در بسیاری از کشورهای اسلامی حکم است فائق آید.

در آثار حمزه فنسوری ازقرن شانزدهم میلادی مثل شراب العاشقین،اسرارالعارفین والمنتهی که  تأثیرزیادی از تفکرصوفیان ایرانی داشته است ..تعداد زیادی داستانهای فارسی به زبان ملایو ترجمه شده وبیشتراین داستانها متاثر از حادثه کربلا و شهادت امام حسین (ع) می باشد .بطور کلی اکثر  حکایت های ملایو ترجمه از فارسی است.درگذشته در خانه های مردم ملایوبرای تفریح وتعلیم وتربیت مردم درشب ها خوانده ودرنمایش نامه های شبانه نمایش داده می شد.شاهان ملایو خودراازاولاد اسکندرذوالقرنین می دانستندوگمان می کردند که او از کشورمتمول ایران مشتمل برخراسان، فارس، سمرقند وبخارا است.که آنجا هزاران ادیب،علمای دینی،وصوفی زندگی می کنند وایران مرکز علم وادب درجهان است که برای شاهان ملایوباعث افتخارعظیمی بود.درحکایت Berma  Syahdan  "برما شهدان" شخصی بنام شاه پری کوه قاف " رانشان می دهد.درحکایت هزار شب ویک شب،به زبان ملایو،داستان "بیان بودی مان"ازطوطی نامه فارسی ترجمه شده موجود است.مأخذ اصلی کتاب طوطی نامه کتاب سوکا سپتانی از زبان سنسگریت است ولی در زبان ملایواین قصه ازطوطی نامه فارسی نوشته قاضی حسین واعظ کاشفی درسال 1371 برگرفته شده است. داستانهای اسلامی بیشتر از زبان فارسی به زبان ملایو ترجمه شده است. درحکایت اسکندر ذوالقرنین ملایو تأثیر نگارش شاهنامه فردوسی به خوبی نمایان است وهمینطوردرحکایت راجا- راجا پاسه وکتاب سجاراملایوتأثیر فارسی را می توان مشاهده کرد. تأثیر تصوف وحدت الوجود حلاج وکتب دینی ایرانی درکتب ملایوبه وضوح دیده می شود.سلسله های تصوف ستاریه وسهروردیه ایرانی در اندونزی تأثیر عمده ای دارد.بیشترقصه های زندگانی رسول(ص) از فارسی به ملایوترجمه شده بود.درکتب صوفیان ملایوتأثیرکتب امام ابوحامد محمد غزالی (رح) دیده می شود.

ایران مرکز مذهب شیعه است و این مذهب در هند خصوصاً در جنوب هند در سلطنت های بهمنی به عنوان مذهب رسمی حکومت  شناخته می شد.تأثیراین مذهب درافکارروحانیون ملایودرابعاد مختلف همیشه وجود داشته است گرچه آنها پیرو  مذهب سنی  شافعی بوده اند. نکته اساسی پاسخ به این سئوال است که  چرا مردم ملایو در افکار دینی خود به شدت تحت تأثیرایرانیان بودند؟ جواب به این پرسش چندان دشوار نیست . از سال 1000م تا سال 1500م ، بیشتر حکمرانان ایرانی خارجی اتباع خارجی همانند  ترکان ومغولان بودند.که اکثر ا برمذهب سنی و  شافعی بودند.وروحانیون این مکتب با پشتیبانی حکمرانان از سائر مذاهب نیز استقبال می  نمودند،تأثیر فضای مذهبی موجود در ایران به دلیل اهمیت این کشور به  بیرون از مرزهای  ایران نیز رسید و درمناطق وسیعی از جهان ثار خود را برجای گذاشت. بعداز بیداری ملی گرایی ایرانیان دراوایل قرن شانزدهم میلادی درزمان سلطنت صفویه،مذهب شیعه بطور رسمی ایران شناخته شد وتأثیر ایران در زمینه مذهب در کشور های اهل تسنن کاهش یافت. همین علت بود که درقرن شانزده میلادی ،درملاکا روحانیون یمنی ازحضرموت، جای روحانیون ایرانی را گرفتند ولی در این دوره نیز حکایت راجا- راجا پاسه یعنی تاریخ شاهان سلطنت اسلامی  بسیار متاثر از  فرهنگ ایرانی جنوب هند بوده است ..تأثیر  ایران درسلطنت اسلامی پاسه ازابعاد مختلف قابل برسی است.ابن بطوطه،سلطنت اسلامی پاسه رادرسال 6-1345 م، دیده بود،اوبیان می کند که دردربارسلطان پاسه ملک الظاهر،امیردوله شاه (Dawlasa= Dawla Shah) از دهلی نو هند،وقاضی سعد امیرشریف شیرازی،وتاج الدین اصفهانی ،ماهرحقوق اسلامی،راانجا دیده بودواین علما پیروان مکتب شافعی بودند.درپاسه مقبره حسام الدین نایینی (متوفی1420 م) موجود است که بر لوح مزاراوغزلی ازشیخ سعدی (رح) دیده می شود..همینطور مانی پورندان ، که از پاسه به  ملا کا درنیمه اول قرن 15 میلادی آمده بود خود را ایرانی می دانست.

تأثیر فارسی در کتب دینی اندونزی

در دنیای ملایو بیشتر مسلمانان پیرو مذهب شافعی می باشند.شیخ الاسلام نورالدین الرانیری درسلطنت اسلامی آچه برای مدت کوتاهی ازهند به آن جا (بین سالهای 1637- 1644 م) رفته ودرزمینه دین اسلام خصوصا"فقه اسلامی 29 کتب مهم نوشته بود.اوقدرت کامل برزبانهای عربی ،فارسی، اردو،ملایووزبان آچه داشت وازافکارالکندی،امام ابوحامد محمدغزالی ابن سینا وروشنفکران دیگرایرانی درکتب خود استفاده نموده بود.کتاب نورالدین درالفرائض به شرح العقاید Durrattul Faraid bi Syarahil Agaid به زبان ملایودرحقیقت ترجمه کتاب شرح العقائد النسفی Syarah al Agaid al –Nasafiyyah نوشته امام سعدالدین مسعود التفتازانی است که در باره کتاب "مختصرعقاید" از امام نجم الدین عمرالنسفی بود.تفتازانی در زمان تیمورگورکانی درسمرقند اقامت داشت.درکتاب درالفرائض مسایل دینی (فقه) بحث شده است. کتاب نورالدین "علاقه الله للعالم Alagatullah lil Alam (تعلق خدا باعالم) ترجمه عربی است ازاصل آن فارسی اثرشیخ محمد ابن فضل الله برهان پور(ازهند) است کتاب صراط المستقیم نورالدین در سال 1628 م نوشته شده که درآن هم مسایل دینی توضیح داده شده است. مثلا" در مورد وضو ، نماز، زکات،حج ، وقربانی وعبادات وغیره. این کتاب برای مسلمانان دنیای ملایو بهترین راهنما بوده وهست.دراین کتاب مسایل دینی ازمکتب شافعی بیان شده است.وارجاع مهم ازکتاب مشهورفتح الوهاب به شرح منهاج الطلاب زکریا انصاری گرفته شده است.درصراط المستقیم تأثیر کتاب هدایت المحراب Kitab Hidayatul Mihrib نوشته ابن حاج امام شهاب الدین احمد سیخ ابن حجر،وکتاب انوارامام اردبیلی (رض) به وضوع دیده می شود.درصراط المستقیم ازکتاب عربی شرح العقائد النسفی نوشته سعدالدین مسعود تفتازانی،نوشتهدر سمرقند سال1367م هم استفاده شده است.در سال 1642م نورالدین کتاب مهم اخبارآلاخره فی احوال القیامه     Akhar al- akhirah fi Ahwal al-Kiyamat نوشته بودودراین کتاب اطلاعاتی درباره نور محمد(ص) آدم (ع)،موت نشانی های روزقیامت ،بهشت،وجهنم آمده است ومرجع اصلی این کتاب دقایق والحقایق وکتاب دره الفاخره من کشف العوامل الاخره Durat al- Fakhirah ahirah awamml Kashf min  آثارامام ابوحامدمحمد غزالی است.نورالدین ازکتاب عجائب الملوک نوشته شیخ ابن جعفرمحمد،واز کتاب بستان نوشته ابواللیث السمرقندی (قرن دهم میلادی) هم استفاده کرده بود.درکتاب الاسرارالانسان وکتاب بستان السلاطین نورالدین خودرانماینده ساقی حوض کوثررسول (ص) می داند.درکتب نورالدین تأثیرافکارامام ابوحامد محمدغزالی (رح) (متوفی 1111م)،ابن عربی (متوفی 1240م)، فخرالدین عراقی، شهاب الدین سهروردی(متوفی134م)،ابوطالب مکی ،ابوالقاسم القشیری، وعبدالکریم الجیلی (متوفی1428م) به وضوح دیده می شود.در پیشرفت علم فقه در دنیای ملایو،سهم عا لم وصوفی نامدارعبدالروف السنکلی قرن هفدهم میلادی نمایان است.اودرآچه منصب قاضی ملک العادل بعهده داشت کتاب او"میراث الطلاب" درفقه اسلامی ومعاملات دینی ارجاع مهم از کتاب خواجه عبدالله انصاری"فتح الوهاب" دارد.عبدالروف دراین کتاب از کتب دیگر کمی استفاده کرده است.این کتاب به تقاضای حکمران آچه سلطانه صفیه الدین (1641- 1675م) نوشته شده بود.ودرکتاب ترجمه واژه ذکر(مرد) راعبدالروف حذف کرده به جای آن حکمران نوشته بود.زیرا حکمران وقت زن بود.کتاب مرقع بیان مسایل دینی ،فضیلت، ادب واحترام، تصوف،وعبادات است.عبدالروف حدودا" 21 کتاب مهم درزمینه دین اسلام نوشته بود.محمد ارشاد البانجری کتاب مهم در زمینه فقه اسلامی سبیل المهتدین فیالثقافه فی امرالدین Sadil al- Muhtaadi fi al- Tafagguh fi Amr al- Din به فرمایش سلطان تمحید الله پادشاه بانجر(کالیمنتان) درسال1779 م شروع کردودرسال1781 به تکمیل رساند.کتاب مشتمل بردوجلد است و500 صفحه داردودرحقیقت تکرار کتاب صراط المستقیم نورالدین وکتاب سبیل المهتدین وشرح منهاج الطلاب زکریا انصاری است.که چند بار در ملاکا، قاهره،استانبول وجاهای مختلف به چاپ رسیده است.ونزد مسلمانان ملایو خیلی مورد قبول است.نویسنده بزرگ وعالم دینی دنیای ملایودیگر داود الپتانی (درجنوب تایلند) برای رشد وترویج علوم وفقه اسلامی سهم عمده ای دارد.اودرقرن هیجده میلادی فعال بود وکتب زیادی نوشته بود.کتاب مهم او"بغایت الطلاب"Bughyat al- Tullabاست که چند قسمت کتاب ازفتح الوهاب زکریا انصاری هروی گرفته شده است.این کتاب مشتمل بردوجلد( جلد اول 244وجلد دوم 236 صفحه)است وچند بار در مکه،استانبول،قاهره ودر مراکز مختلف دنیای ملایوبه چاپ رسیده است. کتاب مهم دیگر داود پتانی فروع المسایل  Furu  al- Masail مشتمل بردوجلد ( جلد اول 275 وجلد دوم394 صفحه ) می باشد.که در سال 1841 میلادی در مکه به چاپ رسیده است.مرجع ومنبع اصلی این کتاب "الفتوی " نوشته شمس الدین الرملی وکتاب کشف الانام عن اسئله الانعام نوشته حسین ابن محمد المحلی می باشد ودرکتاب مسا یل پاکیزگی وطهارت، ارکان دین ،آزادی غلامان ،غذا،صدقه،اقتدار،ازدواج، قسم، ادارات، انصاف، وغیره بحث شده است.داود ابن عبد الله پتانی کتابی بنام منهاج العابدین الی جنت رب العالمین 376 صفحه) در سال 1240 هجری قمری 1824 م نوشته بود که مشتمل بر منابع کتب امام ابوحامد محمد غزالی "احیاء علوم الدین وکتاب اسرار،وکتاب القربه الی الله است. درآخر کتاب درباره کرامات دینی ذکر آمده است.این کتاب در سال 1240هجری قمری درمکه نوشته شده است. داود پتانی کتاب عده الباب لی مورد النکاح بالثواب  Idah al- Bad Ii Murid  al nikah bil Sawab” درسال 1809 نوشته بود.ومرجع اصلی آن کتاب "فتح الوهاب" زکریا انصاری است.کتاب العوامل فی النحو نوشته عبدالقهار بن عبدالرحمن الجرجانی وکتاب فتح القریب درآچه ترجمه شده است.کتاب فتح القریب ترجمهای است ازتشریح محمد عبدالله ابن القاسم الغازی درباره کتاب" تاریخ فی الفقه "نوشته ابوشجاع احمدابن الحسن الاصفهانی.تقریبا"تمام کتب امام ابوحامد محمد غزالی درزبان ملایوترجمه شده است،زیرا آثارامام ابوحامد محمد غزالی دربرگیرنده مهم ازعلم وادب وحکمت وتصوف وفلسفه است.کتاب الحکم Hikam نوشته تاج الدین ابوالفضل احمد ابن محمد ابن عبدالکریم ابن عطاءالله بدست کیماس فخرالدین Kemas Fakhruddin عالم نامداردرپالمبانگ، سوماترا،درسال1272 هجری قمری به زبان ملایوترجمه شده بود.

او در سال 1829م کتاب مختصر به زبان ملایونوشته بود که درآن ازکتاب تصوف شیخ الولی ارسلانی دمشقی، واز کتاب "فتح الوهاب" شیخ زکریا الانصاری هروی ئاز کتاب حمزه ایلخان نوشته شیخ عبدالغنی ابن اسما عیل استفاده شده است.سلطان محمود حمکران سلطنت اسلامی ملاکا باری گفته بود ملاکا دست راست مکه المکرمه است.زیراملاکا بزرگترین مرکز عم دین وادب اسلامی دردنیای ملایومی باشد.وهمان نقش مهمی رادرپیشرفت اسلام دردنیای ملایودارد که مکه المکرمه درجهان اسلام دارد.دانشجویان علوم دینی از سایر نقاط دنیای ملایوبشمول جاوه به اینجا می آمدندوخصوصا""احیاء علوم الدین" امام ابوحامد محمد غزالی طوسی،وکتاب التوحید ابوشکوربلخی وکتاب تلخیص المنهاج امام النبوی البانتنی را می خواندند.

عارف نامدار عبدالملک بن عبدالله درجزیره مانس Pulau Manis مرکزعلوم دینی داشته بود وکتاب حکم (Kitab  Hikam) رانوشته که چند قسمت آن ازکتاب"اثرتاج الدین ابن عطاءالله الا سکندری گرفته شده بود.کتاب هدایت السالکین نوشته شیخ عبدالصمد پالمبانی درحقیقت ترجمه کتاب مشهورامام ابوحامد محمد غزالی" بدایهه الهدایه "استودراین کتاب از سایر آثارابوحامد محمد غزالی استفاده شده است.این کتاب در سال 1778 م نوشته شد ودرمکه بمبئی،وجاکارتا به چاپ رسیده است.وترجمه کتاب امام ابوحامد محمد غزالی(رح) احیاء علوم الدین است ودرآن مسائل اخلاق وتصوف بیان شده است.دراحیاء علوم الدین حجت الاسلام امام ابو حامد محمد غزالی دربارهخوف خدا از نظرقرآن به تفصیل بیان نموده انسان رااز عذاب آخرت آگاه ساخته است.کتاب عبد الصمد دارنده پنج باب  باب درباره دل ، احوال دل، پاکی نفس پلید،نفس حیوانی انسان، زبان واثرات آن دربربادی انسان، خصلت های بد مثل غیبت ، ناراحتی ،وحسد میباشد.

این دو کتاب به زبان ملایوخط جاوی نوشته شده بود.واینک به خط لاتین برگردانده شده است.این کتب درراهنمایی مسایل دینی مسلمانان ملایو سهم عظیمی دارند.تصوف ایرانی برای صوفیان دنیای ملایوخیلی جذابیت داشته است.مثلا" قصه ابراهیم ادهم بلخی خراسانی (متوفی 777م) پادشاه مشهور که تخت وتاج رارها کرده درراه خدادرویش شده بود.درکتاب "تحفه المجاهدین" نوشته زین الدین المعبری سال1583م موجود است که بیانگرتاریخ اسلام درمالابارهند است ودراین کتاب درباره مسافرت ایرانیان به قله کوه آدم درسریلانکاوتبلیغ دین اسلام درمالابار ذکر شده است.

حکمران آن دریارراجا پرومل Raja Perumal باشنیدن قصه شق القمررسول (ص) مسلمان شده بود.وبدینوسیله درقرن (9 ) میلادی اسلام بدست عارفان ایرانی معرفی شد ودرمالابار سلطنت اسلامی بوجود آمده بود.کتب تحفه المجاهدین به زبان فارسی است.صوفیان ملایو ازکتاب هزار مسایل فارسی که درآن ذکر خراسان بطور یکی از چهارسرزمین بهشت نما جهان؛ ورودخانه خوارزم یکی ازچهاررودخانه بهشت نما در جهان آشنا شده بودند.قیاس قوی است که نویسنده این کتاب ایرانی یاشخصی از مناطق تحت تأثیرفارسی زمین بود.کتاب پند های شاه بری     Admontions of She Bari منصوب به ولی الله سنن بونانک  Sunan Bonang درجاوه مرکزی ،کاملا" تحت تأثیرکتب امام ابوحامد محمدغزالی وصوفیان ایرانی می باشد.تصحیح کننده این کتاب اظهاردارد که نویسنده اصلی کتاب ایرانی وفارسی زبان وپیرومرشد حضرت سنن بونانگ باشد. در این کتاب ذکر ابوالحسن النوری (متوفی 907 م) آمده است.کتاب درباره رموزتصوف بحث می کند.وارجاع مهم از کتاب تمهید فی بیان التوحید، نوشته ابوشکورالسلمی دارد.این کتاب در میان صوفیان ملایوخیلی مقبول بود.دراین کتاب سنن بونانگ ازاحیاء علوم الدین امام ابوحامد محمد غزالی استفاده شده است.کتاب پر از ذکر عشق خدااست.ذکر ابوالحسن النوری صوفی نامداردربغداد از سلسله وحدت الوجود بطورخاص آمده است زیرا اومبلغ عشق خدا بود.

 

تأثیر فارسی در کتب درباری اندونزی

چند کتب علمی برای راهنمایی پادشاهان وشاهزادگان ملایو نوشته شده بود وبین آنها دو اثر بسیار مشهور است:

1- تاج السلاطین :

این کتاب در سال 1603م درسلطنت اسلامی آچه نوشته شده بود ولی در باره نویسنده کتاب بین مورخین اختلاف نظر است. تعدادی اعتقاد دارند که این کتاب بدست بخاری الجواهرساکن شهر جواهر(Johor= درمالزی) نوشته شده بودوبعضی اعتقاد دارند نویسنده این کتاب بخاری الجواهری، کسی بود که در شهربخارا آسیای مرکزی زندگی میکرد وشغل اوجواهری بود،وکتاب اصلی به زبان فارسی بود ودرآچه به زبان ملایوترجمه شده بود.کتاب به زبانهای مختلف منجمله انگلیسی وفرانسوی ترجمه شده است.دریکی از نسخه های کتاب موجود در کتابخانه ملی سنگاپورعبارا ت عربی موجود است.ولی افکار تصوف ایرانی وتأثیرمذهب شیعه حذف شده است.منبع کتاب درفارسی بودن شکی نیست ولی احتمال زیاد است که این کتاب ازمناطق فارسی زبان ازراه هند به دنیای ملایورسیده باشد.

1- حکایت نور محمد  Hikayat   Nur  Muhammad:

حکایت نور محمد یکی ازداستان های سیرت رسول (ص) واهل بیت(ع( است. مقصود از نور محمد در حقیقت "انسان کامل " است ونور محمد علت تخلیق کاینات است. قبل از هرچیز خداوند تعالی نور محمد را خلق کرد.این نور دروجود بنی آدم (ع) ، ظهورکرد ودر آخربه وجود نبی محمد(ص) کامل شده بود.نظریه نور محمد بعنوان "انسان کامل " درتصوف منصورابن حلاج نخستین بارجاگزین شد وبعدا" محی الدین ابن عربی این اعتقاد راقوی کرد وعبدالکریم الجیلی در کتاب خود "انسان کامل "به صراحت بیان نمود که برای صوفیان بعدی راهنمای عمده ای محسوب شد.این حکایت (داستان) اززبان فارسی به دنیای ملایورسیده بود.درموزه ملی اندونزی، جاکارتا هفت نسخه خطی "حکایت نور محمد" موجود است که در دو گروه یعنی گروه کوتاه وطولانی می باشد.این حکایت به عنوان   Hikayat  Kejadian  Muhammad  یعنی "خلق وجود محمد(ص)؛  Cerita  Nabi  Lahit  قصه تولد نبی ؛  Hikayat  Khatim  al- Nabi   (حکایت خاتم النبی )،  Baginda  Rasulullah  Hikayat  Kejadian حکایت خلق ذات حضرت رسول الله)، وبنام تاریخ مختصرهم شناخته میشود. درموزه ملی اندونزی یکی ازنسخه های خطی حکایت نورمحمد  Kejadian  Nur  Muhammad  Hikayat ( تخلیق نور محمد) می باشدکه روز شنبه، 10 ربیع الاخر، سال 1253 هجری قمری (1668م) بدست حاجی احمد شمس الدین بانجری (Banjarese )به فرمایش سلطان تاج العالم صفیه الدین شاه  (   Safiyyat  al- din  Shah) حکمران آچه به زبان ملایو نوشته شده بودوبه نام تاریخ مختصر هم شناخته می شود.که از کتاب فارسی روضه الاحباب (  Paradise  of  Lovers) نوشته عطاء الله بن فضل الله جمال الحسینی شیرازی (متوفی: 1520م) بین سالهای 1494- 1495م تکمیل شده بود.ومنسوب به میرعلی شیرنوایی شده بود وبعدا" به زبان ملایو ترجمه شده بود. کتاب روضه الا حباب ازکتاب اصلی عربی عمده الانساب (  Umdat  al-Ansab ) ترجمه شده بود. دراین حکایت خلق نور محمد   Kejadian  Nur  Muhammad ؛ قصه تصوف موجود است که در ترجمه حکایت محمد حنفیه وحکایت شاه مردان، درقرن پانزدهم میلادی ازفارسی به زبان ملایوترجمه شده بود.این قصه در ادبیات میننگکباو (سوماترای غربی) بنام   Minankkabao  Undang- undang (قوانین میننگکباو ) هم موجود است.نویسنده روسی ، ولادی میربراگنسکی در کتاب مشهوروی   Yang  Indah, Berfaedah  and  Kamal (کتاب احسن وبرمنفعت )، می نویسد که در اصل کتاب روضه الاحباب ترجمه از کتاب عربی عمده الا نساب نه بود بلکه این کتاب عربی جزوکتاب  روضه الا حباب نوشته عطاء الله بن فضل الله جمال حسینی شیرازی بود که به زبان عربی ترجمه شده بود.مولوی عبدالمقتدردرانتقاد نسخه های خطی عربی وفارسی موجود درکتابخانه عمومی بانکی پور،هند، می نویسد که درآنجا نسخه ای خاص درباره نور محمد وراجب تولد نبی محمد(ص) موجود است.این نسخه تحت عنوان ترجمه"مولود النبی" از اثرسعد الدین بن مسعود الکازرونی ، توسط پسرش عفیف الدین کازرونی اززبان عربی به فارسی ترجمه شده بود.مترجم یعنی عفیف الدین ازاین تر جمه مقصود عمده ای داشته یعنی توسط این ترجمه سیرت رسول وقرآن وحدیث رایاد بگیرد ودرخواب شرف دیداررسول اکرم (ص) بدست آورد.تا به زبان رسول اکرم (ص) تعدادی احادیث صحیح بشنود ودرآخرت هم بوسیله این ترجمه پاداش عمده ای بدست آورد.او ترجمه کتاب رامشتمل بر8 باب درسال 1331م تکمیل کرده بود.این کتاب درباره خلق نورمحمد تاتولد محمد(ص) مطالبی رابطور خاص بیان می نماید.احتمال قوی دارد منبع اصلی حکایت نور محمد به زبان ملایواین ترجمه است وتقریبا" دوقرن پیش ازکتاب روضه الا حباب گرفته شده بود.

خلاصه "حکایت نورمحمد"

حکایت نور محمد دردنیای ملایو بین مردم وگروه صوفیان "وحدت الو جود" بسیار مورد توجه قرار گرفت.از قرن نهم میلادی صحبت نورمحمد باعث مناظره وتفکربین صوفیان دربار تخلیق جهان شده بود.نور محمد در حقیقت روح نبی محمد (ص) است.حکایت نور محمد (  Story of the Mystic  Light of  Muhammad) از زبان فارسی به زبان ملایو ترجمه شده بود. در حکایت آمده است که نور محمد پنجاه سال پیش خدا سجده در آورد وخداوند تعالی برای انسان کلمه توحید وعبادات واجب کرد. بعدا" خداوند تعالی پرنده نورانی ( Glorious  Bird) از نورمحمد خلق کرد که رأس آن حضرت علی (ع) ، ودوچشم اوحضرت امام حسن(ع) وامام حسین (ع)، گردن آن حضرت فاطمه الزهرا(س) ،دوبال آن حضرت ابوبکر حضرت عمر، دم آن حضرت عثمان، سینه آن حضرت حمزه ابن عبدالمطلب، پشت آن حضرت عباس بن عبدالمطلب ساقه وپاها (Legs) اوحضرت عائشه وحضرت خدیخه الکبری (س) بود.خداوند تعالی به پرنده نور محمدی هفت دریا (seas) : دریای علم، بخشش، صبر، عقل، تدبر، رحمت ، ودریای نوراهداء کرده بود.وفرمان داد تادرهر دریا برای مدت ده هزار(10/000) سال غوطه بزند . بعد از این مدت وقتی پرنده نور محمدی از دریا بیرون آمد خداوند تعالی به او فرمان داد تا بدن خود رابجنباند واز هرقطره آب نورمحمدی که از بدن اویعنی چشم ها، گوش ها، شانه ها، بینی، وپاهایش افتاد، از آن یکصد وبیست وچهار هزار پیغمبران (124/000) وانبیاء  وچهار فرشتگان جبرائیل ، اسرافیل ، عزراییل ، لوح محفوظ، قلم عرش، کرسی، هفت آسمان آفتاب،ماه، هوا، آب، آتش، سدره المنتهی ،درخت طوبی، زمین، مهر نبی سلیمان،وعصای موسی ،راخلق کرد.این نور اول به ذات آدم (ع) وبعدا" به نبی سیس(ع)، نبی ایوب(ع) ونبی موسی (ع) منتقل شده بود.خداوند تعالی به نور محمدیفرمان داد تاپیش چهار عناصر زندگی :هوا، آتش، آب، وخاک برودودعوت دین اسلام بدهد.نورمحمدی پیش هوا رفت که خیلی مغرورومتکبربود وبه او گفت ،توچرا اینقدرمتکبرهستی ؟ مگرفانی نیستی ؟ اواز نورمحمدی سوال کرد، آیا تو فانی نیستی؟ نور محمدی جواب داد چرا،بجز ذات خدا هرچیزفانی است. به شنیدن این جواب  هوابه خدا ایمان آوردومسلمان شد.نورمحمدی پیش آتش ، آب، وخاک رفت ، آنها دعوت حق را قبول کردند ونوربه خاک برای تواضع وعجزوانکساری اوستایش کرد.انسان از این چهار عنصرخلق شده است.هرکس که این حکایت رامی خواند یاگوش کند یادرخانه خود نگهداری می کند.منفعت وثواب هفت حج بدست خواهدآوردوخدا تمام مشکلاتش راحل خواهد کرد،وآنکسی که این حکایت را هروز یا شب می خواند. ثواب شهادت را بدست خواهد آورد.درشعر حمزه فنسوری پرنده نور محمدی بعنوان بورونگ پنگائی  Burung Pingai= Pure  Bird=  Burung Suci)) بکار رفته است نورالدین الرانیری در کتاب بستان السلاطین ذکردرخت "شجره الیقین " دارنده چهار شاخه ذکر کرده است ونورمحمدی را مرغ طاووس نشان می دهد.که این مرغ طاووس ، نشسته برشاخ شجره الیقین هفتاد هزار سال تسبیح ذات حق را بیان می کند وذات خود را در آیینه حق نگاه می کند.وخود را قشنگ وکامل می بیند.واحساس کامل شدن ذات خود می کند.وبه حضور حق تعالی روزی پنج بار سجده واجب (نماز) بجا می آورد.درحکایت آمده است که  فاصله بین حضرت آدم (ع) روز تخلیق نور محمد تا تولد حضرت رسول اکرم (ص) تقریبا" 5660 سال یا 6950 سال است.

به گفته رابرت نیلی بلا (1970)، اسلام به اندونزی طی فرایند فرهنگ پذیری از میراث فرهنگ فارسی، یا به طور گسترده تر، ایران (آریایی) وارد شد، همانطور که در سبک معماری، هنر، ادبیات و علوم و دانش دیده می شود که به ترکیب عناصر مختلف تمدن از میراث فرهنگی ایران – سامی اشاره دارد.

محققان ادبیات اندونزی متأثر اسلام، به ویژه دانشمندان غرب اگر در مورد منابع ادبیات قدیمی اندونزی متأثر اسلام صحبت می کنند، به منابع فارسی و هند رجوع می نمایند.  آثار نفوذ ایران و هند، چه در استفاده از واژگان و چه در آثار ادبی قابل مشاهده است. Beg (1982) که به بررسی تعدادی از فرهنگ های لغت مالایی پرداخت، دریافت که حداقل 77 واژه فارسی رایج و مورد استفاده در این مجمع الجزایر وجود دارد. برخی از نمونه های شناخته شده عبارتند از کندوری (kenduri به معنی جشن)، آستانه (istana به معنی کاخ)، بندر (bandar)، بی ادب (biadab)، بیهوش (bius)، دیوان (dewan)، گندم (gandum)، حرامزاده (haram jadah)، لشکر (lasykar)، ناخدا (nakhoda)، تماشا (tamasya به گشت و گذار)، سودا گار (saudagar به معنی تاجر، بازار (pasar)، شاه بندر (syahbandar به معنی بندر بزرگ و واسع)، پهلوان (pahlawan)، کشمش (kismis)، انگور (anggur)، تاج و تخت (takhta)، میدان (medan)، فرمان (firman به معنی فرمایش خدا) و غیره. نفوذ قوی و بارز فارسی در زمینه زبان در این مجمع الجزایر که با اسلامی سازی یا توسعه اسلام در ارتباط است، سیستم آموزش خواندن قرآن است که از اصطلاحات فارسی به جای عربی استفاده می شود که عبارتند از جبر به جای فتحه، جر به جای کسره و پس به جای ضمه.

به اعتقاد نور خالص مجید (1987)، زبان اندونزی حاوی مقدار زیادی از کلمات قرضی فارسی است... تقریبا تمام کلمات عربی در زبان اندونزی از طریق زبان فارسی وام گرفته شده است. این را می توان در مورد حرف تای گرد (ة) به اثبات رساند که اگر وقف شود، به حرف ه ساکن تبدیل می گردد و اگر با حروف صدادار متصل است، صدای تای مفتوحه می دهد. تقریبا تمام کلمات عربی در زبان اندونزی با پسوند (ة) [وقف] به (ت) خوانده می شود، مانند adat از عادة ، berkat از برکة، dawat از دواة، hajat از حاجة، jemaat از جماعة، kalimat از کلمة، masyarakat از مشارکة، niat از نیة، rahmat از رحمة، sifat از صفة، tobat از توبة، zakat از زکاة و غیره.

ورود واژگان فارسی به زبان مجمع الجزایر به تدریج ورود آثار ادبی ترجمه شده از فارسی و هند را به دنبال دارد، مانند قصۀ معجزه پیامبر (ص) انشقاق قمر، نور محمدی (نخستین مخلوقات آفرینش شده)، مرگ نامه (داستان رحلت پیامبرص)، داستان وصیت مصطفی به امام علی، حکایت امیرالمؤمنین حسن و حسین، داستان محمد حنفیه (فرزند امام علی با زن از قبیله حنفیه)، قصه امیر حمزه (داستان قهرمانانه حمزه بن عبد المطلب، عموی حضرت محمد ص)، داستان بختیار، قصه طوطی نامه، داستان کلیله و دمنه و غیره.

نفوذ به ادبیات اسلام مجمع الجزایر

در میان جریان ورود آثار ادبی ترجمه شده فارسی، توسعه در ادبیات اسلامی مالایی تحت تأثیر ادبیات فارسی رخ داده است که در این مورد شخصیاتی مانند نور الدین الرانیری با "بوستان السلاطین" خود، بخاری الجوهری با "تاج السلاطین"، عبد الرئوف سینکِل با "شعر معرفت" و حمزه فنصوری با "شعر قایق" مشهور خود (پدر ادبیات مدرن مالایی) ظهور کزدند.

در حالی که با مورد در سوماترا و شبه جزیره مالایی کمی تفاوت دارد، آثار ادبیات اسلامی توسعه یافته در سواحل شمالی جاوا معمولا به شکل آهنگ یا نثر در آمده، از جمله Serat Anbiya (داستان انبیا)، Serat Pepali (نامه هدایت)، Serat Menak (داستان حمزه)، سلوک، Raja Pirngon (داستان پادشاه فرعون). (Sedyawati، 2001) و نیز متفاوت با ادبیات مالایی تحت تأثیر اسلام با نشانه ظهور متون ترجمه از فارسی و هندی است، ادبیات جاوه تحت تأثیر اسلام تنها بخش کوچکی را از متون ترجمه ای اخذ کرد. بخش زیادی از ادبیات جاوا تحت تأثیر اسلام شامل داستان های محلی مربوط به شخصیت های مسلمان و زندگی نامه محلی آنها مانند داستان جایالِنکارا (Jayalengkara)، جاتیسوارا (Jatiswara)، سسترا گِندیگ (Sastra Gending)، جنگالامانیک (Jenggalamanik)، کرامالِیا (Kramaleya)، شیخ جانکونگ (Syekh Jangkung) و چبولِک (Cabolek) می شود. و حتی در طول دوره ماتارام (Mataram) در قرن 16 و به دنبال آن دوره سوراکارتا در قرن 18، ادبیات نوشته شده شاعران مسلمان از زندگی نامه و شخصیت های محلی غیر مسلمان مانند ناواروچی، داستان راما، آرجوناسسراباهو (Arjunasasrabahu)، آنلینگ دارما، مینتاراگا، بیما إسوارگا، داهیانگ سالوکا، پنجی با ادغام آموزه های اسلامی استفاده می شد. اگر چه به داستان های محلی گرایش پیدا می کرد، اما تأثیر تعدادی از نسخه های ترجمه فارسی و هند نیز توسعه یافته و مورد علاقه مردم جاوا قرار می گرفت.

داستان مِناک (Menak) که متن ترجمه شده است، در جاوا با انواع قهرمانان آن مانند مناک سرِهاس (Menak Sarehas)، مناک لاره (Menak Lare)، مناک سلوب (Menak Sulub)، مناک سِراندیل (Menak Serandhil)، مناک کورستان (Menak Kuristan)، مناک کنجون (Menak Kanjun)، مناک کاندابومی (Menak Kandhabumi)، مناک جُبین (Menak Jobin)، مناک انگ امبرکوتوپ (Menak Ngambarkustup)، مناک کالاقدرت (Menak Kalakodrat)، مناک کواری (Menak Kuwari)، مناک چین، مناک مالِباری، مناک پوراکندا، مناک سُرنگ¬آن (Menak Sorangan)، مناک جامینامبر (Menak Jaminambar)، مناک لاکات و غیره تکامل یافته است. هر چند عناوینی متفاوت دارد، اما ذات داستان های مناک بر اساس داستان شخصیت اصلی به نام امیر حمزه بن عبد المطلب، یکی از اشراف زاده در مکه نوشته شده است. امیر حمزه به عنوان یک قهرمان اسلام به تصویر کشیده شده که از یک کشور به کشور دیگر برای گسترش اسلام به مبارزه می پرداخت. داستان مناک امیر حمزه از داستان امیر حمزه مالایی منبع گرفت که خود این قصه مالایی نسخه ترجمه ای از ادبیات فارسی تحت عنوان امیر حمزه است که عبارت است از داستان حماسی فارسی با حکایت از شخصیت امیر حمزه. 

امیر حمزه در داستان مناک در واقع یک تصویر از شخصیت تاریخی حمزه بن عبد المطلب (عموی پیامبر که در جنگ احد به شهادت رسید) به عنوان قهرمان شجاع بی رقیب است. به گفته رِسُویجویو (Resowidjojo) 1941، شخصیت امیرحمزه در داستان مناک با نامهای مانند وانگ آگونگ جایِنگرانا (مرد بزرگ Jayengrana)، وانگ آگونگ مناک، جایِنگ جوریت (Jayeng Jurit)، جاینگ لاگا، جاینگ ساترو، امیر مؤمنان، مناک امیر، جایادیمورتی، ویرادیمورتی، جاینگ رسمی، پلوگان، پلوگانگسا، رتنانیگ جوریت، کمادیل عالم، کرابول مَونون یاد می شود. گفته شد که امیر حمزه بسیاری از زنان و کودکان نتیجه ازدواج با دختران پادشاه ها از کشورهای مختلف داشت. از ازدواج با رتنا مونینگار (مهرنگار)، دختر شاه انوشیروان از سرزمین مدایین، پسری به نام قبات شهریار؛ با دوی مارپینجون، خواهر دوی رتنا، پسری به نام رستم آجی؛ دوی إسمایانتی دختر پادشاه تمیم أزهر، دختری به نام دوی قریشین؛ با دوی کلاسوارا، دختر پادشاه کِلان جلالی پادشاه کیلانی، پسری به نام بدیع الزمان؛ با دوی سوداراورتی (Sudarawreti)، دختر شاه فریژ، پسری به نام جایوسمن؛ با دوی سکار کداتان، دختر شاه حسن مصری پادشاه مصر، پسری به نام عمر مصری یا مریونانی؛ با دوی رتنا کیسبندی، پسری به نام هاشم قُویری؛ با دختر پادشاه بوروداگینگ از سرزمین روم، پسری به نام هاشم کاتمسی به دنیا آمدند.

نفوذ در هنرهای نمایشی

داستان مناک امیر حمزه در جاوه هر چند در نسخه های خطی نوشته شده، اما اغلب در قالب نمایش وایانگ (عروسک شب خیمه بازی) به تصویر کشیده می شد. از طریق هنرهای نمایشی، داستان مناک امیر حمزه با منبع ادبیات فارسی تحت عنوان قصه امیر حمزه که پر از نظریه ها، ایده ها و اندیشه های طرفداری از خاندان حضرت محمد (ص) است، شناخته شده و مورد قبول تقریبا تمام مردم جاوا در مناطق ساحلی و دور افتاده بوده، و حتی به جزیره نوسا تنگارا غربی گسترش می یافت.

در برخی از نمایشنامه ها اینگونه نشان می دهد که شخصیت امیر حمزه اغلب وارد بحث با پدر زن خود، شاه انوشیروان کافر و نیز با شکم گنده مرمایا (عمر امیه) چهرۀ زشت می شد. شخصیت امیر حمزه بسیار مورد تحسین جامعه است. شهرت داستان مناک در جامعه جاوه در قرن 19 و 20، حداقل در نامگذاری فرزندان آنها با نام ها شخصیت های آن مانند امیر، حمزه، مقتل، جومیریل، لقمان، تامتانوس، جایوسمان، قریشین، سولاسیکین، سوداراورتی، مونینگار (مهرنگار)، کادارواتی دیده می شد (یُسُدیپورا، 2002) و از نامگذاری با شخصیت آنتاگونیست شکم گنده عمر امیه با خلق و خوی زشت حاضر نبودند.

در همین حال، گسترش ارزش های اسلامی از طریق هنر به وسیله توسعه ترکیبی بین فرهنگی – هنری محلی با فرهنگی – هنری اسلامی از ایران، هند، چامپا، چین و عرب مانند هنر وایانگ با همه انواع آن، برنامه های خنده آور، کمدین، رقص، آهنگ، شعر و غیره رخ می داد.

یک چیز قطعی از نفوذ اسلام ایرانی و هندی مؤثر در ظهور هنرهای سنتی در هنر وایانگ با داستانهای مناک، داستان رامایانا و مهابهاراتا، حکایت اولیای مبلغ اسلام، داستان شکم گنده، هنر جادوی عرفانی، هنر kekebalan از ءريقلأ رفاعيه، صلوات خواني و موسيقي همراه آن دیده می شود.

به گفته سیموه (1988)، در جاوا نفوذ شیعه در روند اسلامی سازی از طریق هنر مانند هنر نمایشی ساندول (sandhul)، هنری که نبرد بین امام علی بن ابی طالب با معاویه را نشان می دهد، قابل مشاهده است. مراسم روز عاشورا با عرضه یک بشقاب برنج و فرنی عبارت است از مراسم برای امام حسین، نوه حضرت محمد (ص) است که در جنگ کربلا سال 680 میلادی کشته شد. نتیجه گیری سیموه این است که هنر ساندول از تأثیر اسلام شیعه آمده است و البته، مربوط به داستان امیر حمزه می شود. این بدان معناست که هم هنر ساندول و هم داستان مناک، درگیری و مناقشه ابدی را بین بنی امیه بنی عبد المطلب با داستان نبرد علی در برابر معاویه و حمزه بن عبد المطلب در برابر شخصیت امیه به می کشد. و این از نظر روحی ساختار روانی (عادت) جوامع مسلمان در مجمع الجزایر اندونزی را که به امام علی (ع) و حمزه بن عبد المطلب طرفداری کرده، تحت تاثیر قرار می داد.

منابع :

- Al-Attas, Syed Farid, 1999, ‘The Tariqat al-‘Alawiyya and the Emergence of the Shi’i School in Indonesia and Malaysia’, Oriente Moderno.

- Azyumardi Azra2013",THE SHI’IS IN SOUTHEAST ASIA:Towards Closer Rapprochement and Cooperation".. Historical & Cultural Presence of Shiahs in Southeast Asia:Looking at Future Trajectories,Yogyakarta, university .

- Agus Sunyoto2012.,Atlas Wali Songo,Iman,Jakarta.

- Baried Baroroh 1976,"Shia Elements in malay literature",in profiles of malay Culture,Ministry of Education  and Education and Culture,Jakarta ,Indonesia,Igba l  .muhammad  zafar  1997, ,introduction  to Iranian Impacr on Indonesian Civilization and literature,Jakarta,Indonesia (u.d)

-Fretage.Ulrike 2003.Indian  Ocean  Migrants and State Formation in Hadhramaut :Reforming the Homeland, .Leiden and Boston Brill.

- M. Ismail Marcinkowski,"Shiite in South-East Asia ,Encyclopadia Iranica(New York NY).  Frode F.Jacobsen,  Hadrami  Arabs  in present-day Indonesia,Routledge contemporary Southeast Asia Series

-Hefner .Robert W.1993"Islam .State.and Civil Society:ICMI  and  the  Struggle for Middle class Indonesia .Husain ,Asna 1998 Philosophical and Sociological Asprcts of Dawah:A Study of Dewan Dakwah Islamiyah Indonesia.Ann Arbor:UMI.

- Kamaruzzaman Bustamam-Ahmad,2012,. "History of Shi’ah in Aceh".Gajamada  University Yogyakarta.

- M.Ismail Marcinkowski,"Shiite in South-East Asia ,Encyclopadia Iranica(New York NY).

Frode F.Jacobsen,  Hadrami  Arabs  in present-day Indonesia,Routledge contemporary Southeast Asia Series.

- Zulkifli, 2009, ‘The Struggle of the Shi’is in Indonesia, Doctoral dissertation, Leiden University

- Hadi Amirul,2004 ,Islam and State in Sumatra:A Study of Seventeenth Century Aceh(Leiden Brill)..Sachedina Abdulaziz Abdul Husein,1988,The Just Ruler (Al-Sultan al-Adil)in Shiite Islam:The Comprehensive Aulthority of the Jurist in Imamite Jurisprudence ,Oxford University Press.

- HJ  Muzaffar Dato HJ Mohamad ,2009,Crescent News ,K.L Malaysia..

-- Frood F.Jacobsen,2009,Hadrami Arabs in Present-day Indonesia,Rutledge,New York.R.B 1957,.Serjeant,The Saiyids of Hadramaut,University of London,Luzac and Co.London.

  -1957,.Serjeant,The Saiyids of Hadramaut,University of London,Luzac and o.London.

- Sachedina,Abdulaziz Abdul Husein ,1988,"The Just Ruler(Al-Sultan al-Adil)in Shite Islam:The Comprehensive Authority of the Jurist in Imamite Jurisprudence",Oxford University Press,Oxford .

- Kamaruzzaman Bustamam-Ahmad,2012,. "History of Shi’ah in Aceh".Gajamada  University Yogyakarta .

- Sayd Muhammad Naguib Al-Attas,1979,The Mysticism Of Hamzah Fansuri. University of Malaysia press,Kuala Lumpur,.

- R.O.Winstedt,1958,”A History of Classical Malay Literature”,Jambras No .31.

-Henri Cambert-Loir,”Abd al-Samad al-Palembani “op.cit.p.xi

- Takeshi Ito,1976,"why did Nuruddin ar-Raniry leave Aceh in 1054 AH",BKI no 134.

-Mohammad Nasir bin Mohamad Nasir,2004,Persian Influences in the Mysticism of Hamzah

 - Ziarah Rasul Bersama, Hadad Alwi, vol. 2 (Jakarta : Studio 12, 1998), hlm. 22-23.

 

-شهاب ،محمد اسد ،1381 ه ق ؛"الشیعه فی اندونیسیا "؛مطبعه الغری الحدیثه ،النجف الاشرف صص25-28.

 -اقبال ،محمد ظفر ،1384 ،تاثیر زبان وادبیات فارسی وفرهنگ ایرانی در زبان وفرهنگ اندونزی ،پایان نامه دکترای دانشکده ادبیات وعلوم انسانی دانشگاه تهران صص 35-38.

-آزیومردی عذرا، "شیعه در اندونزی: بین اسطوره و واقعیت" در علوم قرآن شماره 4، سال 1995، ص 4.ترجمه فارسی رایزنی فرهنگی ج.ا.ا جاکارتا ،1392 .

.-  جلال الدین رحمت، "دوگانگی سنی و شیعه بحث بی ربط است"، گفتگو در علوم قرآن، شماره 4، سال 1995، ص 96-98.

. شهاب محمد ضیاء ،1400 ه ق ،الامام المهاجر ،دارالشروق للنشروالتوزیع والطباعه

 -کتاب مولدالبرزنجی ،لزین العابدین جعفرابن حسن ابن عبدالکریم الحسینی الشهرزوری ،الشهیر بالبرزنجی الشافعی  متوفی سته 1177ه طبع فی القاعره 1283.القول المنجی علی مولدالبرزنجی ،لابی عبدالله محمد ابن احمد بن محمد علیش المالکی المغربی ،مطبعه محمد مصطفی وهبه 1280 القاهره

: <#f:3905/>
تعداد نمایش : 332 <<بازگشت

 

گزارش تصويري
  • اختتاميه روزهاي فرهنگي ايران در تركمنستان
    روزهاي فرهنگي جمهوري اسلامي ايران، 20 بهمن‌ماه در سالن تئاتر درام موسیقی ملی تئاتر «مختومقلی» در عشق‎آباد به کار خود پایان داد.

  • افتتاح روزهاي فرهنگي ايران در تركمنستان
    روزهاي فرهنگي ايران در تركمنستان عصر ديروز (18 بهمن ماه) با حضور هنرمنداني از جمهوري اسلامي ايرن و تركمنستان در عشق‌آباد افتتاح شد.

  • افتتاح روزهاي فرهنگي ايران در تركمنستان
    روزهاي فرهنگي ايران در تركمنستان عصر امروز (18 بهمن ماه) با حضور وزير فرهنگ تركمنستان و رييس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي در عشق‌آباد افتتاح شد.

  • همايش «قدس، پايتخت صلح اديان»
    همايش «قدس، پايتخت صلح اديان»، صبح امروز (11 بهمن‌ماه) با حضور ابوذر ابراهيمي‌تركمان و شخصيت‌ها، مقامات علمي و ديني كشورمان در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي برگزار شد.

  • همايش «قدس، پايتخت صلح اديان»
    همايش «قدس، پايتخت صلح اديان»، صبح امروز (11 بهمن‌ماه) با حضور ابوذر ابراهيمي‌تركمان و شخصيت‌ها، مقامات علمي و ديني كشورمان در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي برگزار شد.